در نوشتار قبلی کفر و اقسام آن تعریف شد. در این نوشتار نیز سعی می شود دلایل کفر و الحاد و انکار وجود خدا مطرح شود. اهمیت این موضوع از این نظر است که بعضا مشاهده می شود برخی خوانندگان محترم با تمام قدرت از پذیرش خدا سرباز می زنند و آن را رد می کنند. این سرسختی و لجاجت و اینکه آنها اصالتا خدا را بدون خالق می دانند سبب می شود در پذیرش استدلالهای ما برای رد عقیده فرگشت نیز پافشاری کنند و بحثها عقیم بماند زیرا اگر عقیده فرگشت رد شود مستقیما آنها در مقابل این سوال که جهان را چه کسی آفریده و چگونه این آفرینش رخ داده کاملا خلع سلاح می شوند. بعبارت دیگر آنها خدا را نمی پذیرند چون فرگشت را قبول دارند و فرگشت را قبول دارند چون برای توجیه یک جهان بدون خدا جز آن ابزاری ندارند. با این مقدمه توجه شما را به نوشتار دلایل انکار خدا جلب می کنم

دلایل انکار خدا

حداقل می توان چند دلیل برای انکار خدا توسط کافران بیان کرد:


 1- نارسا دانستن و قانع کننده نخواندن دلیل مومنین در اثبات وجود خدا: اغلب کافران می گویند اگر دلایل ما برای رد وجود خدا قانع کننده نباشد ، دلایل شما برای اثبات وجود خدا هم قانع کننده و یقین بخش نیست . ما از پاسخهای شما قانع نشده ایم. پس چون ما قانع نشده ایم دلیلی ندارد که به چیزی که شما آن را خدا می خوانید ایمان بیاوریم و به دستورات دینی گردن نهیم. در سایت مبلغ کفر زندیق نیز در پاسخ به سوالی که پرسیده بود چرا می گویید خدا نیست؟ نوشته بود چون دلایل مومنین برای اثبات خدا قانع کننده نیست. در قرآن نیز به نمونه های جالبی از این نظر بر می خوریم و از جمله:

  • «و چون گفته شد که وعده خدا حق است و شکی در امر قیامت (الساعه) نیست گفتید ما نمی دانیم قیامت چیست و همه چیز در حد گمان است و ما یقین نکرده ایم»: «وَ إِذا قیلَ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَ السَّاعَةُ لا رَیْبَ فیها قُلْتُمْ ما نَدْری مَا السَّاعَةُ إِنْ نَظُنُّ إِلاَّ ظَنًّا وَ ما نَحْنُ بِمُسْتَیْقِنینَ»، الجاثیة، 32.

  • و خطاب به حضرت شعیب گفتند: «ما اکثر سخنانی که می گویی را نمی فهمیم و خود تو را شخص ضعیفی در میان خودمان می بینیم و اگر قوم و قبیله تو نبود تو را سنگسار می کردیم و تو برای ما فرد قدرتمندی نیستی»:«قالُوا یا شُعَیْبُ ما نَفْقَهُ کَثیراً مِمَّا تَقُولُ وَ إِنَّا لَنَراکَ فینا ضَعیفاً وَ لَوْ لا رَهْطُکَ لَرَجَمْناکَ وَ ما أَنْتَ عَلَیْنا بِعَزیزٍ»، هود، 9

  • 2- تنبلی و بی حوصلگی برای کشف حقیقت:  این مشکل در خیلی از امورات روزمره ما نیز وجود دارد. برخی اصلا حوصله جستجوی حقیقت را ندارند و راحت ترین راه زندگی را انتخاب می کنند

  • 3- فرار از مسئولیت، آزادی بی حد و حصر: پذیرش وجود خدا معمولا امری است مسئولیت افرین و وقتی کسی خدا پذیرفت باید به دستورات او نیز توجه کند  و این در حالی است که برخی اصلا نمی خواهند مانعی در رفتار و گفتار و تفکرات خود داشته باشند. خدا در قرآن می فرماید:... بل یرید الانسان لیفجر امامه: (انسان شک در معاد ندارد) بلکه او مى‏خواهد (آزاد باشد و بدون ترس از دادگاه قیامت) در تمام عمر گناه کند!( سوره قیامه آیه 5

  • 4- تعصبات، احساسات غلیظ و پیروی از نیاکان: گفته می شود که هر یک از ما معمولا به دینی هستیم که والدین و اطرافیان ما هستند. کسی که در یک خانواده کافر و بی دین به دنیا می آید معمولا به همان دین می ماند و کسی که در یک خانواده مومن به دنیا می ماند تقریبا به همان دین می ماند. در سوره زخرف بعد از ذکر دعوت مردم از سوی حضرت ابراهیم ع و عدم تبعیت ایشان آنها دلیل خود را پیروی از نیاکان خود می دانند: بَلْ قَالُوا إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءنَا عَلَى أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَى آثَارِهِم مُّهْتَدُونَ ترجمه: بلکه  آنها مى‏گویند: «ما نیاکان خود را بر آئینى یافتیم، و ما نیز به پیروى آنان هدایت یافته‏ایم.»(سوره زخرف آیه 22)

این که ما اغلب به دین و عقیده  نیاکان خود هستیم  سخن درستی است ولی این کار کار غلطی است و نافی مسئولیت ها و اختیار انسان برای شناخت حقیقت و کشف واقعیات نیست. ما باید خودمان به دنبال حقیقت باشیم و از تقلید کورکورانه دست برداریم. در برخی قسمتها خوانندگان محترم گفته اند در کتب دبیرستانی عقیده فرگشت تبلیغ شده در حالیکه اگر این عقیده غلط بود حداقل در جمهوری اسلامی که مدعی اجرای اسلام و ترویج عقاید درست است چنین خطای بزرگی رخ نمی داد. پاسخ ما این است که شما خودتان باید راه درست را انتخاب کنید و درک کنید که چه چیزی درست است و چه چیزی غلط و پیروی از نیاکان و معلمان مدارس که عمدتا نظرات مبلغین فرگشت را در دروس دانشگاهی خود خوانده اند اجتناب کنید

5- جهل و نادانی و بیسوادی: در این روزگار کمتر کسی است که بیسواد باشد و با کتب مختلف و رسانه های جمعی بی ارتباط باشد ولی به هر حال بعضا با برخی افراد برخورد می کنیم که واقعا جاهل و بیسواد هستند و هرگز نمی توانند خدا را درک کنند. خوشبختانه ما در این وبلاگ با این جور افراد برخوردی نداشته ایم و زیاد موضوع بحث نیستند،

6- استدلالهای غلط: برخی افراد محقق در مسیر درک حقیقت استدلالهای غلطی انجام داده و و در نتیجه به کفر می رسند. مثلا می گویند  اگر خدا وجود داشت ، حتما باید می توانست در سطح جهان عدالت اجرا کند، جلوی ظلم ظالمان را بگیرد، جلوی مصیبتهای بشر امروز را بگیرد، همه در ناز و نعمت باشند، خیر و خوبی جهان را پر کند و ریشه بدی ها خشک شود، اصلا شر در دنیا وجود نداشته باشد و فقط خیر و خوبی باشد و ...آنها با همین استدلالهای غلط و ضعیف ، با بی حوصلگی و بی توجهی و با لجبازی کامل و همچنین تکیه بر عادات و رفتار نیاکان خود برهانهای خداشناسی را رد می کنند و هر تلاشی را خنثی می کنند. البته بعضا ممکن است اینگونه نباشد و نتوان همه این رفتارها را به حساب تعصب و میل به گناه و ... گذاشت بلکه ممکن است مواردی پیدا شود که واقعا اینگونه فکر می کنند و قصد و غرضی در کار نباشد و الله  اعلم

7- کفر جحودی بدون علم: فرگشت گرایان ، خلقت گرایان و طرفداران عقیده نظریه طزاحی هوشمند و وجود یک هوش بی پایان که آفریننده این جهان پهناور است را به دوری از علم و دانش و عقاید آنها را علم کاذب Pseudoscience می نامند . این در حالی است که سرتاسر کتب زیست شناسی امروز که عمدتا توسط فرگشت گرایان و تکامل گرایان نوشته شده مملو از ظن و گمان و تردید است و هیچ سخن محکم و استواری در آن دیده نمی شود. در سرتاسر این کتب اظهار می شود که احتمالا...شاید...به نظر می رسد...گمان می رود...و ...دلیل این ظن و گمان هم معلوم است. انها ادعا می کنند تغییراتی در جانداران ساده اولیه رخ داده و موجودات امروزی پدید آمده اند ولی نمی توانیم آن را اثبات کنیم زیرا آنها تعهدی نداده اند که شواهد فسیلی از خود بر جای بگذارند و ما هم در آن روزگاران نبوده ایم و به علاوه سرعت این تحولات آنقدر کند است که نمی توان  الان هم آنها را مشاهده و اثبات کرد. در آینده هم که ما نیستیم پس باید بنویسیم این تغییرات احتمالا از گذشته شروع شده اند، احتمالا الان هم در حال رخدادن هستند و احتمالا در آینده هم رخ خواهند داد و گونه های دیگری به وجود خواهند آمد. مثلا احتمالا  اجداد ما در گذشته دم داشته اند و ممکن است  در آینده نیز به جای دندانهای امروزی منقار در بیاورند!!!! سپس آنها توقع دارند این مطالب غیر قابل اثبات را صرفا بر مبنای ظن و گمان ایشان بپذیریم و اگر نپدیریم ما را از دایره علم و دانش خارج می دانند.

خداوند در وصف آنان می فرماید: «وَقَالُوا مَا هِیَ إِلَّا حَیَاتُنَا الدُّنْیَا نَمُوتُ وَنَحْیَا وَمَا یُهْلِکُنَا إِلَّا الدَّهْرُ وَمَا لَهُم بِذَلِکَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا یَظُنُّونَ»؛ آنها گفتند: چیزی جز همین زندگی دنیای ما در کار نیست گروهی از ما می‌میرند و گروهی جای آنها را می‌گیرند و جز طبیعت و روزگار ما را هلاک نمی‌کند! آنان به این سخن که می‌گویند علمی ندارند، بلکه تنها حدس می‌زنند (و گمانی بی‌پایه دارند). (سوره جاثیه/24)

 تمامی عقیده فرگشت بر پایه مشتی فرض ، گمان ، تصور و پنداشت غلط، مضحک و غیر قابل اثبات است و کسی که به جای علم و دانش و یقین بر فرض و گمان باطل تکیه کند سرانجامی جز فروافتادن در دامن کفر نخواهد داشت

تذکر: این دو مقاله صرفا در خصوص علت کفر برخی فرگشت گرایان و تکامل گرایان توضیحاتی ارائه داد و به هیچ وجه این منظور و مقصود را نداشته و ندارد که هر کس که تکامل گراست ، کافر است و فرگشت گرایی مساوی با کفر است....امیدوارم سوء تفاهم نشود.

این دو مقاله در روز تولد سالار شهیدان امام حسین ع در روز جمعه 31 اردیبهشت 1394 نوشته و به آن حضرت اهدا گردید.لنگ ملخی است تحفه سلیمان...امید است که مقبول افتد...انشاء الله



تاريخ : ۱۳٩٤/۳/٢ | ٥:٤۱ ‎ق.ظ | نویسنده : دکتر سید محمود میرافضلی سریزدی | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.