برخی حیوانات به قدری زیبا و شگفت انگیز هستند که هر بیننده ای را انگشت به دهان می کند. تعداد این زیباییها کم نیست و در هر گوشه ای از این طبیعت می توان آنها را مشاهده کرد. بر پیکره هر گیاه و حیوانی نقوشی به چشم می خورد که واقعا حیرت انگیزند و هر فرد منصفی را به این سوال وا میدارد که واقعا نقاش ماهر و چیره دست این طبیعت زیبا و حیرت انگیز کیست؟ خلقت گرایان خیلی زود جواب خود را بیان می کنند. آنها خدای خالق توانا که دارای هنر و هوشی نامحدود است را خالق این همه زیبایی می دانند ولی تکامل گرایان می گویند این زیباییها در طول میلیونها سال ایجاد شده است.

فرضیه داروین بر این فرض استوار شده که هر گیاه و حیوانی که در مقابل ناسازگارهای محیط پیرامون و درون مقاوم تر باشد امکان بقای بیشتری خواهند داشت. کاملا بدیهی است که زیبایی ظاهر، شرط بقا نیست بلکه مقاومت ژنتیکی و فنوتیپی در مقابل ناسازگاریهای درونی و بیرونی و بالاخص بیماریها و دشمنان شرط اصلی برای بقاست. البته آنها در مقام پاسخ می گویند که هر حیوانی معمولا جفت خود را از میان جفتهای دیگر بر پایه یک سری معیارها انتخاب می کند که زیبایی هم می تواند یکی از این معیارها باشد. حال این سوال مطرح می شود که آیا چیزی که انسانها آن را زیبا و ارجح می دانند از نظر حیوانات نیز زیبا و ارجح است و یا اینکه اصولا آنها زیبایی را به شکلی دیگر برای خود تعریف می کنند؟ ایا اگر حیوانی زیبا بود ولی ناتوان توسط جفت خود بر گزیده می شود؟ اگر زیبایی یک شرط مهم و اصلی در بقا باشد پس باید حیوانات زیبا و جذاب قبل از زیبایی و جذابیت حتما قوی و کاملا برگزیده باشند . آیا همیسشه اینگونه است.


موضوع زیبایی شناسی ، زیباییهای طبیعت و تناقض آن با فرضیه داروین مولد بحثهای زیادی بوده و هست و هنوز توافقی حاصل نشده است. شاید در مقالات دیگر این وبلاگ باز هم به این موضوع اشاره کنیم



تاريخ : ۱۳٩٢/۱۱/۱٩ | ٢:٢٦ ‎ب.ظ | نویسنده : دکتر سید محمود میرافضلی سریزدی | نظرات ()