فسیل یا سنگواره را به طور کل می توان اثر اجزای جاندارانی دانست که مدتها قبل می زیسته اند و در اثر عوامل طبیعی به زمان امروزی ما رسیده اند. یا می توان گفت هر گاه بخشی از بدن موجودی که در روزگاران دور می زیسته است و یا اثری از آن به ما برسد درواقع ما به فسیل دست یافته ایم.

هر گاه جانداران مرده به جای آنکه تجزیه شوند به بخشی از پوسته زمین تبدیل شوند فسیل شکل می گیرد. وقتی جانوری و یا گیاهی بمیرد و آن را لایه ضخیمی از گل و لای بپوشاند این پدیده رخ می دهد از این رو جای جای زمین مملو از فسیل است. اولین و آخرین فسیل از موجودات منقرض شده هیچ فرقی با هم ندارند و موجوداتی که در حال حاضر زندگی می کنند نیز با فسیل اجداد خود که صدها ملیون سال قبل می زیسته اند تفاوتی ندارند. لذا به وضوح می بینیم که موجودات برای اولین بار در شکل کامل خود ظاهر می شوند و درطول ملیون ها سال هیچ تغییری نمی کنند بنابراین می توان گفت که موجودات ناگهان از نیستی پا به هستی گذاشته اند و این معنایی جز آفرینش نمی تواند داشته باشد.

پس از مرگ جاندار قسمت های نرم بدن به سرعت تجزیه می شوند وقبل از اینکه بافت های سخت مانند استخوانها تجزیه شوند باید گل و لای زیادی آنها را بپوشاند تا فسیل تشکیل یابد.

 

 

با گذشت سالیان دراز لایه های جدیدی از رسوب روی  بدن جاندار قرار می گیرد. به نحوی که فکر می کنیم در عمق زمین فرو رفته است. اما در واقع لایه ی جدیدی از خاک روی آن را پوشانده است.این لایه ها به مرور در اثر فشار لایه های بالاتر فشرده و به لایه هایی از سنگ تبدیل می شوند در این حالت استخوانها با فلز های موجود در محیط اطراف خود تبادل جا می کنند به این ترتیب قالب کاملی از بدن جاندار تشکیل می شود.

 

 

 

زمین رفته رفته در اثر حرکات تکتونیک حرکت می کند و لایه ای که فسیل در آن است به بالای سطح زمین می آید.

 

 

 فسیلی که به سطح زمین آمده است یا خود ظاهر می شود و یا بعد از حفاری  به آن دست می یابند.

 

 

 

 

 

 

این فسیل برگ درختی است که قدمت آن به 55تا5/65ملیون سال قبل یعنی دوره پالئوسین برمی گردد. این فسیل را درمونتانا پیدا کرده اند.

 

 

 

فسیلی از یک قورباغه که در پنجاه ملیون سال قبل می زیسته است و نمونه زنده امروزی آن . می بینیم که هیچ تفاوتی بین ساختار این دو وجود ندارد.

 

 

فسیل خرچنگ دریایی در سمت چپ که قدمت آن 23تا38 ملیون سال است و نمونه زنده آن که در سمت راست می بینید.

 

فسیلی ازستاره دریایی که 443تا490ملیون سال از عمر آن می گذرد. با مقایسه آن با ستاره دریایی امروزی که در سمت راست می بینیم در می یابیم که  این گونه جانور واقعا در طول ملیون ها سال هیچ تفاوتی نکرده است.

هیچ فسیلی وجود ندارد که ثابت کند جانداران در طول نسل ها از مراحلتکامل عبور کرده اند. به جز تعداد اندکی فسیل که داروینیست ها ارایه می دهند و ارزش علمی ندارند. ثابت شده است برخی از فسیل هایی که آنها به عنوان نمونه های انتقالی یا حد واسط به جهان معرفی کرده اند ساختگی اند. از این رونتیجه میگیریم  نظریه تکامل به حدی ضعیف و غیر علمی است که طرفدارن آن به جعل و دروغ پناه می برند.  در150سالی که از عمر نظریه داروین می گذرد صدها ملیون فسیل در سراسر دنیا کشف شده است که همگی نشان میدهدند ماهی ها،پرندگان، حشرات، خزندگان و...  از روز اول پیدایش خود به شکل امروزی خود بوده اند. و تا کنون فسیلی پیدا نشده است کهنشان دهد ماهی ها به خزنده و خزندگان به پرنده تبدیل شده باشند. خلاصه این که فسیل ها نظریه تکامل را که قایل به تولد و اشتقاق گونه ها از همدیگر است به کلی رد می کنند.

 

هیچ تفاوتی بین میگویی که در 70تا 250ملیوئن سال قبل می زیسته و آنچه که در زمان کنونی ما زندگی می کند وجود ندارد.

 

 

مورچه بال دار درون کهربا که 15 تا 20ملیون سال از قدمت آن می گذرد اما گوئی که چند روز قبل به این دام افتاده است. هرگاه حشرات در صمغ درختان گیر کنند حتی بافت های نرم آنها نیز محفوظ می ماند.

 

 

 

 

فسیل ها نشان می دهند که موجودات خیالی ای که در این تصویر می بینیم هرگز وجود نداشته اند. بلکه موجودات امروزی کاملا با فسیل های خود مطابقت می کنند. و در طول زندگی خود هیچ تغییری بر انها وارد نیامده است.

 

 

 

طرفداران نظریه داروین ادعا می کنند که گونه های موجودات در طول حیات خود از محیط اثر می پذیرند و تغییرات بسیار ریزی در آنها ایجاد می شود این تغییرات بسیار ریز در طول ملیون ها سال از آنها گونه های کاملا متفاوت و کاملتری می سازد. این نظریه که علم آن  را رد می کند معتقد است که ماهی ها به خزنده و خزندگان به پرنده تبدیل می شوند. لازمه این امر آن  است که موجوداتی وجود داشته باشند که صفات مشترکی با هر دو گونه مبدا و مقصد داشته باشند مثلا موجودی نیمه ماهی و نیمه خزنده و یا موجودی که نصف آن  مگس و نصف دیگر آن  عنکبوت است و یا نصف آن  مارمولک ونصف دیگر آن  پرنده باشد. اما با وجود اینکه 150سال است برای پیدا کردن یک نمونه حد واسط دل زمین را می شکافند هیچ دلیلی بروجود این فرایند در طبیعت پیدا نشده است. بلکه کاملا برعکس می بینیم که  خرگوش ها، ماهی ها،تمساح ها،پرندگان بر همین شکل امروزی خود باقی مانده اند. این فسیل ها نشان می دهند که موجودات زنده تکامل یافته نیستند بلکه ناگهان آفریده شده اند.

 

 

محققی که در ادیاکارای استرالیا به دنبال فسیل می گردد

فسیل ها علاوه بر موجودات زنده  در مورد تغییر سطح زمین در اثر حرکت لایه ها،گذشته کره زمین و دگرگونی های آب و هوایی اطلاعات مفیدی به ما می دهند. از زمان تمدن یونان فسیل ها توجه انسان را به خود جلب کرده اند ولی در اواسط قرن هفدهم مطالعه آنهابه یک شاخه علمی تبدیل شد. مولفی به نام رابرت هوک در سال 1665 کتابی به نام "Micrographia" و در سال 1668 کتاب دیگری به نام

 "Discourse of Earthquake" منتشر کرد این پژوهش ها را فرد دیگری به نام نیلس استنسن که نیکولا استانو نیز نامیده می شود دنبال کرد. در آن زمان اکثر متفکران بر این باور بودند که فسیل ها تقلید طبیعت از جانداران است و نه بقایای موجودات زنده. دلیل این تفکر این بود که آنها معمولا فسیل ها را در جاهایی می یافتند که نمی توانستند از لحاظ زمین شناسی آن را تفسیر کنند. به عنوان مثال نمی توانستند بفهمند فسیل یک ماهی در بالای یک کوه مرتفع چکار می کند. استانو نیز مانند لئوناردو داوینچی فکر می کرد سطح آب دریا ها در طول تاریخ پایین آمده است اما هوک معتقد بود که کوه ها در اثر زلزله از دل دریاها سربرآورده اند.

 

بعد از اینکه هوک و استانو صراحتا گفتند فسیل ها بقایای جاندارانی هستند که در روزگاران دور می زیسته اند و بعد از تحول علم زمین شناسی در قرن های 18و19 جمع آوری فسیل ها متحول و به یک شاخه علمی منظم تبدیل شد. در قرن هجدهم استخراج فلزات و تلاش برای ایجاد خطوط راه آهن فرصت مطالعه اعماق زمین  را در اختیار دانشمندان قرار داد.

زمین شناسی جدید ثابت کرد که سطح زمین از " صفحه ها" یی تشکیل شده است که در اقیانوس ها حرکت کرده و جغرافیای جهان را تغییر می دهند. به عنوان مثال کوه ها نتیجه برخورد صفحات بزرگ با یکدیگر هستند. بنابراین بسیاری از مناطق کوهستانی امروز زمانی زیر آب بوده است.

بنابراین ثابت شد که فسیل های نهفته در لایه های زمین مهمترین ابزار در شناخت گذشته زمین هستند. پژوهش  های زمین شناختی ثابت کرد که فسیل هایی که در سطح زمین دیده می شوند به هنگام تشکیل لایه های سنگی بالا آمده اند.

فسیل های هر لایه با لایه دیگر فرق دارند . همانگونه که امضای فردی با فرد دیگر تفاوت دارد. بنابراین اگر دو لایه سنگ در هر جای جهان دارای یک نوع فسیل باشند این دو لایه متعلق به یک زمان هستند. البته امکان دارد در لایه ای دو نوع فسیل امضایی وجود داشته باشد. آن هم بسته به محیطی است که لایه در آن تشکیل شده است. مثلا ممکن است این لایه بستر رودخانه ای بوده باشد و یا یک صخره مرجانی.

دانشمندان با استفاده از این فسیل ها که حکم امضا را دارند توانسته اند یک جدول زمانی تدوین کنند که هنوز هم کاربرد دارد.

برخی از فسیل ها بسیار معروف و عمر آنها مشخص است و برای تعیین عمر لایه ها مورد استفاده قرار می گیرند. این نوع فسیل ها را اصطلاحا " فسیل های فهرست" می نامند. اکثر این فسیل ها به راحتی شناخته و به وفور یافت می شوند و به دوره تاریخی معینی تعلق دارند .

در شکل زیر فسیلی از شکم پایان را می بینید که در زمان trilobite،دوره سیلوری(417-443ملیون سال) و دوره اردیویچی(443-490ملیون سال قبل) می زیسته است. بنابراین در هر لایه ای پیدا شود عمر آن لایه  همین حدود خواهد بود.

 

 

زمین شناسی ثابت کرده است که صفحه های زمین  همواره در حال حرکت هستند و کوهها در اثر برخورد آنها به وجود می آیند. در تصویر بالا چگونگی تشکیل رشته کوه هیمالایا را می بینیم. 145 ملیون سال قبل صفحه هند با صفحه اورو-آسیا برخورد کرده است و یک چین خوردگی بسیار بزرگ پدید آمده است که امروز ما آن  را هیمالایا می نامیم.

وری فسیل هاآوری

 

تشکیل فسیل ها         

فسیل معمولا از باقی ماندن بخش های سخت جاندار مانند استخوان، دندان، ناخن و.. تشکیل می شود اما این تنها راه فسیل شدن نیست. و مفهوم فسیل بسیار فراتراز این است . فسیل هایی وجود دارد که

زنبور عسل وحشی که 28 تا 54 ملیون سال عمر دارد و در داخل کهربا به فسیل یا سنگواره تبدیل شده است.

تمامی اجزای بدن جاندار را حفظ کرده اند. به عنوان مثال ماموت های منجمد قطب نوعی از این فسیل ها به شمار می آیند. همین طور خزندگان کوچک و حشراتی که داخل کهربا به دام افتاده اند.

وقتی جانداری می میرد قسمت های نرم بدنش در اثر عوامل طبیعی و یا باکتری بلافاصله شروع به تجزیه شدن می کند. اما بافت های محکم  از قبیل استخوان تا مدت ها باقی می ماند واغلب فرصت شرکت در فرایندهای فیزیکی و شیمیائی که به تشکیل فسیل می انجامد را خواهد داشت. به همین دلیل  معمولا استخوان هاودندان های مهره داران و یا پوسته (brachiopod) و نرم تنان، دندان های سخت پوستان و تریلوبیت، ساختار کلی مرجان ها و اسفنج ها و گونه های درختی گیاهان که محکم ترند به فسیل تبدیل می شوند.

محیط جاندار و عوامل محیطی اثر مهمی در تشکیل فسیل دارند. به عنوان مثال فضای زیر آب برای تشکیل فسیل مناسب تر از خشکی است.

رایج ترین طریق برای تشکیل فسیل فلزی شدن می باشد. در این فرایند مواد فلزی موجود در آب جای لاشه جاندار را پر می کند.

مراحل این فرایند به ترتیب زیر است:

به احتمال زیاد این سنجاقک که در گل و لای گیر کرده است به فسیل تبدیل شود تا  برای نسل های آینده ثابت کند که مطلقا هیچ تکاملی صورت نگرفته است.

بعد از مرگ ، در اسرع وقت باید رابطه بین بدن جاندار و هوا قطع شود. برای اینکار باید در زیر ماسه یا گل و لای دفن شود. در ماه های بعد باید مکان دفن جانور با لایه های جدیدی از خاک پوشیده شود. این لایه ها برای جانور نقش سپر را بازی و آن را از عوامل خارجی و تحولات فیزیکی حفظ می کنند. به مرور زمان این لایه ها فشرد شده و لاشه حیوان مترها زیر زمین و یا زیر سطح دریا فرو می رود این پدیده صدها سال به طول می انجامد. بخش های سخت بدن جاندار نیز به مرور فاسد می شود و آب موجود در خلل و فرج زیر زمین به داخل این بافت ها نفوذ می کند و مواد فلزی محلول دراین آب جای مواد شیمیایی این بافت ها را می گیرد.

 این مواد فلزی همان هایی هستند که سنگ ها را تشکیل می دهند مانند کلسایت،بارایت،سیلیس و آهن.   این مواد به نحوی جای قسمت ها بدن جاندار را پر می کند که گوئی از آن کپی برداشته است. در پایان فسیل شکل جاندار را به خود می گیرد ولی ماده تشکیل دهند آن سنگ است و نه استخوانهای آن.

در فلزی شدن می توان حالت های مختلفی را ملاحظه کرد:

هرگاه استخوان های موجود بعد از اینکه پر از مواد رسوبی شدند متلاشی و تجزیه شوند در این حالت فسیل در قالب داخلی خود تشکیل می گردد.

 هرگاه همه استخوان با مواد رسوبی جایگزین شود در این حالت اسکلت به طور کلی کپی می شود.

 هر گاه در اثر فشار شکل استخوان ها بر روی سنگ باقی بماند در این صورت فقط به شکل بیرونی استخوانبندی دست می یابیم.

1

 

7

 

10

 

5

 

4

 

8

 

9

 

2

 

3

 

 

 

 

1-      مرجان ها: جانورانی دریایی هستند که از کلسیم تشکیل می شوند و شاخه های مرجانی را تشکیل می دهند.

2-      الشعوعی : یکی از کرم های میکروسکوپیست که استخوانبندی آن  از سیلیکاست.

3-      نرمتنی با دو پوسته: با پوست کربنات کلسیم. این اندام های سخت می توانند بدون تغییر باقی بمانند.

4-      کرابتولیت:فسیل جانورهایی با هیکل های درشت که معمولا به صورت گروهی زندگی می کرده اند وآثار آنها را معمولا در گل سیاه رنگ یافت می شوند.

5-      دندان های کوسه: استخوان ها و دندانها حاوی فسفات هستند به همین دلیل در مقایسه با بقیه اندامهاذ مقاوم تر هستند.

6-       فسیل اثر:  رد یا اثر جانور در میان سنگ های رسوبی یافت می شود.

7-      صدف:  یکی از نمونه هایی را که از طریق جایگزین  شدن پوسته آن  با سنگ آهن به فسیل تبدیل شده است.

8-       فسیل درخت: به مرور زمان سلول های درخت با سیلیکا جایگزین و به فسیل تبدیل می شود.

9-      کهربا: جانوران کوچک با گیر افتادن در صمغ درختان به فسیل تبدیل می گردند.

10-   برگهای کربنی شده: گیاهان به الیاف کربنی تبدیل می شوند.

 

 

6

 

 این ماهی که از عمر آن 50 ملیون سال می گذرد نشان می دهد که ماهی ها همواره ماهی بوده اند.

 

کهربای پشه خاکی که 15-20ملیون سال عمر دارد.

فسیل گیاهان اغلب به روش دیگری تشکیل می شوند. این کار توسط باکتری صورت می گیرد. در این فرایند اکسیژن و نیتروژن جای خود را به کربن و هیدروژن می دهند. باکتری یک تغییر شمیایی در ساختار سلولزوپروتئین موجود در گیاهان ایجاد می کند.در اثر تغییر دما و فشار یا عوامل شیمیائی دیگر ذرات بافت را از هم جدا می کند و فقط الیاف کربن برجا می ماند. همه مواد ارگانیک مانند دی اکسید کربن، متان، سولفات هیدروزن و بخار آب و... از بین می رود. در اثر این پدیده باتلاق هایی که در دوره کربنی(354-290) به جنگل تبدیل شده بودند امروزه معادن زغال سنگ هستند.

هرگاه موجوداتی که در آب های غنی از کلسیم زندگی می کنند با تراورتان پوشیده شوند فسیل تشکیل می شود. در این حالت آثار موجود زنده بعد از این که تجزیه شد بر روی این سنگ ها قابل رویت می شود.

به ندرت همه بدن جاندار و از جمله بافت های نرم آن مانند مو، پر و پوست آن به فسیل تبدیل می گردد. فسیل هایی از موجودات زنده دوران ماقبل کمبری (4.6میلیارد- تا 543 ملیون سال قبل)وجود دارد که حتی بافت های نرم آنها نیز در حد بسیار خوبی حفظ شده است. از دوران کمبری(543تا 490ملیون سال قبل) تا به امروز فسیل هایی از موجودات وجود دارند که بافت های نرم بدن نیز فسیل شده اند . این امر به ما کمک می کند تا علاوه بر قسمت های سخت جاندار بتوانیم بافت های نرم بدن و ساختار داخلی اشان را نیزمطالعه و بررسی کنیم.

 

گاهی برخی از جانداران حساس می توانند به فسیل تبدیل شوند. هیچ فرقی بین ستاره دریایی ای که در دوره ژوراسیک(144-206ملیون سال قبل) می زیسته و ستاره ای که امروز در دریا ها زندگی می کند وجود ندارد.

 

پوست و پولک های این ماهی که به دوره تریاسی برمی گردد و روی هم رفته 203تا 250ملیون سال قدمت دارد به فسیل تبدیل شده است. این نشان می دهد که 250ملیونسالقبل ماهی ها نیز مانند امروز دارای پولک بوده اند.

این فسیل ها، حشرات و خزندگانی که در صمغ درختان جنگلهای بالتیک محبوس شده اند و ماموت های منجمد قطب همگی بافت های نرمشان فسیل شده است و ما می توانیم با استفاده از آنها اطلاعات زیادی در مورد ساختارهایشان به دست بیاوریم.

فسیل ها تنها به موجودات کوچک محدود نمی شوند تعداد بسیار زیادی از فسیل موجودات بزرگ محفوظ مانده است. بزرگترین فسیل جهان کوهی در ایتالیاست که در واقع توده بزرگی از مرجان است. این سنگ های مرجانی که بزرگترین " ارتفاع زنده" جهان به شمار می روند از اسفنج های اهکی تشکیل شده اند. در گذشته این کوه در دریای تتیس  بوده ودر اثر حرکات تکتونیک بیرون آمده است. این کوه مملو از جاندارانی است که در دوره تریاسی در سنگ های مرجانی می زیسته اند. از دیگر جاهای مهم فسیل های بزرگ می توان "Chengjiang" در چین و"Burgess Shale" در کانادا را نام برد این دو مکان هزاران فسیل از موجودات زنده دوران کمبری را در بر دارند. همچنین معدن های کهربای جمهوری دومینیک و سواحل غربی دریای بالتیک از مهمترین محل های فسیل در جهان به حساب می آیند. از جمله جاهای دیگر"Green River" در ایالت "Wyoming" و "Eichtatt" در آلمان و "خجوله" در لبنان را می توان نام برد.

 

بزرگترین اسفنج مرجانی جهان: این اسفنج 145 ملیون سال قدمت دارد و از اعماق دریای تتیس اروپا سربرآورده است .امروزه از آن دریای بزرگ تنها چند رودخانه برجا مانده است. اسفنج هایی که امروزه زندگی می کنند با این اسفنج ها هیچ فرقی ندارد این امر نشان می دهد که تکامل هرگز صورت نگرفته است.

مطالعه فسیل ها را در چند مجموعه می توان انجام داد؟

مجموعه ای از فسیل ها را" جهان" می نامند. در قرن نوزدهم فسیل ها را به دو دسته اصلی تقسیم می کردند: گیاهان و جانوران. بعدا با گسترش مفاهیم علمی و کشف فسیل های بیشتر مانند فسیل جاندارانی از قبیل باکتری و نرم تنان تعریف مجموعه های جدید ضروری گشت.  آخرین بار در سال 1963 فسیل ها را به پنج " جهان" تقسیم کردند.که عبارتند از:

فسیل های جهان جانوران(Animalia) که قدیمی ترین نمونه های آن به 600ملیون سال قبل بر می گردد.

فسیل های جهان گیاهان(Plantae) که قدیمی ترین آنها 500 ملیون سال عمر دارد.

فسیل های جهان باکتری بدون هسته (Monera). که قدیمی ترین آنها 9/3میلیارد سال قدمت دارد.

فسیل های جانداران تک سلولی(Protoctista). که قدیمی ترین آنها 7/1میلیارد سال از عمرشانمی گذرد.

جانداران چند سلولی (نرم تنان). که قدیمی ترین آنها 550 ملیون سال عمر دارد.

مراحل زمین شناسی و علم زمین شناسی

در پایان قرن هجدهم و آغاز قرن بیستم با احداث راه آهن و حفر تونل ها جمع آوری اطلاعات در مورد زمین شروع شد. ویلیام اسمیت، بانی تونل های بریتانیا ،متوجه شباهت زیاد سنگ های استخراج شده در سومرست(Somerset) که به دوره ژوراسیک(144-206 ملیون سال) تعلق داشتند و سنگ های سواحل دریای شمال شد. اوبا جمع آوری سنگ ها و فسیل های اقصی نقاط انگلستان توانست اولین نقشه زمین شناسی را از سطح زمین در انگلستان طراحی کند. و حتی با توجه به نمونه هایی که از زیر زمین برخی نواحی داشت توانست نقشه هایی از زیر زمین نیز برای آن مناطق رسم کند.

 

 

نقشه های زمین شناختی ای که بانی زمین شناسی بریتانیا،ویلیام اسمیت رسم کرد نقشی اساسی در پیشرفت علم زمین شناسی جدید ایفا نمود.

 این نقشه ها به پیشرفت علم زمین شناسی معاصر و تعیین جدول زمانی زمین شناختی برای کره زمین کمک شایانی کرد. با استفاده از این اطلاعات شناخت نوع لایه موجود در زیر زمین و محتویات آن (مانند آهن، زغال سنگ و...)حتی در صورتیکه سطح آن با انواع گیاهان پوشیده شده باشد.میسر شد.

فسیل ها در دسترسی به این اطلاعات نقشی حیاتی بازی کردند. با استفاده از آنها بشر توانست بداند در گذشته چه موجوداتی زندگی می کرده اند و همچنین توانست دوره های گذشته را تقسیم بندی کند. بدین ترتیب جدول زمانی تهیه شد بنا براین جدول تاریخ زمین به ائون ها و ائون ها به دوران ها و دوران ها به دوره ها تقسیم می شوند.

65ملیون سال- دوران معاصر

 

دوران حیات جدید

(سینوزوئیک)

 

مسوزوئیک

 

ماقبل کمبرین (پالئوزوئیک)

 

دوره ماقبل کمبری(6/4تا 543ملیون سال قبل)

(

 

زمین شناسان و دانشمندان دیرین شناسی تاریخ جهان را به دوره های زمین شناسی تقسیم کرده اند تا درک تاریخ طبیعت را آسان کنند. تشکیا سنگ ها، عمر آنها و فسیل های درون آن  نقش به سزایی در تعیین این دوره ها داشته اند.

 

1.دوره ماقبل کمبرین(6/4 میلیارد تا 543 ملیون سال قبل)

این دوره طولانی ترین دوره تاریخ کره زمین است. این دوره را به چند دوره کوچکتر تقسیم می کنند. فاصله بین 6/4تا8/3میلیارد سال قبل راHadean Eraمی نامند آغاز تشکیل پوسته زمین در این دوران بوده است. دوره بعدی یعنی از 8/3تا5/2میلیارد سال قبل را

Archean Era می نامند دوره بعد از این دوره که از5/2 میلیارد تا 543میلیارد سال قبل را شامل می گرددProterozoic Era نامیده اند. در این دوره ها تعداد بسیار زیادی از جانداران ذره بینی به فسیل تبدیل شده اند.

2. دورهPhanerozoic Eon(از 543 ملیون سال قبل تا به امروز)

کلمه فانیروزوئیک به معنای" حیات مرئی و مشهود" است. این دوره به سه دوره زمانی تقسیم می گردد:( Paleozoic Era) یا دوران قدیم. دوره (Mesozoic Era) یا دوران میانی و(Cenozoic Era) یا دوران جدید.

2.1- Paleozoic Era543تا 251 ملیون سال قبل و آن را دوره قدیمی می توان معنا کرد.

دوره قدیمی که سیصد ملیون سال به طول انجامید اولین و مهمترین دوره فانیروزئیک است. در ایندوره هوا معتدل و مرطوب بوده و چند دوران یخبندان به وقوع پیوست. دوره قدیمی به شش دوران تقسیم می گردد: دوره کمبرین Cambrian، دوره اردویچیOrdovician،دوره سلوریSilurian ،دوره دوونی Devonian، دوره کربنیCarboniferous، دوره پرمینPermian.

 

سنگ های دوره ماقبل کمبری(6/4 میلیارد تا 543ملیون سال قبل) در گرینلند

 

تپه های" ادیاکارا"(Ediacara)در استرالیاصخره هایی را در برگرفته اند که قدمت آنها به دوران ماقبل کمبرین برمی گردد. فسیل های قنادیل دریا که در این عکس می بینید بین 570 تا 543 ملیون سال از عمر آنها می گذرد. فسیل  این جانوران که صد ها ملیون سال قبل می زیسته اند به کلی نظریه داروین را رد می کند. آنها برای اثبات نظریه خود که عبارت است از کامل شدن موجودات به صورت بسیار آرام و پیوسته باید1) نمونه های حد واسط فراوانی ارایه دهند که اختلاف آنها با یکدیگر بسیار جزئی باشد چون آنها معتقدند که این فرایند ملیون ها سال به طول انجامیده است 2) باید فسیل های جوان تر کامل تر نیز باشند 3) باید در هر عصر وزمانی سلول اولیه کاملتر گردد و جانداران جدیدی به وجود بیاید. ولی  فسیل ها می گویند که گونه ها بسیار از هم متمایزند و هیچ رابطه تکاملی ای با هم ندارند.

دوره کمبرین(543-490 ملیون سال قبل)

همه خانواده های اصلی جاندارانی که منقرض شده اند یا در دوران کنونی زندگی می کنند در این دوره به وجود آمده اند (:Phylum خانواده اصلی از جانداران که در تقسیم بندی بعد از جهان قرار می گیرد فیلوم نامیده می شود در این تقسیم بندی تعداد اندام های موجودات زنده،بافت ها،گونه ها و هماهنگی بدنی آنها و ترکیبات داخلی دیگرلحاظ شده است. در دوران ما 35 فیلوم زندگی می کنند این تعداد در دوران کمبرین به 50 نیز می رسیده است). ظهور جانداران به حدی ناگهانی و فراگیر بوده است که دانشمندان آن را"انفجار کمبری" نامیده اند. دیرین شناس تکاملی " استفان جی گولد" این حادثه را" عجیب ترین و جالب توجه ترین رویداد تاریخ حیات"  نامیده است و جانور شناس تکاملی،توماس اس. ری، در این خصوص نوشته است" منشا جانداران چند سلولی به حدی خارق العاده است که به اندازه خود شروع حیات اهمیت دارد".

با نگاهی به اطلاعاتی که دیرین شناسی (علم مطالعات قدیمی) در مورد انفجار کمبرین به ما می دهد روشن می شود که این موجودات راخداوند متعال آفریده است. چون در دوران ماقبل کمبری عمدتا موجودات تک سلولی می زیسته اند. در حالی که جانداران چند سلولی بسیار اندکی وجود داشته آن هم ویژگی های متمایز و ترکیبات پیچیده ای مانند چشم و پا نداشته اند. و از طرفی هیچ دلیلی بر وجود تکامل تدریجی و جزء به جزء به موجودات دوره کمبرین وجود ندارد. به عبارت دیگر در دوره ماقبل کمبرین هیچ فسیلی پیدا نشده است که بتوان آن را جد این موجودات دانست. در این جو آرام که جانداران تک سلولی می زیسته اند به یکباره یک تنوع زیستی حیرت انگیز با ویژگی های پیچیده به وجود آمده است. حاصل این انفجار جاندارانی با ویژگی های کاملا متفاوت ازموجودات دوره کمبرین به لحاظ منشا و ترکیبات پیچیده بوده است. این شکاف به حدی عمیق است که طرفداران این نظریه نتوانسته اند حتی در سطح تئوری دلیلی بر خویشاوندنی موجودات قبل وبعد از این انفجار بیاورند چه رسد به اینکه بین آنها تسلسل و پیوستگی را به اثبات رسانند.

دوره کمبرین شاهد پیدایش موجوداتی پیچیده به صورت ناگهانی بوده است این حقیقت را تنها در آفرینش می توان توجیه کرد. زیرا ساختار کامل موجودات تنها به معنی آفریده شدن آنها از سوی فردی است که ما اورا خدا می نامیم. این حقیقت را در آرشیو فسیل ها به روشنی می توان دید. ولی نظریه تکامل مستلزم وجود مراحل نقصان فراوانی است. یعنی موجودات ناقص به مرور زمان کامل شده اند. ولی ما در این فسیل ها موجود ناقصی نمی بینیم.

دوره اردویشی (490تا 443 ملیون سال قبل)

در این دوره تعداد زیادی از بی مهرگان دریایی می زیسته اند. آرشیو فسیل ها نشان می دهد که خانواده جانوران دریایی در دوره اردویچی بسیار غنی بوده است. فسیل هایی از گیاهان خشکی نیز از این دوره کشف شده است. این دوره شاهد تغییر آب و هوایی شدیدی بوده که باعث انقراض برخی از جانداران شده است. این وضعیت را که در دوران یخبندان به وقوع پیوسته است " انقراض اردویچی" می نامیم.

هنوز هم برخی از گونه های جاندارانی که در دوره اردویچی زندگی می کرده اند وجود دارند.یکی از این موجودات خرچنگ نعل اسبی است. فسیل های از این جاندار به دست آمدهاست که 450ملیون سال قدمت دارد. این جاندار دقیقا همان ویژگی های نیم میلیارد سال پیش را دارد و در این مدت مدید کوچکترین تغییری در نسل آن به وجود نیامده است. قدیمی ترین فسیل عنکبوت دریایی نیز 425 ملیون سال قدمت دارد. که خود نشان می دهد جانوران از روز اول به صورت کامل به وجود آمده اند. همه این حقایق نشان می دهد که تکامل تدریجی هرگز وجود نداشته است.

 

 سنگ های موجود در" نیو فاوند لند" یکی از مهمترین جاهایی است که انتقال از دوره کمبرین به اردویچی را نشان می دهد.

 

 

خرچنگ نعل اسبی 450ملیون سال قبل و نمونه زنده ان. هیچ فرقی نمی توانیم بین این دو موجود بیابیم.

 

دوره سیلوری(443-417 ملیون سال)

با افزایش درجه حرارت و آب شدن یخ ها برخی از قارات شاهد طغیان آب بوده از این رو فسیل بسیاری از گیاهان خشکی نیز تشکیل شده است. فسیل هایی از خارپوستان مانند نیلوفر دریایی و بند پایان مانند عقرب دریایی و انواع ماهی ها مانند ماهی بی فک و ماهی زره دار و انواع مختلف عنکبوت کشف شده است که همگی به این دوره مربوط می شوند.

دوره دیوونی(354 تا417 ملیون سال)

فسیل ماهی های زیادی از این دوره کشف شده است. در دوره دیوونی یک " انقراض دسته جمعی" صورت گرفته است. صخره های مرجانی نیز ازاین پدیده درامان نبوده اند. مرجانTabulat-Stromatoporoids در این دوره از بین رفته است.

ماهی هایی که در این دوره می زیسته اند با ماهی های ها عصر ما تفاوتی ندارند. بنابراین جانداران در طول ملیون ها سال هیچ تغییر کوچک یا بزرگی نکرده اند. از این رو نظریه تغییر و تکامل تدریجی یکبار دیگر رد می شود.

دوره کربنی(354-290ملیون سال قبل)

 ایندوره که به عصر زغال سنگ نیز معروف است خود به دو دوره کوچکتر تقسیم می گردد. دوره کربن پایین یاMississipianو کربن بالایی یا Pennsylvanian . بالا و پایین رفتن

نیلوفردریایی که در دوره سیلوری می زیسته اند.

سطح زمین در اثر برخورد قاره ها با یکدیگر و با لا و پایین رفتن سطح آب دریا ها در اثر ذوب شدن یخ های قطب از مهمترین رویدادهایی است که در این دوره چهره زمین و حیات را دگرگون کرده است. تعداد زیادی فسیل از جانداران دریایی و خشکی مربوط به این دوره در دست است. معروف ترین این فسیل ها فسیل Coelacanth است. داروینیسم مدت زیادی این ماهی را به عنوان یک نمونه انتقالی معرفی می کردند تا اینکه این ماهی با حضور خود همه خیالبافی های آنها را در هم پیچید. این جاندار در عصر ما همچنان زنده است و همانند سایر موجودات در طول این سال های دراز دچارهیچ تغییر و تحولی نشده است.  کوئلاکانث یک فسیل زنده است که ادعای تکامل جزء به جزء را رد می کند. فسیل های زنده فراوانی وجود دارد که این ادعا را رد می کنند اما ظهور کولکانث بعد از اینکه به عنوان یک نمونه حد واسط معرفی شده بود ضربه مهلکی به نظریه تکامل زد زیرا آنها تبلیغات گسترده ای بر روی این موجود انجام داده بودند.

 

" کولاکانث" زنده در حالی که در دریا های امروز شنا می کند.

 

فسیل کولکانث که 410 ملون سال عمر دارد.

 

 

فسیلی از این عنکبوت را می بینید که 295 تا 355 ملیون سال قدمت دارد ولی هیچ فرقی با آن ندارد.

دوره پرمین(290-248ملیون سال)

پایان این دوره که آخرین دوره پالئوزوئیک است با یک انقراض دسته جمعی همراه بوده است. از روی فسیل های بایگانی شده می توان فهمید که این حادثه باعث انقراض 90تا95% جانداران شده است. ولی با این وصف هنوز هم برخی از جانوران آن دوره زنده هستند مانند سنجاقک  که 230ملیون و عنکبوت که 240ملیون سال قبل به وجود آمده  است. فسیل های ایندوره نیز نشان می دهند که هیچ تکامل و تغییری در موجودات به وجود نیامده است.

2.ب- Mesozoic Eraدوره میانی(65-248 ملوین سال قبل)

 ایندوره به سه دوره دیگر تقسیم می شود: دوره تریاسیک، دوره ژوراسیک و دوره کرتاسه یا گچ. دایناسور ها در دوره میانی یا مسوزوئیک زندگی کرده و منقرض شده اند.

دوره تریاسیک(248-206 ملیون سال)

با شروع این دوره حیات وارد مرحله جدیدی شده است که آن را دوره میانی نامیده اند. و در سراسر جهان فسیل های زیادی از جانداران این دوره پیدا شده است. بایگانی فسیل ها از غنای حیات خشکی و دریایی در این دوره می گوید. اما بازهم برخلاف آرزوی تکاملی ها در این دوره نیز هیچ فسیل انتقالی ای یافته نشده است.

 

جنگلی هایی از فسیل در آریزونا که بقایایی گیاهان دوره تریاسیک است. این جنگل ها از گیاهانی به نام "اوروکاری شیلی" تشکیل می شده اند و دلیل دیگری بر عدم تکامل هستند. چون این فسیل ها که 248 -206ملیون سال قبل می زیسته اند با نمونه هایی که امروز زندگی می کنند فرقی ندارند.

 

دانشمندانی که در حال انجام تحقیق بر روی فسیل های دوره تریاسیک هستند.

 

سوسمار تواتارا که 200ملیون سال قدمت دارد و نمونه  امروزی آن

دوره ژوراسیک(206-144 ملیون سال)

در این دوره تعداد دایناسور ها متنوع تر و بیشتر از سایر دوره های مسوزوئیک است. در پایان دوره ژوراسیک برخی از انواع آمونیه،خزندگان دریایی،صدف ها و صدف خوراکی منقرض شده اند. نسل بسیاری از جانداران ایندوره هنوز هم باقیست. آرشیو فسیل ها شاهد این امرمی باشد. به عنوان مثال فسیل هایی از تمساح و همچنین سوسمار های تواتارا که200ملیون سال قدمت دارند کشف شده اند. تعداد زیادی فسیل میگو که در این دوره زندگی می کرده اند نیز پیدا شده است. هیچ کدام از این موجودات یک ذره نیز با فرزندان خود که معاصر ماهستند فرقی ندارند.

 

فسیل میگویی که 144-206 ملیون سال قبل می زیسته است و فرقی با میگویی که در دریاهای امروز زندگی می کند ندارد

 

سنتجاقکی که امروز می بینیم در 150 ملیون سال قبل هم کاملا به همین شکل بوده است.

دوره کرتاسه یا گچی (144-65 ملوین سال قبل)

دوره گچی آخرین دوره مسوزوئیک است  همه دایناسور ها ،برخی از خزندگان خشکی و گیاهان در این دوره انقراض یافته اند.

بسیاری دیگر از جانوران مانند ستاره دریایی،خرچنگ،عقرب دریایی ،عنکبوت، سنجاقک، لاک پشت و برخی از انواع ماهی ها و گیاهان تا امروز باقی مانده اند. فسیل دریایی 135 ملیون سال قبل،فسیل خرچنگ نعل اسبی 140 ملیون سال قبل و برگ درخت کنکو که 125 ملیون سال قدمت دارد همگی به این دوره مربوط می شوند. همه این موجودات زنده مانند امروز از ملوین ها سال قبل بدون تغییر برجا مانده اند. این فسیل ها نیز ادعای داروینیست ها را در مورد تاریخ طبیعت نقض می کنند.

2ت. دوران جدید یا Cenozoic Era(از 65 ملیون سال قبل تا کنون)

با پایان دوره کرتاسه دوران جدید آغاز می شود که زمان حال ما را نیز در بر می گیرد. دانشمندان دیرین شناسی و زمین شناسان این دوران را در دو دوره نابرابر به نام های عصر سوم وعصر چهارم رده بندی کرده اند. عصر سوم از 65 تا 8/1ملیون سال قبل را شامل می شود در حالی که دوره چهارم از 8/1 ملیون سال قبل را در بر می گیرد.اخیرا دوران جدید را برای مطالعه به سه قسمت تقسیم کرده اند. در نظام جدید این سه دوره عبارتند ازپالئوسینPaleocene،نئوسینNeocene، و کوارترنری.Quaternary (یک چهارمی). در دوران جدید هم مانند سایر دوره ها فسیل ها بسیار متنوعند. همه این فسیل ها نظریه تکامل را که براساس آن همه موجودات زنده از جد مشترکی به وجود آمده اند به کلی رد می کند.

یکی از مهمترین مشخصات این فسیل ها این است که در طول دوران های زمین شناسی دچار تغییرو تحول نشده اند. به عبارت دیگرشکل هیچ کدام از جانداران از روز اول پیدایش تا زمان انقراض و یا تا امروز تغییر نکرده است. ثابت ماندن ساختار اولیه موجودات در طول صدها ملیون سال قوی ترین دلیل برعدم تغییر جانداران است.

 

تاریخ جانداران نظریه تکامل را به کلی و به طور حتم رد می کند. و خداوند دانا و توانا کسیست که جانوران را از نیستی به وجود آورده  و زمین را برای زندگی آماده کرده است.

قدیمی ترین سنگ های جهان که عمری بین 8/3تا9/3میلیارد سال دارند در گرینلند می باشند.

فسیل ها بیشتر در کجا یافت می شوند؟

فسیل ها در سراسر جهان پراکنده هستند. در برخی از انواع سنگها نمی توان قسیلی پیدا کرد در حالی که برخی دیگر سرشار از فسیل هستند. زمین شناسان سنگ ها را به سه دسته تقسیم کرده اند:

سنگ های آذرینIgneous

سنگ های رسوبیSedimentary

سنگ های دگرگونیMetamorphic

سنگ های آذرین به سنگ هایی مانند چخماق و بازالت گفته می شود. این سنگ

ها از سرد شدن مواد مذابی که از داخل زمین بیرون می جهند به وجود می آیند. سنگ های رسوبی نیز از ته نشین شدن مواد و ذرات معلق در آب تشکیل می گردند. به این ترتیب که این مواد پس از ته نشین شدن متراکم و به هم فشرده و به سنگ تبدیل می شوند. هرگاه سنگهای آذرین و رسوبی مدت زمان بسیار زیادی تحت فشار وحرارات قرار گیرند به سنگ های دگرگونی تبدیل می شوند.

معمولا در سنگ های آذرین فسیلی یافت نمی شود مگر آنکه تعدادی از گیاهان و جانوران در آن گیر کرده باشند. همچنین به دلیلدما وفشار بالایی که سنگ های دگرگونی در آن به وجود می آید به ندرت فسیلی در آنها کشف می شود و اگر هم فسیلی پیدا شود اغلب ناقص و تغییر یافته خواهد بود. قسیل ها را غالبا در سنگ های رسوبی و رسوبات پیدا می کنند.

اکثر سنگ های رسوبی از موادی به وجود می آیند که توسط باد و آب انتقال یافته اند و یا از فرسایش دیگر سنگ ها حاصل شده اند. البته زغال سنگ نیز یک سنگ رسوبی به شمار می آید ولی با این وجود از بقایای گیاهان وجانوران به و جود آمده است. سنگ های رسوبی ای که از اجزای کوچکتر و یا دانه هایی تشکیل شده اند را سنگ های تخریبی می نامنند مانند ماسه سنگ یا چیست. اگر مواد انتقال یابنده دچار فرسایش شوند سنگ های رسوبی غیرتخریبی در اثر رسوب شیمیایی و یا تبخیر به وجود خواهند آمد مانند سنگ آهک و دولومیت . سنگ های رسوبی معمولا ترکیبی از این دو هستند یعنی تخریبی و غیر تخریبی . فسیل ها را غالبا درچیست،ماسه سنگ و یا سنگ آهک پیدا می کنند که همه آنها از کربنات کلسیم تشکیل شده اند.

فسیل ها را چگونه کشف و استخراج می کنند؟

ابزارهایی که زمین شناسان برای استخراج فسیل ها به کار می برند بسیار ساده اند مانند چکش،ماله ،ابزار های نوک تیز مختلف،قطب نما، فرچه و غربال.

البته گاهی فسیل ها از لایه سنگی نرمی که در آن به وجود آمده اند جدا شده و به سطح زمین می آیند. در این صورت فقط کافیست تا فسیل را با فرچه تمیز کنیم. اما در اغلب اوقات جمع آوریآنها به این راحتی نیست. چون اغلب سنگ مادر فسیل سخت بوده و جدا کردن فسیل از آن بسیار مشکل است. پژوهشگران برای اینکه فسیل را از دل سنگ بیرون آورند باید در ابتدا محل های شکستن سنگ را تعیین کنند. تعیین این نقاط براساس محل لایه های جایگاه  سنگ ها صورت می گیرد. چیست به عنوان مثال دارای لایه لایه  است که می توان از طریق آن محل شکستن سنگ را تعیین کرد. اما گچ دارای این سطوح نیست. برای اینکه فسیل ها آسیب نبینند باید علامت هایی مانند اختلاف رنگ و بافت را در نقاط شکست مورد توجه قرار داد .

یکی از مهمترین مراحل استخراج فسیل جمع آوری سنگ های مناسب است که اختمال می رود حاوی فسیل باشند همچنین باید این سنگ ها را با روش مناسب شکست.

بعد از استخراج فسیل  عملیات های زیادی بر روی آن انجام می گیرد. نخست باید آن را حفظ و تثبیت کرد تا به آزمایشگاه برسد. گاهی برای این کار از چسب های شیمیایی استفاده می کنند. اما در فسیل های بزرگ برای آنها قالب های بزرگی از ژیپس درست می کنند. و جاهای حساس آن را در ورق های مرطوبی می پیچند و سپس آن را در ژیپس فرو می برند تا مبادا در حین حمل آسیبی به آن برسد.

بعدا باید فسیل را با دقت تمیز کنند به نحوی که همه ویژگی های آن نمایانشود. اگر فسیل از سنگ مادر خود سفت تر باشد تمیزکردن آن بسیار راحت است. اما اگر فسیل نرم تر از سنگ باشد باید از مواد شیمیایی برای تمیز کردن آن بهره جست. یکی از رایج ترین روش ها تمیز کردن فسیل با استفاده از اسید است در این روش همه صفات فسیل آشکار می گردد. اگر قسیل بسیار سست بنیه باشد با استفاده از اشعه ایکس  و نرم افزار های شبکه بندی کامپیوترجای آن را در درون سنگ تعیین می کنند. در این روش می توان حتی قبل از استخراج فسیل به شکل آن پی برد.

 

گاهی برای نگهداری فسیل ها در حین حمل و نقل از گچ یا همان ژیپس استفاده می کنند. در این تصویر عملیات پوشاندن فسیل ها را با استفاده از گچ می بینید.

تمیز کردن فسیل ها با استفاده از اسید

سنگ حاوی فسیل را در اسید فرو می برند تا زمانی که بخش کوچکی از آن آشکار می شود.

بخش رو نموده را می شویند و با ماده مقاوم در برابر اسید می پوشانند.

باردیگر فسیل را در اسید فرو می برند. این کار مدت زمان زیادی تکرار می شود.

هر بار باید بخش آشکار شده را شست و با ماده مقاوم در برابر اسید پوشاند

دست آخرفسیل به طور کامل از سنگ مادر خلاص می شود. در این حالت آن را شسته تا از اسید و ماده مقاوم در برابرآن پاک شود.

 

 

 

 

 

حقیقتی که قسیل ها از آن پرده برداشته اند این است: جانداران خلق شده اند.

فسیل های جمع آوری شده تا کنون دارای دو ویژگی بسیار مهم هستند که هردو با ادعاهای نظریه تکامل در تضادند.

1-ثبات و یکسانی:گونه ها در طول زندگی بر روی کره زمین هیچ تغییر و تحولی نیافته اند. و اولین نمونه فسیل هر گونه با آخرین نمونهقبل از انقراض آن کاملا انطباق دارد. و تغییرات ظاهری آنها محدود و در راستای معینیست.

2-پیدایش ناگهانی: ظهور گونه ای از جانداران در منطقه معینی از طریق تغییر تدریجی اجداد آن نیست بلکه به یکباره و به صورت کاملابی نقصی ظاهر می شود.

این دو ویژگی به معنای آن است که جاندران خلق شده اند و از طریق یک سیر تدریجی به وجود نیامده اند چون موجودات ویژگی های خود را به مرور به دست نیاورده اند بلکه از روز اول ظهور خود همه این ویژگی ها و صفات را دارا بوده اند.

رد نظریه تکامل از طریق فسیل های جمع آوری شده حقیقتی است که خود داروین متوجه آن شده بود ولی طرفداران او خود را به نادانی می زنند. داروین در کتاب خود"اصل انواع" در بخشی تحت عنوان" معایب نظریه" گفته است که نمی توان آرشیو فسیل ها را از طریق نظریه تکامل توجیه کرد.

واگر واقعا جانوران  از طریق تغییرات بسیار کندی از جانوران دیگری مشتق شده اند چرا ما تعداد بسیار زیادی از این گونه های انتقالی یا حد واسط را نمی یابیم؟و چرا طبیعت در بی نظمی نیست بلکه هرچیزی در آن کاملا منظم و مشخص است؟ فرض کنیم که تعداد بسیار زیادی از این اشکال انتقالی در لایه های زیرین زمین مدفون است که ما نمی توانیم به آنها دست بیابیم..اما چرا ساختارهای زمین شناختی و لایه های زمین حاوی این روابط انتقالی نیستند؟ زمین شناسی یک سیر تدریجی را تقدیم نمی کند شاید این امر بزرگترین اعتراض به نظریه من باشد.(چارلز داروین،اصل انواع، چاپ اول،ص 172).

اگر داروین 140 سال قبل برای دفاع از نظریه خود می توانست ادعا کند که اشکالی انتقالی را بعد ها خواهند یافت جنین ادعایی را امروز به هیچ وجهی نمی توان نمود. یافته های دیرین شناختی امروزه می گویند که آرشیو فسیل ها به حدی غنیست که می توان 250هزار گونه را در بین ملیون ها فسیل یافته شده در سراسر جهان تعریف کرد. و اگر تا کنون فسیل حد واسطی پیدا نشده باشد در حفاری های آینده نیز کشف نخواهد شد.

 

شکل سمت چپ- فسیل حلزونی که در شکل می بینید به دوران ژوراسیک(144-206ملیون سال قبل) بر می گردد. اما حلزون های دیگری از همین خانواده در دوران کمبرین(543-490 ملیون سال قبل) می زیسته اند. باقی ماندن حلزون برساختار خود در طول صدها ملیون سال قوی ترین دلیل برای ابطال نظریه داروین است.

شکل سمت راست-فسیل زنبور عسلی در 37-54ملیون سال قبل

 

دروغی

 

 

 

 

موجودات زنده در فسیل ها به صورت کاملا جدا و متمایز پدیدار می شوند. و تا کنون در لایه های زمین فسیل موجودات عجیب و غریبی که به طور مثال حد واسط بین تمساح و سنجاب باشند پیدا نشده است. بلکه سنجاب از روز اول سنجاب بوده و تمساح تمساح. همه این واقعیت ها به ما ثابت می کند که  تکامل موجودات زنده  در طول ملیون ها سال تنها در خیال می گنجد.

 

 

 

آرشیو فسیل ها در عین حال که حتی یک نمونه برای تایید نظریه داروین ندارد، ملیون ها نمونه برای رد آن ارایه می کند. مهمترین دلیل بر اینکه تکامل اشتباه است " فسیل های زنده" می باشد. این نام به فسیل هایی اطلاق می شود که نمونه های زنده آنها امروز وجود دارد این موجودات با اجداد خود که در طول صدها ملیون سال قبل می زیسته اند هیچ تفائتی ندارند و در طول این مدت های مدید بدون تغییر مانده اند.

یکی از دانشمندان تکاملی به نام نیلز الدریج اعتراف می کند که نظریه تکامل هیچ توجیهی برای فسیل های زنده ندارد:

به نظر می رسد بین موجودی که در عصر حاضر زندگی می کند و اجداد فسیل شده آن که در روزگاران زمین شناختی بسیار دور می زیسته اند فرقی وجود ندارد. فسیل های زنده بارز ترین دلیل برای ثبات گونه ها در طول زمان به حساب می آیند... ما نتوانسته ایم راز فسیل های زنده را کشف کنیم..(http://www.nwcreation.net/fossilsliving.html)

 

تعداد بسیار زیادی از گیاهان وجود دارند که از

دوره تریاسی(248-206ملیون سال قبل) ثابت مانده است. یکی از این گیاهان درخت کنکوست. فسیلی که در این تصویر می بینید به دوره ژوراسیک(206-144ملیون سال قبل) برمی گردد.

 

 

 

 

 

 

رازی که نیلز الدریج می خواست بداند حقیقت روشنی است. فسیل های زنده دلیل روشنی بر عدم تکامل موجودات زنده یعنی آفرینش آنهاست. اما داروینست ها می ترسند که این حقیقت ،ایدئولوژی 150ساله اشان را برچیند. امروزه حقایق از زمان داروین روشن تر شده است. و تعداد کسانی که این حقیقت را درک می کنند روز به روز افزایش می یابد و در مقابل پیروان حکایت ها و داستان های بی اساس رو به کاهشند. دیگر نمی توان مانند زمان داروین حقایق را مخفی نگه داشت دانش های ژنتیک،زمین شناسی،دیرین شناسی و... به طور پیوسته در حال روشن کردن حقیقت آفرینش هستند.

ادعاهای برخلاف عقل داروینیست ها،و فریب و نیرنگ هایی که برای انحراف افکار عمومی به کار بسته اند نشانگر ناتوانی آنها در توجیه افکارشان است. و بی گمان نسل های آینده ایمان انسان ها به نظریه داروین را زیر سوال خواهد برد.

سوره دخان

پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو است اگر یقین دارید (۷)

 

رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَیْنَهُمَا إِن کُنتُم مُّوقِنِینَ ﴿۷﴾

خدایى جز او نیست او زندگى مى‏بخشد و مى‏میراند پروردگار شما و پروردگار پدران شماست (۸)

 

لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ یُحْیِی وَیُمِیتُ رَبُّکُمْ وَرَبُّ آبَائِکُمُ الْأَوَّلِینَ ﴿۸﴾

ولى نه آنها به شک و شبهه خویش سرگرمند (۹)

 

بَلْ هُمْ فِی شَکٍّ یَلْعَبُونَ ﴿۹﴾

 

سوره شوری

و از نشانه‏هاى [قدرت] اوست آفرینش آسمانها و زمین و آنچه از [انواع] جنبنده در میان آن دو پراکنده است و او هرگاه بخواهد بر گردآوردن آنان تواناست (۲۹)

 

وَمِنْ آیَاتِهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَثَّ فِیهِمَا مِن دَابَّةٍ وَهُوَ عَلَى جَمْعِهِمْ إِذَا یَشَاءُ قَدِیرٌ ﴿۲۹﴾

 

 

 

 

 

نمونه فسیل هایی که در آمریکا یافت شده اند.

 

 نمونه هایی از فسیل های یافت شده در ایالات متحده آمریکا

لایه های زمین شناختی گرین ریور در ایالات متحده آمریکا یکی از مهمترین منابع دوره ایوسنی(55-34ملیون سال قبل) به شمار می آیند. معروف است که اولین حفاری در این منطقه در دهه 50 قرن نوزدهم انجام گرفت. دکتر جان ایوانس در سال 1856 فسیل ماهی هایی را که در این منطقه پیدا کرده بود به جهان علم معرفی کرد و بدین ترتیب سازند گرین ریور وارد ادبیات علم شد.

فسیل یک ماهی که در سازند گرین ریور پیدا شده است

گرین ریور در اصل یکی از شاخه های رود کولورادوست و سازند آن نیز حوضچه دریاچه های کوهستانی بوده است. این حوضچه میدانی در سه ایالت مختلف را در بر می گیرد. بخشی از این میدان در کوه های یونیتا واقع در شمال شرقی یوتاه است. بخش دیگر در شمال شرقی کوه های یونیتا یعنی شمال غرب کولورادو قرار دارد. و بخش وسیع دیگری از آن در جنوب غربی ویومینگ واقع شده است.ساختار سنگی گرین ریور از لایه های متمایزی تشکیل شده است هر چه بیشتر به عمق فرو رویم درون این لایه ها بیشتربه صورت یکنواخت ظاهر می شود.

 در حفاری هایی که تا کنون در گرین ریور انجام شده است بیش از شصت گونه فسیل ازمهره داران امروزی پیدا شده است. یازده فسیل از آنها به خزندگان مربوط می گردد. همچنین تعداد بیشماری از فسیل های بی مهرگان زنده در این مکان کشف شده است.

یکی دیگر از ایالت های آمریکا که فسیل های بسیاری در آن کشف شده است ایالت اوهایوست. مطالعات زمینشناختی ثابت کرده اند که 510ملیون سال قبل اوهایو در جنوب خط استوا قرار داشته است. در حالیکه قاره آمریکا در اثر رانش قاره ای به سمت محلی که امروز در آن قرار دارد در حرکت بوده ایالت اوهایو را آب بارها پوشانده است. به همین دلیل در آنجا وسایر ایالت های آمریکا که دارای لایه های غنی از فسیل هستندمانند یوتاه تعداد بسیار زیادی از فسیل های دوران پالئوسینی(543-251ملیون سال قبل) استخراج شده است. از لایه های فسیل موجود در یوتاه فسیل های زنده متنوعی پیدا شده است مانند: بی

دو دانشمند را می بینیم که بر روی فسیل یک دایناسور که در لایه های موجود در یوتاه کشف شده است کار می کنند

مهرگان، جانوران دریایی گوناگون،خزندگان و پستانداران . با توجه به فسیل های موجودات ذره بینی که در کوه های یونیتا پیدا شده اند می توان فهمید که در این منطقه لایه های فسیلی ای وجود دارد که به دوران کمبرین بر می گردند.

پارک ملی کانیونلندز(Canyonlands) در کولورادو

همه فسیل های کشف شده در آمریکا مانند سایر فسیل های جهان به حقیقت یکسانی به نام خلقت اشاره می کنند. تفاوتی بین ماهی های سفید پوست (lates fish)، سفره ماهی ها،نیلوفرهای دریایی،odonata(vraver آب)،مگس ها،عنکبوت ها،خرچنگ ها و لاک پشتهایی که در گذشته های بسیار دور می زیسته اند و نمونه های زنده امروزی وجود ندارد. جانداران در طول صدها ملیون سال هیچ تغییری نکرده اند به عبارت دیگر جانداران تکامل نیافته اند. فسیل های جمع آوری شده نظریه تکامل را رد وشواهد جدیدی بر حقیقت آفرینش ارایه می کند.