سلام. 

جناب آقای دکتر میر افضلی 

بعضی از مطالب سایتتون رو موقع بیکاری خوندم.

اولا من نمیدونم چرا شما که فرگشت رو قبول ندارید پستهایی مبنی بر توضیح فرگشت توسط قرآن و اینکه قرآن آن را قبلا توضیح در سایتتون گذاشتید

جواب: هدف ما در این وبلاگ بررسی همه ابعاد فرگشت و انتشار سخنان همه مدعیان در این حوزه ، چه موافق و چه مخالف است و به همین خاطر سعی کردیم با انصاف کامل گفتار همه آنها و از جمله کسانی که به استناد ایات قرآن سعی در اثبات فرگشت دارند را منتشر کنیم. از سوی دیگر سعی کرده ایم جواب آنها را نیز در حد وسع خودمان بدهیم. از جمله در پاسخ به دیندارانی که فرگشت را با دین و قرآن منطبق دانسته اند عرض کردیم که این انطباق قطعی نیست و از سوی دیگر اغلب قریب به اتفاق دین شناسان بزرگ و اصلی مثل مرحوم علامه طباطبایی که بزرگترین قرآن شناس و دین شناس یکصد سال اخیر تلقی می شود به صورت قاطعانه این موضوع را رد کرده و همه انسانها رافرزندان حضرت آدم سلام الله علیه دانسته و شکستی بزرگ در این موضوع پدید آورده اند

 

دوما اصل موضوع فرگشت به تکامل تدریجی موجودات برمیگرده و بوجود آمدن اولین سلول تو نظریه فرگشت نیست.البته شاید الان با تکمیل نظریه توسط افرادی مثل داوکینز به این نظریه متصل شده باشه.


 پاسخ: اینکه برخی به وجود آمدن سلول نخستین را از ماجرای فرگشت جدا می دانند  به نوعی جر زنی علمی شبیه است. کسانی که فرگشت را درست کرده اند خواسته اند ایجاد این طیف وسیع حیوانات و جاندارن را توجیه کنند و بزرگان آن از قبیل داوکینز خواسته اند خدا را انکار کنند پس معنی ندارد که شما موضوع آبیو‍نز را از فرگشت جدا کنید.

من اصل حرفم اینه و میخواستم جوابی درست در این زمینه بشنوم.شما به من گفتید بین فرگشت و علم شکافهایی وجود داره.آیا بین علم و دین دره هایی یا شکافهای بسیار بزرگی  وجود نداره؟

پاسخ: یادم نمی آید گفته باشم بین فرگشت و علم شکاف وجود دارد زیرا فرگشت یکی از موضوعات مطرح در علم تجربی است ولی بارها شنیده و خوانده ام که بزرگان شما مثل داوکینز ، دین را از علم جدا کرده اند . پس شما باید دلایل خودتان را بگویید؟ چرا فکر می کنید بین علم و دین جدایی وجود دارد؟ کجا یک پیغمبر خدا علم آموزی را منع کرده است؟ در کدام کتاب آسمانی ، توصیه شده که به دنبال علم و دانش نروید؟

خواهش میکنم به این سوالم جواب بدید: میشه شما که جویای کوچکترین مسائل علمی فرگشت هستید و البته منتقد،وجود حضرت آدم و حوا ، طوفان نوح با تمام شبهاتش رو از لحاظ علمی برای من باز کنید. البته من چون شما را انسان کاملا عالمی میدونم و به همین خاطر از شما جواب میخوام.وگرنه تا به حال با روحانیون زیادی بحث کردم.و مفاهیم فلسفی هم برای من قانع کننده نیست

 

پاسخ: داستان آدم و حوا و نوح  علیهم السلام برای نخستین بار در کتاب تورات ذکر شد. بعدها در کتاب انجیل و قرآن نیز به شکلی تقریبا مشابه این داستان ذکر شد و لذا این دو از اتفاقات و رویدادهای دورانهای بسیار دور تلقی می شود. اطلاعات ما از حوادث و دورانهای گذشته ، عمدتا بر اساس کتب قدیمی یا بر پایه اثار بازمانده از تمدنهای قدیمی است. ما بر اساس مطالعه اهرام مصر می فهیم که انها از دانش بسیار زیادی در معماری و علم نجوم برخوردار بوده اند و این دانش را هیچ صاحب عقلی نقض نمی کند. داستان انبیا را نیز ما رد نمی کنیم. شما اگر به خدای بزرگ ایمان داشته باشید، در قدم بعد به روز معاد ایمان خواهید آورد و در قدم بعد به سخنان انبیاء و کتب آسمانی ایمان خواهی آورد. اگر کسی حضرت موسی را قبول داشته باشد و به او ایمان بیاورد داستان نوح و آدم را نیز می پذیرد و کسی که ایمان نداشته باشد به هیچ سخنی ایمان نمی آورد. اگر می خواهی این داستانها را باور کنی و به وجود این مردان بزرگ و تاریخی ایمان بیاوری اول به خدا ایمان بیاور و سپس  خودبخود بقیه مسایل حل می شود.

شواهد ما برای حضرت آدم و نوح شواهد نقلی است و نه شواهد تجربی و ما الان نمی توانیم دو نفر را جلوی شما آشکار کنیم که شما آنها را دستتان لمس کنید و با آنها سخن بگویید تا قبول کنید آنها واقعا وجود داشته اند. به علاوه کسی که ایمان ندارد حتی اگر با چجشمان خود ببیند، با گوشهای خود بشنود و با دستهای خود نیز لمس کند نیز ایمان نمی آورد بلکه می گو.ید من سحر زده شده ام، تو جادوگری، اینها همگی سحر و شعبده است و ...

 

و اگه بهتون بر نخوره شما تا حدودی با این قضیه با تعصب مسلمان بودنتون برخورد میکنید.بله دنیای ما دارایه نظمه ،خارق العاده هم هست ولی دلیل بر وجود خدا نمیشه.شما قبلا گفتید با تمام سلولهای بدنتون خدا رو احساس میکنید.ولی احساس تجربه خودآگاه ذهنی هیجان تعریف شده .پس نمیتونه واقعی باشه.از شما خواهشمندم جواب سوالمو که تاکید کردم بدید.

جواب: هدف ما در این وبلاگ این است که اثبات کنیم ماجرای فرگشت به شکلی که ادعا می شود نیست و این پدیده از قدرت محدودی برخوردار است و هرگزقادر به ایجاد این تحول و تطور عظیم در موجدات جهان نبوده و نخواهد بود. اگر این را شما قبول کنید حال این سوال مطرح می شود که اگر دنیا زاییده فرگشت نیست پس چه چیزی جهان را به وجود آورده، چه عقلی در پشت پرده این تحولات فوق العاده قرار دارد و سوالات دیگر. ما این را خدا می دانیم و به آن ایمان داریم. ایمان ما به خدا ایمانی از سر هیجان و شور و جذبه و خلسه کاذب نیست بلکه با استدلال و دقت زیاد به او رسیده ایم و او را انتخاب کرده ایم . به علاوه در این جهان خیلی ها ادعا می کنند به خدا اعتقاد دارند ولی ما باز هم به سیر خود ادامه داده و خدایان مختلفی را آزموده ایم تا به خدایی رسیده ایم که در فهم ما نیز نمی گنجد . او آنقدر بزرگ است که هنوز بشر نمی تواند مخلوقات او را اندازه گیری کند و همین خدا همیشه و حتی در زمان خواب  آنقدر به ما نزدیک است که هم نشین ما می شود ، ما را حفظ می کند ، در گوش ما زمزمه  می کند ، گناهان ما را می بخشد ، امیدهای ما را برآورده می سازد ، ظن و شک ما را به یقین تبدیل می کند ، ترس و اندوه ما را به امن و آسایش تبدیل می کند، فقر ما را با غنایش محو می کند و جهلمان را به علمش بر طرف می کند. او را نه خواب در بر می گیرد و نه خسته می شود، در بخشش عجول است و در عقاب صبور و حلیم، او همیشه در همین نزدیکیهاست و  و هزار صفت پاک دیگر ...ما او را از میان هزاران خدا انتخاب کرده و با همه بیست هزار میلیارد سلول بدنمان به او ایمان آورده ایم و به او یقین داریم و امورمان را به او تفویض کرده ایم و بر او توکل کرده ایم و در آغوشش آرامش یافته ایم. اشکال این کار چیست؟آیا از این حس واقعی تر و از این خدا بزرگتر سراغ دارد؟ بفرمایید



تاريخ : ۱۳٩٤/۳/۱۳ | ۱٢:٥٧ ‎ق.ظ | نویسنده : دکتر سید محمود میرافضلی سریزدی | نظرات ()