نزدیک به یک سال از انتشار آخرین مطلب در این وبلاگ می گذرد. در این ماهها بحثهای زیادی در این وبلاگ مطرح شده و نظرات زیادی از سوی خوانندگان محترم ابراز شده و شما دوستان و عزیزان با این بحثها این وبلاگ را کماکان پر رونق نگه داشتید. مشغله ها و درگیری های شغلی زیاد مانع از این بود که مطلب جدیدی بنویسم و البته هر وقت می خواستم مطلبی بنویسم می دیدم که قبلا با همین محتوا مطالبی در وبلاگ منتشر شده و لذا هیچ حرف نویی به ذهنم نرسید. علی ایحال از آنجا که بازگو کردن برخی مطالب می توانست شبهات موجود در موضوع فرگشت را بهتر و راحت تر بر طرف کند به ذهنم رسید که یکبار دیگر از ابتدا موضوع فرگشت را مطرح و با نوشتن یک سلسله مقالات جدید ، هر چند ممکن است با موضوعاتی تکراری باشد ، این موضوع مهم را حلاجی و مورد نقد و بررسی قرار دهم. از توجه شما عزیزان به مطالب این وبلاگ سپاسگزاری نموده و از شما نیز دعوت می کنم با ارسال مطالب خود بنده را یاری کنید.

در خصوص قبول یا رد نظریه داروین طرفین بحث استدلالهای مختلفی را بیان می کنند .در این وبلاگ نیز از زوایای مختلف نظرات موافقین و مخالفین فرگشت به صورت مبسوط منتشر شده و خواهد شد. چندی پیش با این سوال روبرو شدم که اگر بخواهیم اهم استدلالهای خود برای نقد این نظریه را بیان کنیم به چه موضوعاتی می توانیم اشاره کنیم. به علاوه در کنار استدلالات، موضوعاتی به صورت فرعی وجود دارد که بحثهاو مناظرات طرفداران و مخالفان این ایده را تحت تاثیر قرار داده است. به نظر من مهمترین موضوع قبل از ورود به ماجرای فرگشت، بحث وجود یا عدم وجود خداست. در این نوشتار به صورت مختصر در باره این موضوع در حد اختصار توضیحاتی می دهم:


 1-خالقی به نام خدا:

معلوم نیست چه کسی نخستین بار در حین این گونه مناظرات موضوع خدا را پیش کشید؟ بر اساس آنچه در زندگینامه  داروین آمده ، او تا قبل از نگارش کتاب منشا گونه ها و حتی تا سالها پس از آن هیچگاه رسما و مستقیما خود را بی خدا نخواند و حتی گفته می شود گهگاه به کلیسا می رفته است در کتاب منشا گونه ها نیز اشاره صریحی به موضوع خدا و اینکه نظریه او مستقیما این امر را اثبات می کند که این جهان خالقی ندارد صورت نگرفته است پس با این حساب چه کسی  موضوع داروینیسم را به بی خدایی و الحاد پیوند داد؟ی

یک اشکال در عقیده اغلب کسانی که امروزه به نظریه فرگشت اعتقاد دارند این است که آنها صریحا با استفاده از این موضوع در پی اثبات الحاد خود و اینکه جهان هستی خالقی ندارد و همه چیز بر اساس یک فرایند تدریجی و آهسته در طول میلیاردها سال به وجود آمده هستند . ارنست مایر، داوکینز یا دنیل دنت از این دسته افراد هستند. در مقالات زیر که قبلا در این وبلاگ منتشر شده در خصوص زندگی نامه و افکار این افراد توضیحاتی داده شده است:

 

  1. آشنایی با چارلز داروین

    ارنست مایر ، بزرگترین زیست شناس تکاملی قرن بیستم و حواری داروین

    آشنایی با چارلز داروین دنیای مدرن و بزرگترین ملحد جهان، ریچارد داوکینز

    مناظره دو غول:  مناظره الوین پلانتینگا و دنیل دنت

    هربرت اسپنسر بنیانگذار تفکر داروینیسم اجتماعی

     

    در نقطه مقابل خداپرستان به دو دسته تقسیم شده اند. عده ای به فرگشت و تکامل تدریجی جهان هستی و موجوداتی که در آن است اعتقاد دارند . این دسته  از افراد را می توانیم تکامل گرایان خداپرست بنامیم.

    در این وبلاگ در برخی از مقالات  نمونه هایی از تکامل گرایان خداپرست معرفی شده اند:

    آشنایی با فرانسیس کولینز رئیس انستیتو ملی بهداشت آمریکا NIH

    یادی از تکامل گرای خداپرست، مرحوم دکتر محمود بهزاد

    تکامل گرایان خداپرست

    مطلب دریافتی از یک تکامل گرای خداپرست

    به یاد مرحوم دکتر سحابی پیشگام همکنشی دین و علم

     

    بسیاری از بیولوژیستهای ایرانی نیز از همین دسته هستند . آنها به خدا اعتقاد دارند و در مقابل از دیگاه فرگشت نیز با شدت و ضعفهای مختلف دفاع می کنند. اخیرا ملاقاتی داشتم با یکی از دوستان عزیز در موسسه رازی که به شدت از ایده فرگشت دفاع می کرد . آخر سر از او پرسیدم تو خودت را فرزند حضرت آدم ع می دانی یا یک موجود تکامل یافته از شبه میمونها...سکوت کرد و بعد با لبخند و شوخی گفت :...اهان...در این مورد باید فکر کنم و بعد...هیچ ...تمام شد...

     در مقابل عده دیگری وجود دارند که فقط تکامل گرا هستند و در وجود خالقی برای این جهان شک دارند( آگنوستیک= لا ادری- نمی دانم) و یا از بیخ آن را منکرند( ملحد = کافر= نیست= آتئیست). البته برخی از دوستان در بخش نظرات با تعریفی دقیق از این واژه ها ، به تفاوتهای جزیی در مفاهیم این کلمات اعتقاد دارند ولی در کل تقرییا همینطور است. اغلب دوستان بیولوژیست بنده و کسانی که در ایران تحصیل می کنند جزو تکامل گرایان خداپرست هستند و وقتی با آنها در باره فرگشت صحبت می شود از آن جانانه دفاع می کنند ولی در عین حال خدا را نیز قبول دارند و  برای جمع کردن این دو عقیده دارند خدای بزرگ جهان را از طریق فرگشت آفریده است. افرادی مثل مرحوم سحابی و آیت الله مشکینی نیز همین عقیده را داشتند و سعی کردند بین مفاهیم دینی و فرگشت صلح و دوستی برقرار کنند . در مقابل افرادی مثل ایت الله مطهری یا علامه طباطبایی یا اغلب مفسرین و اسلام شناسان در این زمان مثل آیت الله جوادی آملی یا مکارم شیرازی قائل به این عقیده نیستند  . همچنین این نظریه مورد نقد و مخالفت بسیاری از متخصصان و محققان علوم مختلف در دنیای غرب نیز صورت گرفته است در این وبلاگ در این خصوص مقالات متنوعی منتشر شد که برخی از آنها به شرح زیر هستند و البته خوانندگانی که مطالب این وبلاگ را با دقت پیگیری کرده اند به نمونه های دیگری نیز می توانند اشاره کنند

    کتاب نقد فلسفه داروین اثر آیت‌الله محمدرضا نجفی اصفهانی

    معرفی کتاب خدا و نظریه تکامل

    هارون یحیی

    گرت کورتوف

    مقاله منتخب: فرضیه تکامل و قرآن

    نظر علامه طباطبایی در باره تطور یا فرگشت

    نظریه طراحی هوشمند: آقای William A. Dembski طراح و مبدع نظریه طراحی هوشمند

    مصاحبه ای با جری فودور درباره نظریه انتخاب طبیعی داروین

    آقای روپرت شلدراک: مناظره داوکینز و شلدراک

    مناظره دو غول:  مناظره الوین پلانتینگا و دنیل دنت

دست آخر که اینجانب نیز جزو انها هستم خداپرستان خلقت گرا هستند. بنده اعتقاد دارم که فرگشت در حد موتاسیون های نقطه ای یا جهشهای ژنی کوچک امری اثبات شده و غیر قابل تردید است ولی اینکه چنین جهشهایی بتوانند سبب این تغییر و تحولات در جهان شده و 6.3 میلیون گونه جانوری از یک موجود تک سلولی اولیه پدید بیایند غیر ممکن و غیر قابل اثبات است.

به نظر من قبل از هر گونه بحث و استدلال باید اول تکلیف خدا در اینجا معلوم شود. بنده در ماههای اخیر در بحثهای زیادی شرکت کرده ام. تقریبا این اواخر این کار برای بنده به صورت یک رسم در آمده که با هرکسی که از من سوال می کند اول می پرسم آیا شما به خدا اعتقاد دارید؟ و بعد سوالات اساسی دیگر از این قبیل که به کدام خدا: خدای ابراهیمی یا خدایان غیر ابراهیمی...معمولا در ایران کسانی که خداپرستند به خدایان ابراهیمی اعتقاد دارند یعنی خدایی که پدران ما حضرت ابراهیم ع و عیسی و موسی و محمد صلی الله علیهم و آلهم اجمعین  به آن اعتقاد داشته اند و معتقدان به خدایان غیر ابراهیمی در ایران بسیار اندک هستند.

برخی از خوانندگان در بخش نظرات سوال کرده اند که شما چطور برای فرگشت ، شواهد تجربی را طلب می کنید و چون یافته های فسیلی و آزمایشگاهی نارسا هستند آن را مورد تردید قرار می دهید ولی بدون همین شواهد به خدا اعتقاد دارید؟ پاسخی که به این سوال می دهم این است که ما از طریق برهانهای خداشناسی مثل برهان نظم و برهان صدیقین و ...که عمدتا جزو مباحث علم کلام و فلسفه است خدا را اثبات می کنیم و اثبات او با ابزارهای مادی و تجربی غیر ممکن است زیرا او از جنس مواد و موجوداتی که با روشهای علم تجربی و ابزارهای این علم قابل شناسایی و اندازه گیری باشد نیست.

خوشبختانه، متاسفانه یا به صورت امری غیر قابل اجتناب ، موضوع و مباحث مربوط به خداشناسی در این وبلاگ یا بخش نظرات آن بارها و بارها مورد بحث قرار گرفته و برخی از دوستان اسلام شناس مثل جناب ایمانی نسب پاسخهای متینی داده اند. بنده خیلی سعی  کردم تا از غوطه ور شدن این وبلاگ به مباحث کلامی خودداری کنم زیرا اصلا در آن تخصصی ندارم و این بیم را داشته و دارم که پاسخهایی که داده می شود دقیق و منطقی ودرست نباشد. در عین حال از این سرنوشت نیز فرار نکرده ایم بلکه هر جا مجبور به پاسخ شدیم در حد وسع پاسخهایی داده شد و خوشبختانه دوستان دیگر نیز مبحث را کامل کردند.

 سوال مهم

ما خلقت گرایان اعتقاد داریم که خدای قادر متعال همه جهان را به تدریج و به همین شکل آفریده ...برهان های ما برای اثبات خدا نیز عمدتا برهانهای فلسفی و کلامی است،

حال کسانی که به فرگشت اعتقاد داشته و فکر می کنند که همه موجودات زنده کنونی و منقرض شده به تدریج و از تطورات و تحولات ژنتیکی یک تک سلولی نخستین ایجاد شده اند باید بگویند در باره خدا چه عقیده ای دارند؟

اگر خدا را بالکل منکرند باید ابتدا استدلالهای فلسفی و کلامی متعددی که برای اثبات وجود خدا مطرح شده را رد کنند. پس بحث ابتدایی ما با آنها نه در باره فرگشت بلکه در باره وجود خداست،

و اما  کسانی که به خدای بزرگ اعتقاد دارند ولی فرگشت را قبول دارند باید به این نکته توجه داشته باشند که اسلام شناسان بزرگ مثل علامه طباطبایی و عموم مراجع تقلید ، انسان فعلی را فرزندان حضرت آدم علیه السلام می دانند و نه حاصل فرگشت پس بهتر است قبل از ورود به مباحث پیچیده فرگشت شناسی تکلیف خود را با این حفره بزرگ در عقیده فرگشت معین کنند.

این بحث با نوشتارهای بعدی ادامه می یابد



تاريخ : ۱۳٩٤/٢/٢۳ | ٩:٢٩ ‎ب.ظ | نویسنده : دکتر سید محمود میرافضلی سریزدی | نظرات ()