آفای هارون یحیی  مشهورترین دانشمند مسلمان  خلقت گرا در سایت بین المللی فرگشت  که به زبانهای مختلف ترجمه شده  مجموعه ای مهم و گزیده از استدلالهای ضد فرگشت را گردآوری کرده است. از جمله استدلالهایی که او مطرح کرده اشاره اوست به دیکتاتوری داروینیستها در سطح جهان که واقعا قابل تامل است.

او می نویسد:

غیر ممکن است  یک پروفسور مخالف فرگشت بتواند در یک دانشگاه در تقریبا هر یک  از داشگاههای جهان تدریس کند. هیچ نخست وزیر در هیچ کشوری نمی تواند اعلام کند که با داروینیسم مخالف است. هیچ معلمی نمی تواند به دانش آموزانش بگوید که داروینیسم یک تقلب است و دانش آموزان نیز نمی توانند به معلمانشان بگویند که با این نظریه مخالفند. هر پروفسور و معلمی که این عقیده مخالف را ابراز کند فوری از کارش اخراج می شود. برای یک نخست وزیر ضد فرگشت غیر ممکن است که در سمت خود باقی بماند. 



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٢/۱٠/٢۸ | ۱۱:٤۳ ‎ب.ظ | نویسنده : دکتر سید محمود میرافضلی سریزدی | نظرات ()

وقتی که «رابین دانبار» Robin Dunbar استاد «مردم شناسی تکاملی» در دانشگاه آکسفورد در سال ۱۹۹۳ نظریه‌ی «تعداد دوستان مورد نیاز بشر» را طرح کرد، نامش ناگهان سر زبان‌ها افتاد. او که درباره‌ی «انسان‌های اولیه» تحقیق می‌کرد، با تکیه بر یافته‌هایش موفق شد به عددی دست بیابد که با نام «عدد جادویی دانبار» Dunbar's number  ثبت شده است. گسترش نجومی شبکه‌های اجتماعی در اینترنت، بحث درباره‌ی حد و حدود و نقاط مثبت و منفی دوستی‌ها را دوباره بر سر زبان‌ها انداخته است. دکتر دانبار برای پاسخ دادن به این ضرورت، کتاب تازه‌ای منتشر کرده با این قصد که یک‌بار دیگر با در نظر گرفتن تغییرات اجتماع معاصر درستی نظریه‌ی «عدد جادویی»‌اش را اثبات کند. کتاب تازه‌ی رابین دانبار «هر انسان، چند دوست باید داشته باشد؟» نام دارد و آمیزه‌ای است از مجموعه مقالات علمی. او همچنین بازگشت دوباره‌ای دارد به عدد ۱۵۰ که به اعتقاد او نمره جادویی برای داشتن تعداد دوستانی است که مغز بشر می‌تواند در درازمدت با آنها رابطه‌ای جدی و مفید داشته باشد.



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٢/۱٠/٢٧ | ٦:٥٧ ‎ب.ظ | نویسنده : دکتر سید محمود میرافضلی سریزدی | نظرات ()

اولین بار این واژه را چند روز قبل در کلاسهای ترک اعتیاد شنیدم. برخی محققان در توصیف اثرات نامطلوب الکل وبرخی مواد اعتیاد زای دیگر به این واژه اشاره کرده اند و منظورشان این بوده که مواد مخدر می تواند سبب اضمحلال صفات انسانی و اخلاقی و جانشین ردایل و زشتی ها در انسان گردد و بدین ترتیب انسان چند قدم به عقب برمی گردد. البته این به معنی تغییر شکل انسان به اجداد خود یعنی میمونها نیست ولی وقتی این جملات را شنیدم به یاد ایاتی از قرآن افتادم که در باره برخی اقوام گناهکار، خدا چنین مجازاتی را مقرر داشته و آنها را به میمون یا خوک تبدیل کرده است. در این خصوص مقداری جستجو کردم و به برخی از مطالب در باره فرگشت معکوس برخورد کردم که فکر کنم اطلاع از آنها برای خوانندگان محترم جالب باشد.



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٢/۱٠/٢٧ | ۳:۳٢ ‎ب.ظ | نویسنده : دکتر سید محمود میرافضلی سریزدی | نظرات ()

نوشته : آلوین پلانتینگا

ترجمه‌ و مقدمه: یاسر میردامادی

مقدمه‌ی مترجم: ماده‌انگاری، یا ماتریالیسم، که امروزه گاهی به آن فیزیکالیسم هم گفته می‌شود، دیدگاهی است جهان‌شناختی که موجودات و پدیده‌های جهان (و حتی پدیده‌ی آگاهی و حالات التفاتی) را صرفاً (و این قید مهم است) شکل‌گرفته از ماده یا انرژی و یا نهایتاً قابل فروکاستن به ماده یا انرژی می‌داند. این دیدگاه، که از نظر تاریخی تنوع فراوانی به خود دیده و به گرایش‌های فراوانی تقسیم شده است، دیدگاهی با سابقه‌ی دراز و گستره‌ی جغرافیایی وسیع در تاریخ تفکر بشری است: از هند و چین باستان گرفته تا یونان باستان (تالس، دموکریتوس، اپیکور…) و از پاره‌ای مسیحیان نخستین گرفته تا پاره‌ای مسلمانان دو قرن اول هجری (و حتی بعدتر) و بسیاری از دانشمندان و فیلسوفان عصر روشنگری (توماس هابز…)، و دوران معاصر (چامسکی، پاتنم، …) همه را می‌توان ذیل چتر کلی ماده‌انگاری، در معنای وسیع آن، طبقه‌بندی کرد.

در دوران مدرن به ویژه، فویرباخ و مارکس چرخش نوینی در ماده‌انگاری پدید آوردند. ماتریالیسم در میان تفکر چپ‌ به عنوان یک جهان‌شناسی فراگیر تحت عنوان «ماتریالیسم دیالکتیک» شناخته می‌شود، خود مارکس بیشتر به «ماتریالیسم تاریخی» و نه ماتریالیسم فراگیر پرداخته و ماتریالیسم به عنوان جهان‌شناسی‌ای فراگیر در تفکر چپ بیشتر مرهون کسانی غیر از مارکس و به طور خاص انگلس و بعداً لنین است.



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٢/۱٠/٢٠ | ٩:٤۳ ‎ب.ظ | نویسنده : دکتر سید محمود میرافضلی سریزدی | نظرات ()

همانطور که در نوشتار قبل اشاره شد، هاوکینگ برای فرار از مشکلات ملحدین و بی خدایان در خصوص تئوری بیگ بنگ از قبیل اینکه چه کسی توده متراکم نخست را آفریده و  یا اینکه چه کسی ماشه انفجار بزرگ را کشیده و یا اینکه چگونه این انفجار بزرگ سبب بی نظمی نشده بلکه میلیاردها سال است که جهان و کواکب و سیارات  با نظمی بی نظیر و بر اساس فرمولهای دقیق فیزیک در حال حرکت و حیات هستند و اینکه چه کسی جهان با این عظمت را رام و ذلیل خود کرده که هیچ موجودی اختیار حتی اندکی نافرمانی ندارد  یک تئوری جدید تحت عنوان ازلی و ابدی بودن جهان را مطرح کرد. بر اساس این ایده اصولا انفجار بزرگی رخ نداده بلکه جهان از ازل بوده و خود اختیار دار خود بوده ، هر کاری خواسته کرده و به تدریج تکامل یافته و این کرات و آسمانها ایجاد شده است و این وضعیت تا ابد ادامه خواهد یافت و به خاطر همین اصلا نیازی به خدا نبوده و نخواهیم داشت!!!!  این نظریه مضحک و  سخیف خود بخود این مطلب را به ذهن متبادر می کرد که اگر این تئوری درست باشد باید در کرات دیگر در این جهان بیکران باید موجوداتی دیگر با همین قواعد یا قواعدی متفاوت از این جهان در حال حیات باشند. اگر ما قدرت بی انتهای خدا را در نظربگیریم این مطلب به خودی خود بسیار جالب، امکان پذیر و متکی به عقل و حکمت است است ولی اگر موجود قادر و هوشمندی به نام خدا را حذف کنیم مطلب بسیار خنده دار ، مضحک و غیرممکن می شود.



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٢/۱٠/۱٥ | ۱٠:٢٩ ‎ق.ظ | نویسنده : دکتر سید محمود میرافضلی سریزدی | نظرات ()

تکامل گرایانی که از نظریه تکامل برای رد کردن وجود خدا حداکثر سوء استفاده را می کنند علاوه بر اعتقاد به فرگشت تدریجی موجودات ساده به موجودات پیچیده تر، به موضوعات عجیبتر دیگری هم اعتقاد دارند. از جمله آنها استفان هاوکینگ فیزیکدان مشهور است که اعتقاد دارد جهانی که ما امروز در آن زندگی می کنیم جهانی ازلی و ابدی و خود ایجاد شده SELF-CONTAINED  از "هیچ" است . به عقیده او این جهان از فرگشت جهان بسیار ساده تری ایجاد شده و همینطور ما می توانیم تا بی نهایت به عقب برگشته و جهانهای ساده تری را تصور کنیم و در این حالت دیگر نیازی به خدای آفریننده توده متراکم و کشنده ماشه انفجار بزرگ نداریم. بدین لحاظ این احتمال را مطرح کرده که اگر بر  جهان ما نیز قوانین داروین مثل انتخاب طبیعی، بقای موجودات منعطف تر و قویتر حاکم باشد پس می توانیم حدس بزنیم که در گذشته جهانهای دیگری بوده اند که در مسیر فرگشت از بین رفته اند و امروزه جهان ما و میلیونها جهان دیگر که قادر به تداوم بقا بوده اند در این کهکشان وجود دارند. همچنین این حدس را می زنند که در نقطه ای از این جهان پهناور احتمالا جهانهایی موازی parallel universes  و  موجودات زنده دیگری شبیه ما وجود دارند و باز هم این حدس را می زنند که احتمالا همانطور که ما الان مشغول نوشتن یا خواندن این متون هستیم احتمالا در نقطه ای دیگر از جهان هستی فردی دیگر با همین مشخصات نشسته و سرگرم خواندن یا نوشتن متنی شبیه ماست!!!! این حدسیات و تخیلات که بعضا  علمی است ولی بعضا بوی مهملات و جنون را می دهد منجر به پدید آمدن نظریاتی همچون فرگشت کیهانی، جهان های موازی، جهان ازلی و ابدی  و ...شده است. بدین سان برخی تکامل گرایان ملحد که هرگز حاضر نیستند موجود عظیمی مثل  خدای قادر را با این استناد که او از جنس متافیزیک است و متافیزیک را اصالتا نمی توان قبول کرد( رجوع کنید به مناظره پلانتینگا و دنیل دنت)  قبول کنند توقع دارند ما این اراجیف را به اسم علوم مدرن به رسمیت شناخته و به آن ایمان بیاوریم. در این نوشتار به برخی از این موضوعات  اشاره می شود.



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٢/۱٠/۱۳ | ٩:٢٢ ‎ب.ظ | نویسنده : دکتر سید محمود میرافضلی سریزدی | نظرات ()

جوایز داروین به جوایز کنایه‌آمیزی گفته‌می‌شود که به افرادی اعطا می‌شود که با مرگ یا عقیم‌کردن خود (توسط کارهای ابلهانه)، خود را از مسیر تکامل انسان‌ها خارج می‌کنند و به این ترتیب به مرغوبیت ژنانسان‌ها در طی فرایند تکامل کمک می‌کنند. بحث و گفتگو در باره این جوایز ابتدا در بحثی در یک گروه خبری  اینترنتی در حوالی سال ۱۹۸۵ آغاز شدند. با راه‌اندازی وب‌گاه در سال ۱۹۹۳ و سلسله کتاب‌هایی در سال ۲۰۰۰ توسط وندی نورث‌کات این جایزه حالتی رسمی‌تر یافت. وندی نورتکات دانشمند امریکایی در سال 1985 جایزه داروین را بنیانگذاری کرد که فقط به احمقانه ترین رفتاری که موجب مرگ شوند اختصاص می‌یابد. این جایزه بلافاصله در میان دوستداران طنز سیاه در سراسر جهان طرفداران بی شماری پیدا کرد.
برندگان این جایزه از طریق نظر سنجی اینترنتی انتخاب می‌شوند.

بیانیه این جایزه به این شرح است:[۱]

با الهام از چارلز داروین، جوایز داروین یاد و خاطره افرادی را که با ایثار جان خودشان از مجموعه ژن‌های ما پاسبانی کردند گرامی‌می‌دارد. برندگان جایزه داروین خودشان را با غیرعادی‌ترین کارهای ابلهانه از بین بردند و به این‌ترتیب امکان بقای درازمدت گونه انسان‌ها را بالا بردند.

 In the spirit of Charles Darwin, the Darwin Awards commemorate individuals who protect our gene pool by making the ultimate sacrifice of their own lives. Darwin Award winners eliminate themselves in an extraordinarily idiotic manner, thereby improving our species' chances of long-term survival.



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٢/۱٠/۱٢ | ۱۱:٤٦ ‎ق.ظ | نویسنده : دکتر سید محمود میرافضلی سریزدی | نظرات ()

کارل مارکس ( Karl Heinrich Marx May 1818 – 14 March 1883)، فیلسوف، اقتصاد دان، جامعه شناس، تاریخدان و روزنامه نگار آلمانی در قرن 19، در زمینه های مختلفی و منجمله اقتصاد کتب و مقالات زیادی را به رشته تحریر در آورد. در این میان بی تردید مشهورترین آثار او مانیفست کمونیست  The Communist Manifesto (1848) و سرمایه  Das Kapital (1867–1894) است که البته امروزه نیز علی رغم به زباله دان تاریخ سپرده شدن دیدگاههای کمونیستی هنوز مورد توجه اهل فن این رشته قرار دارند. نکته بسیار جالب در زندگی این دانشمند آلمانی این است که در شرح زندگی او در ویکی پدیا بیش از هر انقلابی دیگری می توان واژه انقلاب revolution  را دید و این نشان می دهد اندیشه های او تا چه حد سبب تغییر و تحولات سیاسی و اقتصادی در دنیای مدرن شده است. «تاریخ همهٔ جوامع تا کنون، تاریخ مبارزهٔ طبقاتی بوده است.» از جمله مشهورترین جملات مارکس دربارهٔ تاریخ است که در خط اوّل مانیفست کمونیست خلاصه شده‌است. او اوّلین جلد کتاب مشهورش، سرمایه، را در ۱۸۶۷ منتشر کرد. این کتاب حاوی نظریات او در نقد اقتصاد سیاسی است.



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٢/۱٠/٦ | ۱٠:٠۳ ‎ب.ظ | نویسنده : دکتر سید محمود میرافضلی سریزدی | نظرات ()

چند روز قبل در خصوص موضوع فداکاری و خودخواهی و دیدگاه های تکامل گرایان در این خصوص و جایگاه آن در بحثها، با دوست عزیز و دانشمند خود آقای دکتر محرمی رئیس بخش بیماریهای زنبور عسل موسسه تحقیقات واکسن و سرم سازی رازی صحبتی داشتم. او  در خصوص زنبور عسل و بخصوص زنبورهای کارگر توضیحاتی داد که بسیار جالب و عجیب بود. تکامل گرایان اعتقاد دارند که پیشران تکامل و فرگشت انتخاب طبیعی و شایستگی هاست. بر این مبنا موجودی امکان تداوم حیات دارد که قویتر و منعطفتر از بقیه نسبت به ناسازگاریهای محیط پیرامون باشد. وقی جانور شناسان بیولوژی بسیاری از موجودات را بررسی کردند متوجه شدند که آنها برای تداوم حیات هم گونه های خود دست به فداکاری می زنند. موضوع فداکاری سبب عقب نشینی تکامل گرایان به سمت نظریه ی شایستگی فراگیر و انتخاب خویشاوندی شد. بر این اساس موجودات برای بقای خود و گونه خود تلاش می کنند و می جنگند اما اطلاعاتی که از دوست دانشمندم در باره زندگی زنبور عسل گرفتم نشان می داد که این موجود نه فقط برای بقای خود بلکه افراد هم گونه و همچنین موجودات دیگر اعم از گیاهان و انسانها تلاش زیادی انجام می دهد و بهره او از اینهمه تلاش چیزی جز مقدار کمی عسل و عمری 5-2 ماهه نیست.این اعتقاد تکامل گرایان که  یک موجود فقط برای بقای خود و به قول بسیط تر برای بقای افراد هم گونه خود تلاش کند اصلا با شرح زندگی زنبور عسل تطابق ندارد و زندگی این موجود دوست داشتنی، مفید به حال جهان هستی و پر تلاش خط بطلانی است بر این دیدگاه. گفته می شود داروین یک بار اظهار نمود: "منظره ی یک پر در دم طاووس, هر آن گاه که در برابر دیدگانم قرار می گیرد, مرا بیمار می کند!" (نقل قول از کرونین, 1991, ص114)در این نوشتار شرحی خواهیم نوشت بر زندگی سراسر تلاش و کوشش زنبور های عسل که فداکاری را به حدی می رسانند که اگر داروین آنها را می دانست به کلی از نظریه خود نا امید می شد!!!



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٢/۱٠/۱ | ٢:۳۳ ‎ب.ظ | نویسنده : دکتر سید محمود میرافضلی سریزدی | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.