یکی از بحثهای بسیار داغ خلقت گرایان و تکامل گرایان در چند دهه اخیر، مناظره در باره کشفیات برخی از  متخصصین ژنتیک در خصوص ترسیم درختواره یا شجره ابنای بشر با بهره گیری از ابزارهای مهم در آنالیز فیلوژنیک بوده است. مطالعات فیلوژنی  یا شجره شناسی ملکولی، مطالعاتی هستند که به ما کمک می کنند تا بفهمیم که آیا یک موجود جاندار مثلا یک ویروس یا باکتری یا حتی یک انسان با همتاهای خود در نقاط دیگر ، ارتباط شجره نامه ای دارند یا خیر. امروزه این دسته از مطالعات ارزش بسیار زیادی دارند . به عنوان مثال اخیرا آقای دکتر سلطانی و دکتر شوشتری، متخصص ویروس شناسی طیور در موسسه تحقیقات واکسن و سرم سازی رازی با مطالعه خصوصیات ژنتیک ویروسهای آنفلوانزای جدا شده از طیور ایران و مقایسه آن با مشخصات ویروسهای آنفلوانزای جدا شده در نقاط دیگر جهان ، دریافته اند ویروس های ایران در گروه های ناشناخته ی مجزایی قرار می گیرند، به عبارت دیگر در حالی که مقایسه توالی نوکلوتیدی نشان دهنده تنوع زیاد (High diversity)‎ در بین ویروس های ایران است، همولوژی بالایی بـا بـرخـی تحـت گـونـه هـای 5H و 7H نسبـت بـه دودمـان هـای اوراسیـایـی استقـرار یـافتـه در آسیـا (280، G1،Korean، Y- ) دیده می شود. طی سال های اخیر ویروس های (H9N2) ایران متحمل بازآرایی ژنتیکی شده اند به طوری که ژنوتیپ های جدیدی در ایران تولید شده است. این نمونه ای از نتایج مطالعات شجره شناسی مولکولی بود که در اینجا  به عنوان مثال ذکر شد و با این مقدمه به موضوع  حوای میتوکندریایی و آدم Y کروموزومی پرداخته می شود.

تصویر مقابل: تصویر آقای الان ویلسون مبدع و برپا کننده تستهای آنالیز فیلوژنی و محقق در حوزه فرگشت ملکولی و کسی که برای اولین بار موضوع حوای میتوکندریایی را مطرح کرد.


بی تردید آقای ویلسون به واسطه ابداع ایده های مهمی در فرگشت ملکولی همچون ساعت ملکولی molecular clock ،  حوای میتوکوندریایی و برپایی شیوه های مدرن در علم ژنتیک برای مطالعه شجره موجودات زنده  که امروزه تحت عنوان مطالعات فیلوژنی شناخته می شود نقش بسیار عظیمی در علم بیولوژی در یکصد سال اخیر بازی کرده است.

در علم ‍ژنتیک،  حوای میتوکوندریایی  که برآورد می شود بین 190 تا 200 هزار سال پیش زندگی می کرده است، اشاره دارد به به نزدیکترین نیای مشترک همه انسانهای روی زمین. به عبارت دیگر او نزدیکترین جده تمامی انسانهای فعلی روی زمین تلقی می شود.  تمامی DNA های میتوکوندریایی mtDNA معمولا بدون نوترکیب شدن ( ریکامبینیشن) به فرزندان منتقل می شود ، با این وصف همه mtDNA ها در همه انسانها مستقیما از مادر مشترک به ارث رسیده و البته به خاطر برخی موتاسیونها در mtDNA سلولهای جنسی بین آنها تفاوتهایی وجود دارد.

واژه حوای میتوکوندریایی از دو واژه مشتق تشکیل شده. اولی میتوکندری  که نقش آن در سلول و تکثیر DNA بسیار واضح است و کلمه حوا که بر مبنای کتب عهد عتیق همسر حضرت آدم و نخستین زنی بوده که توسط خدای قادر متعال آفریده شده است.

این واژه همانطور که گفته شد برای نخستین بار  در دهه 1980 توسط آقای آلان ویلسون در دانشگاه برکلی کالیفورنیا شرح داده شد. آقای ویلسون در آن زمان به واسطه ایده ساعت ملکولی دارای شهرت جهانی بود. بر مبنای این ایده و این تکنیک می توان حدس زد که هر گونه چه زمانی در مسیر تکاملی خویش تمایز یافته است ( species divergence time). او به وضوح یک دانشمند تکامل گرا بود و تحقیقات او نیز در همین مسیر بود. 

بررسی mtDNA   در 147 نفر  در کشورهای مختلف نهایتا ویلسون و همکارانش را به این نتیجه رساند که ابناء بشر همگی فرزندان یک زن در منطقه آفریقا هستند که حدود 200 هزار سال پیش زندگی می کرده است. در چکیده مقاله ای که توسط آنها در مجله نیچر منتشر شد این جملات ذکر شد:(لینک مقاله)

Mitochondrial DNAsfrom 147 people, drawn from five geographic populations have been analysed by restriction mapping. All these mitochondrial DNAs stem from one woman who is postulated to have lived about 200,000 years ago, probably in Africa....

 

 

 قاعدتا این مقاله برای خلقت گرایان یک موفقیت بسیار بزرگ و برای تکامل گرایان یک شکست مهیب تلقی می شد و لذا خیلی زود این ایده مورد هجومهای انبوه تکامل گرایان قرار گرفت و در آن شبهاتی وارد شد و از جمله اینکه در آن زمان فقط یک زن بر روی کره زمین زندگی نمی کرده  است بلکه صدها و بلکه هزاران زن که از اجداد میمون شکل خود فرگشت یافته بودند بر روی کره زمین زندگی می کردند!!!! علی ایحال تحقیقات آقای ویلسون گامی بزرگ در مسیر اثبات صحت عقیده خلقت گرایان بود تا زمانی که تحقیقات جدیدتری بر روی کروموزوم جنسی مردان صورت گرفت.

آدم Y کروموزومی Y-chromosomal Adam

آدم Y کروموزومی ، مفهومی است که برای نامیدن نزدیکترین پدر تمامی انسانها  most recent common ancestor (MRCA) بکار می رود.

بر خلاف کروموزومهای اتوزوم،  در حین میوز ،  کروموزوم Y با کروموزوم X  ترکیب نمی شود بلکه بدون هرگونه تغییر از پدر به پسر منتقل می شود. البته این عقیده وجود دارد که 5 درصد این کروموزوم در مناطق اتوزوم کاذب pseudoautosomal regions با کروموزوم X ترکیب می شود . البته این کروموزوم نیز مثل کروموزومهای دیگر  دچار موتاسیونهایی می شود و نتیجه تمامی این اتفاقات در حین لقاح به پسر منتقل می شود.

آدم Y کروموزومی Y-chromosomal Adam  مرکب از دو کلمه کروموزوم Y و آدم است. کلمه اول به کروموزوم جنسی مردانه اشاره می کند و کلم‍ه دوم به نخستین نیای انسانها از دید همه ادیان توحیدی یعنی حضرت آدم سلام الله علیه. 

بر اساس این ایده، جد پدری انسان، که موحدین آن را حضرت آدم علیه السلام یا حضرت نوح علیه السلام می دانند( زیرا بر اساس برخی احادیث و روایات و بالاخص بر مبنای برخی ایات قرآن کریم در جریان طوفان نوح تمامی انسانها از بین رفتند و فقط حضرت نوح و تعدادی از فرزندان آن حضرت نجات یافتند و بر این اساس همه انسانهای روی کره زمین ، فرزندان نوح هستند و البته آن حضرت نیز با واسطه چند جد به حضرت آدم علیه السلام می رسند) برای نخستین بار در قاره افریقا ظاهر شد و سپس فرزندان او به اطراف و اکناف جهان مهاجرت کرده اند. در تصاویر زیر مسیر حرکت ابنای بشر مشخص شده است:

تکامل گرایان موضوع آدم Y  کروموزومی را قبول دارند ولی در خصوص اینکه او در چه زمانی بر روی زمین زندگی می کرده و اینکه آیا این فرد واقعا همان حضرت آدم یا نوح است که خلقت گرایان به آن اعتقاد دارند  به شدت تردید دارند و شبهات زیادی را به آن وارد می کنند. به عنوان مثال آقای داوکینز در کتاب خویش تحت عنوان افسانه نیاکان می نویسد معلوم نیست چرا خلقت گرایان اعتقاد دارند که این دو همزمان با یکدیگر زندگی می کرده اند (Dawkins, Richard (2004), The ancestor's tale: a pilgrimage to the dawn of evolution, Boston: Houghton Mifflin). در مقابل ،به عقیده خلقت گرایان ، همه ابنای بشر ، فرزندان یک زن به نام حضرت حوا و یک مرد به نام حضرت آدم علیهم السلام هستند . در کتب اسلامی دقیقا ذکر نشده که این دو در چه زمانی بر روی کره زمین زندگی می کرده اند و مطالبی که در کتب عهد عتیق مثل تورات و انجیل ذکر می شود نیز با تردید و شک قید شده و نتیجتا باید زمان حضور این دو را نامشخص فرض کنیم اما اینکه این دو همزمان با یکدیگر زندگی می کرده اند مورد اجماع نظر خلقت گرایان است ولی هنوز برای اثبات این عقیده، جز منابع دینی ، استناد ملکولی دقیق و مورد اجماعی در دست نیست.

مطالعاتی که برای تخمین زمان حضور حوای میتوکندریایی  و آدم Y  کروموزومی توسط متخصصین بیولوژی ملکولی انجام شده نتایج مختلفی در بر داشته و در این خصوص هنوز اتفاق نظر حاصل نشده است. نتیجه آخرین مطالعات در خصوص زمان حضور آدم Y  کروموزومی به شرح زیر است:

Spencer Wells 2007 متخصص علم ژنتیک: 60 هزار سال قبل( لینک

Fulvio Cruciani-2011دپارتمان بیولوژی و بیوتکنولوژی چارلز داروین -142 هزار سال یا 142ky( لینک

2013- Fernando L- بیوتکنولوژیست- 340 هزار سال ( لینک

 

در مقابل نتیجه آخرین مطالعات در باره زمان حضور حوای میتوکندریایی به شرح زیر است:

1987- ویلسون و همکاران- 140 تا 200 هزار سال(Cann RL, Stoneking M, Wilson AC (1987), "Mitochondrial DNA and human evolution", Nature 325(6099): 31–36) (لینک مقاله)،

2004- ریچارد داوکینز: 140 هزار سال (Richard DawkinsThe Ancestor's Tale (2004)،

2013- Qiaomei Fu و همکاران- موسسه  Max Planck Institute for Evolutionary Anthropology-  حدود 160 هزار سال( لینک

نتیجه:

1-  اینکه حوای میتوکندریایی و آدم Y کروموزومی زمانی بر روی زمین زندگی می کردند مورد اجماع همه بیولوژیستهای جهان است.

2- اینکه این دو حدود چند صد هزار سال پیش  بر روی زمین زندگی می کرده اند نیز مورد اجماع همه بیولوژیستهای جهان است. این توافق مستقیما با این ایده تکامل گرایان که اعتقاد دارند اجداد  اولیه انسان میلیونها سال پیش بر روی زمین ظاهر شده و به تدریج به انسان امروزی فرگشت یافته اند در تضاد کامل است.  

3- اگر  در خصوص زمان حضور این دو بر روی عدد 140 هزار سال اجماعی صورت گیرد موضوع کاملا حل می شود ولی اگر زمان حضور حوای میتوکندریایی چند هزار سال قبل از آدم Y کروموزومی باشد نیز  باز مشکلی پدید نمی آید زیرا می توانیم بگوئیم که حضرت نوح علیه السلام که چند هزار سال بعد از حضرت حوا ، پا به جهان نهاده و همه ابنا بشر فرزندان آن حضرت محسوب می شوند با این موضوع تطبیق دارد .

4- شاید تحقیقات آینده بر اساس متدهایی صورت گیرد که بسیار دقیقتر بوده و مورد اجماع تمامی محققان جهان باشد و این عدم انطباق به طور کامل حل شود.



تاريخ : ۱۳٩٢/٤/٢۸ | ٧:٢۸ ‎ب.ظ | نویسنده : دکتر سید محمود میرافضلی سریزدی | نظرات ()