هر از چند گاه کتاب یا مقاله ای توسط یکی از این موسسات منتشر و مطلبی در خصوص اثبات یا تائید و یا رد نظریات قبلی مطرح می شود. عده ای از دانشمندان برای اثبات موضوع تکامل گرایی اقدام به تاسیس موسسات تحقیقاتی مستقلی زده اند عده ای نیز برای رد تکامل گرایی و در مقابل اثبات خلقت گرایی دست به تاسیس انستیتوهای تحقیقاتی خاص زده اند و هر یک نیز در این موسسات عده ای از دانشمندان را برای تحقیقات متمرکز بر روی موضوعات مورد نظر اجیر کرده اند. بررسی مقالات و نوشتجات امروزی به خوبی نشان می دهد که یک جنگ مخفی بسیار بزرگ بین خلقت گرایان و تکامل گرایان برای اثبات نظریات خود وجود دارد که هر از چند گاه در یک وبلاگ یا سایت شخصی یا تخصصی گوشه ای از این جدال علمی وسیع آشکار می شود. یکی از موضوعاتی که اخیرا به شدت مورد بحث و جدال علمی وسیع بین محافل تکامل گرایان و خلقت گرایان قرار گرفت این بود که آیا گوریلها جد انسان هستند یا شامپانزه ها یا اورانگاتان ها و یا هیچیک؟. علت این شعله ور شدن بحثها نیز چیزی نبود جز انتشار نتایج مطالعه بسیار ارزشمند و وسیع در باره نقشه ژن گوریلها . در این مقاله به نتایج این مطالعه و مباحثاتی که در خصوص نتایج ان مطرح شده در حد بسیار مختصر اشاره می کنم.


مشخصات ژنوم گوریلها:

نتایج آنالیز ژنوم گوریلها پس از چند سال تلاش جمع کثیری از دانشمندان مشخص و نتایج آن در سال 2012 در مجله نیچر تحت عنوان آگاهی به تکامل بشر از طریق سکانس کردن ژنوم گوریل منتشر شد. (Scally, A. et al. 2012. Insights into hominid evolution from the gorilla genome sequence. Nature. 483 (7388): 169-175.).این مقاله دارای 71 نویسنده از مراکز و موسسات مختلف تحقیقاتی جهان است. در میان لیست نویسندگان، یک ایرانی به نام خانم صبا سجادیان ،فارغ التحصیل مهندسی کامپیوتر از دانشگاه شریف در سال 2005 ، فوق لیسانس مهندسی سیستمهای هوشمند از کانادا و از محققان دپارتمان علوم ژنتیک دانشکده پزشکی دانشگاه واشینگتن نیز به چشم می خورد. ( ssajjadi @ cs.sfu.ca).در این مطالعه تمامی ژنوم یک گوریل به نام کامیلا ( western lowland gorilla,) آنالیز و نتایج آن با اطلاعات به دست آمده از میمونهای دیگر(شامپانزه و اورانگاتان) و انسان مقایسه شد.بر اساس نتایج به دست آمده این استنتاجات صورت گرفت:

1- سازمان هماهنگ کننده این مطالعه، Wellcome Trust Sanger Institute در دانشگاه کمبریج انگلستان بوده است.این سازمان قبلا نیز در پروژه ترسیم نقشه ژنوم انسان درای نقشی اساسی بوده است.

2- در این مطالعه یک بانک اطلاعات رفرانس مربوط به سکانس 5.4×109زوج باز ایجاد شد.همچنین در این مطالعه اطلاعات مربوط به سه گوریل دیگر (البته با وسعت کمتر) به نامهای Kwanza, Mukisi & EB نیز تهیه و با یکدیگر مقایسه شدند.

3- تمامی اطلاعات به دست آمده از نقشه ژنوم انسان، شامپانزه ، اورانگاتان و macaqe( میمونی از میمونهای دنیای قدیم) در یک آنالیز پنج وجهی به صورت یکجا توسط نرم افزار Ensembl EPO pipeline مورد آنالیز قرار گرفت.

4- نرخ موتاسیون بر مبنای مطالعات صورت گرفته بر روی فسیلهای انسان-ماکاک ، 10−9موتاسیون در زوج باز در سال(10−9 mutations per bp per year) در نظر گرفته شد. البته این نرخ بر مبنای مطالعات صورت گرفته در انسان حدود (0.5–0.6) ×10−9bp−1yr−1 برآورد شده است.( Lynch, M. Rate, molecular spectrum, and consequences of human mutation. Proc. Natl Acad. Sci. USA 107, 961–968 (2010))

5- برآورد می شود انسان، شامپانزه و گوریل بالاتفاق 10 میلیون سال قبل از نیای مشترک خود جدا شده اند،انسان و شامپانزه 5.95 میلیون سال قبل از دیگر اقسام میمونها تمایز یافته و جدا شده اند و انسان 3.7 میلیون سال قبل از شامپانزه تمایز یافته و جدا شده است. در شکل زیر سمت چپ این تجزا به صورت شماتیک نشان داده شده است( انسان H ، گوریل G ، شامپانزه C و اورانگاتان O)

نقد و بررسی این شکل: همانگونه که در شکل بالا بخصوص شکل سمت چپ مشاهده می فرمائید ، تکامل گرایان اعتقاد دارند که انسان به تدریج از میمونهای مختلف جدا شده و یا به عبارت دقیق تر فرگشت کرده است. نکته مهم این است که در محل ایجاد هرشاخه انتظار می رفت یک حیوان حد واسط وجود داشته باشد ولی هیچ حیوانی وجود ندارد. مثلا در محل جدا شدن شاخه انسان-شامپانزه از سایر میمونها انتظار داریم حیوانی معرفی شود که مختصات انسان و شامپانزه را داشته باشد ولی هیچ حیوانی تاکنون برای این محل معرفی نشده است. به علاوه در طی میلیونها سال فرگشت ما انتظار داریم دهها و بلکه صدها حیوان حد واسط وجود داشته باشند که به تدریج از اجداد خود فرگشت کرده باشند ولی اینگونه نیست بلکه به این صورت است که مثلا ادعا می شود ..پس از چند میلیون سال ، انسان از شامپانزه جدا شد ...یعنی اتفاقی بسیار آنی و فوری که به هیچ وجه نمی توان وقوع آن را و دلایلی که باعث این اتفاق شده را شناخت و معرفی کرد. این زنجیره های مفقوده از زمان داروین نیز شناسایی شده بود ولی علی رغم گذشت یکصد و پنجاه سال از تحقیقات پر دامنه هزاران دانشمند نه تنها این زنجیرهای مفقود یافته نشده بلکه هر روز بر تعداد حلقه ای این زنجیره مفقود افزوده شده است.

6- علی رغم تهیه اطلاعات کامل از ژنوم گوریلها و شامپانزه ها، هنوز نمی توان بین یافته های ملکولی و اطلاعات فسیل شناسی موجود رابطه برقرار کرد.( Lynch, M. Rate, molecular spectrum, and consequences of human mutation. Proc. Natl Acad. Sci. USA 107, 961–968 (2010)). البته اگر نرخ موتاسیون در انسانها را مبنا قرار دهیم این یافته ها بیشتر با یکدیگر تطبیق می کنند.علی ایحال چون نرخ موتاسیون در گذشته به خوبی مشخص نیست علی رغم اینکه یافته های این آنالیز، ترتیب تمایز گونه ها از یکدیگر را تا حد زیادی به شکلی که در بالا گفته شد تائید می کند، هنوز مشکلات زیادی بر سر تفسیر و تطابق یافته های ملکولی و فسیل شناسی با یکدیگر وجود دارد.

7- 30 درصد ژنوم گوریل بیش از آنکه به شامپانزه شبیه باشد به ژنوم انسان شبیه است،مقایسه ژنهای کد کننده پروتئین نشان داد تقریبا 500 ژن گوریل، انسان و شامپانزه با یکدیگر تفاوت داشته و در پروسه تکامل تغییر کرده اند،

 

نقد و بررسی: در مقاله قبل نیز به این موضوع اشاره کردیم که با این همه اختلاف در }ن هاف امکان ندارد به طور ناگهانی در ژنوم یک گوریل اتفاقی رخ داده و این حیوان به انسان تبدیل شود پس این فرض را کنار می گذاریم. تکامل گرایان ادعا می کنند که این تغییرات در طول زمان رخ داده پس حتما باید صده و بلکه هزاران حیوان و یا حداقل فسیل حد واسط را به عنوان مدرک ارائه کنند که آنها در طول چند دهه اخیر موفق به انجام این کار نشده اند پس می توان با ضرس قاطع گفت که اصولا فرگشتی در کار نبوده و تمامی اینها دروغی بیش نیست.

8- در مقایسه دو نوع گوریل غربی و شرقی، مشخص شد که اینها 1.75 میلیون سال قبل دارای یک نیای مشترک بوده اند.

9- این مطالعه نتایج مطالعات قبلی که پیشنهاد می کرد پدیده تکامل تمامی ژنوم اجداد انسان را تحت تاثیر قرار داده و در آن تغییراتی ایجاد کرده را تائید کرد(McVicker, G., Gordon, D., Davis, C. & Green, P. Widespread genomic signatures of natural selection in hominid evolution. PLoS Genet. 5, e1000471 (2009))

10- 97 درصد ژنوم گوریلها با اورانگاتانها مشترک است.

11- در این مطالعات مشخص شد که سرعت فرگشت ژنهای شنوایی در گوریلها با انسانها در طول میلیونها سال گذشته معادل یکدیگر بوده و لذا این فرض که سرعت فرگشت یا اولوشن این ژنها در انسان به علت تکامل زبانها بالاتر از میمونها بوده دچار ابهام زیادی شده است.

نخستین مطالعات ملکولی در سال 1975 نشان داده بود که انسانها بیش از آنکه به اورانگاتانها شبیه باشند به میمونهای آفریقایی و از همه بیشتر به شامپانزه و گوریلها شبیه هستند.( King, M. C. & Wilson, A. C. Evolution at two levels in humans and chimpanzees. Science 188,107–116 (1975)) مطالعات بعدی و از جمله مطالعه ژنوم شامپانزه ها در سال 2005 نیز نشان داد که بین گونه های مختلف میمونهای بزرگ ، تفاوتهای عملکری زیادی وجود دارد(Chimpanzee Sequencing and Analysis Consortium. Initial sequence of the chimpanzee genome and comparison with the human genome. Nature 437, 69–87 (2005)

12- سکانس کامل ژنوم انسان و گوریل، نشات داد که بین ژنوم این دو 96 درصد اشتراک وجود دارد . بخصوص در ژنهای مربوط به حس لامسه و شنوایی، پاراللهای نزدیکی وجود دارد.

13- یکی از یافته های بسیار جنجالی در این مطالعه که مورد استناد خلقت گرایان نیز قرار گرفته نتایج یکی از آزمایشات صورت گرفته تحت عنوان جور شدن مستقل ژنها independent lineage sorting بوده است. در این مطالعه بخش از قطعات مشابه در ژنوم انسان، گوریل و شامپانزه مقایسه شدند . نتاج این مقایسه نشان داد برخی از این قطعات ژنوم انسان بیش از آنکه به شامپانزه ها شبیه باشد به گوریلها شبیه است. تکامل گرایان ادعا می کنند که شامپانزه ها اجداد انسان هستند و تا چند میلیون سال پیش دارای یک جد مشترک بوده اند ولی این یافته ها خلاف آن را اثبات می کند.( Jeffrey Tomkins,Gorilla Genome Is Bad News for Evolution, Institute for Creation Research article,March 9, 2012). البته این یافته به هیچ وجه یافته جدیدی نیست به طوریکه در مطالعات قبلی نیز بر این موضوع تاکید شده و از جمله در مطالعه ای که در سال 2007 صورت گرفته و نتایج آن منتشر شد مشخص شد که نتایج به دست آمده در 40 درصد موارد مقایسه قطعاتی از ژنوم انسان و شامپانزه نشان می دهد که شامپانزه از نظر شجره شناسی جد انسان نیست(Ebersberger, I. et al. 2007. Mapping Human Genetic Ancestry. Molecular Biology and Evolution. 24 (10): 2266-2276)(جدول مربوطه) در این مطالعه که 23210 قطعه از ژنوم انسان، گوریل، اورانگاتان ، شامپانزه و رسوس سکانس و مورد مقایسه قرار گرفت مشخص شد که 23 درصد ژنوم انسان هیچ ارتباط فیلوژنیک مستقیمی با شامپانزه ندارد. همچنین مشخص شد که (اگر ارتباط شجره شناسی هم وجود داشته باشد) انسان بیشتر به اورانگاتان نزدیک است تا شامپانزه. محققان بر اساس این یافته ها پیشنهاد کردند که احتمالا یک سوم ژنوم انسان قبل از تمایز انسانها، گوریلها و شامپانزه ها ایجاد شده است. این مطالعه برخی یافته های مطالعات فسیل شناسی قبلی که پیشنهاد می کرد احتمالا نخستین انسانهای روی زمین 5 تا 6 میلیون سال قبل بر روی زمین (یعنی قبل از برخی میمونها) ظاهر شده اند را تائید می کرد. البته برخی تکامل گرایان نیز سعی کرده اند به استناد برخی استدلالات این اشکالات را رفع کرده و کماکان بر شجره شناسی مورد ادعای خود تاکید کنند.(به عنوان مثال می توانید به مقاله کم دانستن چیز خطرناکی است مراجعه فرمائید)

نقد و بررسی:

خلاصه: در دو مقاله اخیر در این وبلاگ، مشخصات ژنومی دو میمون شامپانزه و گوریل که تکامل گرایان ادعا می کنند که اجداد رده نخست انسان هستند مورد بررسی قرار گرفت و مشخص کردیم که با توجه به تفاوت بسیار چشمگیر ژنوم این دو حیوان با انسان ، امکان اینکه این دو اجداد انسان باشند غیر ممکن است و در صورتی که نظریه تکامل درست باشد حتما باید بین این دو حیوان و انسان، فسیلهای دیگری نیز یافت شود. با توجه به اینکه علی رغم تلاش بسیار زیاد دانشمندان فسیل شناس در چند دهه گذشته هیچ فسیل حد واسطی شناسایی نشده است پس می توان بر اساس نتایج بدست آمده تاکنون با ضرس قاطع استنتاج کنیم که علی رغم برخی شباهتهای ‍ژنومی و ظاهری بین انسانها و میمونها، بین این دو گونه حیوانی و انسان هیچ رابطه تبار شناسی و شجره نامه ای وجود ندارد.



تاريخ : ۱۳٩۱/٥/٢٧ | ٦:۱۳ ‎ب.ظ | نویسنده : دکتر سید محمود میرافضلی سریزدی | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.