همانطور که در نوشتار قبل اشاره شد، هاوکینگ برای فرار از مشکلات ملحدین و بی خدایان در خصوص تئوری بیگ بنگ از قبیل اینکه چه کسی توده متراکم نخست را آفریده و  یا اینکه چه کسی ماشه انفجار بزرگ را کشیده و یا اینکه چگونه این انفجار بزرگ سبب بی نظمی نشده بلکه میلیاردها سال است که جهان و کواکب و سیارات  با نظمی بی نظیر و بر اساس فرمولهای دقیق فیزیک در حال حرکت و حیات هستند و اینکه چه کسی جهان با این عظمت را رام و ذلیل خود کرده که هیچ موجودی اختیار حتی اندکی نافرمانی ندارد  یک تئوری جدید تحت عنوان ازلی و ابدی بودن جهان را مطرح کرد. بر اساس این ایده اصولا انفجار بزرگی رخ نداده بلکه جهان از ازل بوده و خود اختیار دار خود بوده ، هر کاری خواسته کرده و به تدریج تکامل یافته و این کرات و آسمانها ایجاد شده است و این وضعیت تا ابد ادامه خواهد یافت و به خاطر همین اصلا نیازی به خدا نبوده و نخواهیم داشت!!!!  این نظریه مضحک و  سخیف خود بخود این مطلب را به ذهن متبادر می کرد که اگر این تئوری درست باشد باید در کرات دیگر در این جهان بیکران باید موجوداتی دیگر با همین قواعد یا قواعدی متفاوت از این جهان در حال حیات باشند. اگر ما قدرت بی انتهای خدا را در نظربگیریم این مطلب به خودی خود بسیار جالب، امکان پذیر و متکی به عقل و حکمت است است ولی اگر موجود قادر و هوشمندی به نام خدا را حذف کنیم مطلب بسیار خنده دار ، مضحک و غیرممکن می شود.


توضیح یک نکته ضروری

در یکی از بحثها یکی از ملحدین با کنایه نوشته بود قبل از خلقت توده متراکم و انفجار بزرگ ، خدا به چه کاری مشغول بود ؟ در پاسخ نوشته شد اشکال شما این است که خدا را موجودی هم اندازه و هم تراز خود و دارای ابعاد مادی می پندارید ولی قضیه اصلا اینطوری نیست. خدایی که موحدین به آن اعتقاد دارند و او را لایق پرستش می دانند خدایی است که از دامنه حسیات و حتی اوهام و تخیلات هم خارج است. او قادر به آفرینش بی نهایت جهان به موازات جهان فعلی با بی نهایت ترکیب و عنصر اولیه است و اصلا در این آفرینش دچار خستگی و ابهام علمی نیست. در واقع در این پاسخ به نحوی به موضوع جهان های موازی اشاره شده و آن را مورد تائید قرار داده بود. در ادامه نوشته شد خدایی که ما می پرستیم خدایی است ازلی و ابدی که همواره آفریننده، رازق، باعث، زنده کننده، میرانده، بخشنده، هدایت کننده و ... است و  ذاتش از صفات بد و مذموم به دور است . با این خدا هیچ بعید است که از ازل تا ابد موجوداتی مختار مثل انسان یا جن و غیر مختار مثل فرشتگان و جمادات و حیوانات با اشکال و صور مادی و متافیزیک با بی نهایت ترکیب مختلف وجود داشته باشند و با این اوصاف موضوع آفرینش جهانی که ما در آن زندگی می کنیم و انفجار بزرگ و ... اصلا در میان خلقتهای ازلی و ابدی او به حساب نمی آید و او هیچگاه نعوذ بالله بیکار و منتظر باقی نمی ماند.

اگر ایده جهانهای موازی را با این تحلیل و با این خدای قادر متعال در نظر بگیریم کاملا ممکن، حکیمانه ، عقلانی و درست خواهد بود ولی اگر خدای جل جلاله را از موضوع حذف کنیم ابتدا ، تداوم و انتهای مطلب قطع شده و به سوژه ای برای شوخی و خنده تبدیل می شود که موضوع اصلی نوشتار امروز همین است.

علی ایحال نظریات هاوکینگ منجر به تصور و تخیل جهانهایی شد که در این جهان ها دیگر انسان همه کاره نیستند بلکه ممکن است همه چیز متفاوت یا بر عکس باشد. به جای اینکه حیوانات در قفس باشند، انسانهادر قفس باشند!!!، گاوها در قصابی ها گوشت انسان را بخرند!!!، آدم برفی ها با قطعات بدن انسان که از آسمان می بارد مجسمه سازی کنند، پنیرها در جلوی دوربین برای قشنگ شدن لبهایشان بگویند آدم!! گوسفندان برای به خواب رفتن به شمارش آدمها مشغول می شوند!!!بستنی ها آدمها را لیس زده و بقیه آن را به دور می اندازند!!! گورخرها از روی خطوط آدم کشی شده عبور کنند!!! و سوژه های خنده دار دیگر. اگر استفان هاوکینگ نتوانسته بود مشکل خلقت جهان و خدا را حل کند لااقل یک سوژه بسیار ناب به دست طنزنویسان داده بود.  وقتی این بحثها مطرح شد خیلی زود طنز پردازان با خوشحالی تمام از این سوژه جدید دست به کار شده و مجموعه عظیمی از کاریکاتورها و جوکها با موضوع جهان های موازی parallel universes یا در همین حال !!!  meanwhile در ادبیات جهان مطرح شد. البته در مجلات و مقالات ایرانی کمتر به این موضوع طنز اشاره شده ولی در سایتهای اینترنتی می توان به مطالب زیادی دست یافت. در این نوشتار به برخی از این تصاویر اشاره و در صورت نیاز توضیح مختصری در خصوص آنها داده می شود

 



تاريخ : ۱۳٩٢/۱٠/۱٥ | ۱٠:٢٩ ‎ق.ظ | نویسنده : دکتر سید محمود میرافضلی سریزدی | نظرات ()