علم زیست شناسی یا بیولوژی در ایران از همان روز نخست با صبغه طرفداری و موافقت با ایده های داروین و تکامل گرایی البته با توجه به وجود خدا و قبول آن به عنوان خالق هستی به دنیا آمد. کسانی که تاریخچه این علم را در ایران مطالعه می کنند بدون ترتیب در صدر زیست شناسان ایران باید حتما به نام مرحوم دکتر محمود بهزاد توجه کرده و زندگی این مرد فرزانه  خداپرست را مورد توجه قرار دهند. برخلاف برخی فرگشت گرایان امروز که بعضا از ایده تکامل داروین برای انکار وجود خدا استفاده می کنند و پرچم آتئیسم را در دست دارند  دکتر محمود بهزاد یک آتئیست و ملحد نبود بلکه یک خداپرست بود و خداپرست باقی ماند و در آثار او هیچگاه نمی توان رد پایی از آتئیسم یافت.

 مخالفت با ایده تکامل گرایی و نظریه داروین و فرگشت هرگز نباید مانع از توجه به نقاط مثبت فرزانگان این مرز و بوم شود و باید همواره نام و یاد آن اساتید که ستونهای علم و دانش را در این سرزمین برافراشتند را با احترام زنده نگه داشت و در هر فرصتی به نکویی از آنان یاد کرد. در این نوشتار سعی بر آن است تا با بهره گیری از بیوگرافی های مختلفی که در سایتها و وبلاگها منتشر شده شرح جامعی از زندگینامه این مرد فرزانه را خدمت خوانندگان محترم ارائه دهیم. در این شرح به طور بخصوص به تلاشهای استاد در خصوص توسعه و تبلیغ نظریه تکامل داروین اشاره می کنم .در پایان مطلب نیز سعی می شود تا منابع مورد استفاده در این نوشتار معرفی گردند.


کودکی و نوجوانی

دکتر محمود بهزاد سال ۲۲ اسفند ۱۲۹۲ در رشت دیده به جهان گشود ، پدرش جواهرساز بود. چون جواهرات را به سبک فرنگی می ساخت، او را مشهدی علی فرنگی ساز خطاب می‌کردند. تحصیلات دوره ابتدایی و متوسطه را در رشت گذراند و جزء اولین دیپلمه‌های گیلان بود.  در سال 1311 با خانم احسان غفاری رهبر ازدواج کرد که حاصل این ازدواج سه فرزند به نام های فرامرز ، پریچهر و هوشنگ است

محمود بهزاد در مورد شرایط زندگی خانوادگی خود ، چنین می گوید : « پدرم جواهرساز بود و خیلی آدم روشن و ضدخرافه ای بود. همه ی ما و حتی فرزندان قوم و خویش هایمان را هم ، حتی با زور ، به مدرسه فرستاد. روزنامه خوان بود و مجلات و روزنامه های بادکوبه هم برایش می آمد و در جریان مسائل دنیا بود. یادم است موقع نوشتن اولین کتاب هایم ، به تهران می آمد و هرچه را که لازم بود ، برایم تهیه می کرد ؛ گاهی هم با چه زحمتی. عمویم جواهر می ساخت و پدرم سرپرستی می کرد. هر دو هم عضو نهضت جنگل بودند. یادم هست که همیشه با تفنگ به مغازه می رفت. وقتی بچه بودم ، خیلی از جنگلی ها از جمله دکتر حشمت را دیده ام. در همین حدود اداره ثبت اسناد امروز را می گفتند « قورق کارگذار ». اینجا جایی بود که جنگلی ها را می آوردند و اعدام می کردند. صحنه ای که در کودکی بارها شاهدش بودم. خواهرم مریم که از اولین خانم های تحصیل کرده ی گیلان بود ، سال های متمادی معلم بود. بعدا“ دکتر دندانپزشک شد. خواهر دیگرم مثل مادرم بیشتر اهل عبادت بود. برادر کوچکترم ، مدرسه نظام را در کرمانشاه دید و افسر نیروی هوایی شد. آدم آرمانگرایی بود و به خاطر آرمان هایش هم جان باخت. پنج سال از من کوچکتر بود و کلا“ 39 سال هم زندگی کرد.

تحصیلات

استاد محمود بهزاد پس از اتمام دورة متوسطه، در سال 1311 وارد دانشسرای عالی شد و در سال 1314 با کسب مدال شاگرد اولی در رشته علوم طبیعی و تربیتی از آنجا فارغ التحصیل گردید . پس از اتمام خدمت نظام وظیفه رهسپار کرمانشاه شد و به مدت ۵ سال در آن استان ماند و سپس به رشت مراجعت کرد و به مدت سه سال در دبیرستان شاهپور (شهید بهشتی فعلی) به کار آموزش مشغول بود . در سال ۱۳۲۴ با توجه به علاقهٔ زیادی که به زیست شیمی داشت، به موازات تدریس در دبیرستان البرز تهران در دانشکدهٔ داروسازی ثبت نام کرد و در سال ۱۳۲۸ با اخذ مدرک دکترای داروسازی فازغ التحصیل شد.

 

تصاویر مختلف دکتر بهزاد در  دبیرستان البرز- سال 1334


دانشسرای عالی

 ترجمه و تالیف کتب

استاد دکتر بهزاد پرکارترین نویسنده و مترجم کتاب های علمی در ایران است. تعداد تالیف ها و ترجمه های او به ۹۸ جلد کتاب می‌رسد که ۶۳ کتاب را به تنهایی و ۳۵ کتاب دیگر را به یاری همکاران دانشمند خود تالیف و ترجمه کرده است. آثار او عموماً مورد استقبال و توجه دانش پژوهان، دانشجویان و دانش آموزان قرار گرفته و برخی از تالیف ها و ترجمه‌های وی همانند «داروینیسم و تکامل» اکنون به چاپ دهم رسیده است. اغلب آثار استاد بهزاد توسط ناشران معتبر همانند بنگاه ترجمه و نشر کتاب، شرکت سهامی کتاب های جیبی، امیرکبیر، خوارزمی، نیل، کتاب فروشی مرکزی و نیز انتشارات دانشگاه ها چاپ و منتشر شده است. علاوه بر آثاری که نام برده شد و نیز کتاب هایی که با همکاری دیگر استادان منتشر ساخته، صدها مقاله در زمینه‌های مختلف از وی به چاپ رسیده است. 

او به دلیل آشنایی کامل با زبان فرانسوی و مطالعات مداوم، کتاب «داروین چه می گوید؟» را به سال ۱۳۲۲ تالیف کرد. این کتاب به‌سرعت مورد توجه قرار گرفت و در بازنگری‌های بعدی شرح و بسط یافت و خلاصه‌هایی از دو کتاب «اصل انواع» و «نسب انسان» داروین نیز بدان افزوده شد و از چاپ هفتم «داروینیسم و تکامل» ‌نام گرفت. در مجموع طی ۱۰ چاپ حدود ۴۰ هزار نسخه از این کتاب منتشر شد که در تاریخ انتشار کتاب‌های علمی غیردرسی در ایران کم‌نظیر است. 

او کتاب «راز وراثت» که ترجمه کتاب «از مگس تا آدم» jan Rosta ژان روستان است را در سال ۱۳۲۳ ترجمه کرد. استاد به سه زبان فرانسه، انگلیسی و آلمانی آشنایی دارد. در سال ۱۳۳۹ با ترجمهٔ کتاب «سرگذشت زمین» تالیف جورج گاموف وی برنده جایزه سلطنتی شد.

محمود بهزاد خاطره ای از دکتر عبدالعلی طاعتی نقل می کند و می گوید : « ساده نویسی را او به من آموخت. هم نویسنده ی خوبی بود و هم شاعر خوبی. کتاب « داروین چه می گوید ؟ » را که نوشتم و آماده ی چاپ شد به او دادم که نگاهی کند. بعد از خواندن پاراگراف اول ، نگاهی به من کرد و دوباره خواند و بار دیگر نگاهی به من کردو گفت ، چه می خواهی بگویی ؟ به او گفتم. گفت ، همین را بنویس. نوشتم. بعد گفت ، حالا همین را لفظ قلم بنویس. نوشتم. گفت ، حالا مقایسه کن. دیدم تفاوت وحشتناکی دارد ، خجالت کشیدم و درس بزرگ زندگی ام را یادگرفتم. گفت ، هروقت می خواهی بنویسی ، فکر کن کسی جلوی تو هست ، داری با او حرف می زنی. در واقع این درس هم کمک بزرگی به من کرد و هم من به کمک آن خیلی ها را نویسنده کردم. معمولا“ آنچه نوشته ها را غیرقابل فهم می کند ، اظهار فضل نویسنده است. »

هم او در جایی دیگر می گوید: «وقتی کار چاپ [داروین چه می‌گوید] تمام شد، به قسمت صحافی چاپ‌خانه رفتم، طرز دوختن و جلد کردن را یاد گرفتم و تمام کتاب‌ها را با دست خودم دوختم، صحافی کردم و دادم منتشر کردند. سال بعد کتاب De la mouche a l'hommeنوشته‌ی Jean Rostant را با عنوان «راز وراثت» ترجمه کردم. در این کتاب هفت هشت مورد بود که درست نمی‌فهمیدم. برای آقای دکتر عبدالله شیبانی استاد بسیار عالی‌قدر دانشسرا بدون این که با ایشان آشنایی قبلی داشته باشم، نامه‌ای نوشتم و مشکلم را در میان گذاشتم. ایشان علاوه بر این که ترجمه‌ی صحیح پاراگراف‌های نامفهوم را نوشتند و برایم فرستادند، ضمناً چند صفحه توضیح مطالب مربوط به سؤالاتم را با حوصله و محبت تمام برایم نوشتند، که به راستی کاملاً آموزنده و مفید بود. بزرگواری ایشان که بدون هیچ‌گونه آشنایی با من این همه صمیمانه به من لطف کرده بودند و مرا روشن کرده بودند، چنان در من اثر گذاشت که هیچ گاه از یاد نخواهم برد.

ترجمهٔ کتاب «روانشناسی فیزیولوژیک» که در سال ۱۳۴۸ انتشار یافت، موجب شد برای تدریس روانشناسی فیزیولوژیک به دانشگاه تهران دعوت شود. از آن پس در دانشگاه تهران، دانشسرای عالی و مدرسه عالی دختران به تدریس زیست شناسی و روانشناسی فیزیولوژیک پرداخت. وی از سال ۱۳۳۹ به مدت ۱۵ سال در دبیرستان رازی علوم طبیعی را به زبان فرانسوی تدریس کرد.

تالیف کتب درسی

 در سال ۱۳۲۴ پس از یکی دو بار دست‌ به‌دست شدن انتشار کتاب‌های دبیرستانی بین بخش‌های خصوصی و دولتی، قرار شد تهیه‌ی این کتاب‌ها مجدداً به بخش خصوصی واگذار شود. در این میان بهزاد نیز به‌همراهی دوستانش گروه سه نفره‌ای برای تدوین کتاب‌های درسی علوم طبیعی تشکیل داد که از سال ۱۳۲۴ تا سال ۱۳۴۰ یازده جلد کتاب‌های اول تا ششم دبیرستان را تهیه و تالیف کرد. این مجموعه که تا سال ۱۳۵۲ در کلیه‌ی مدارس کشور تدریس می‌شد، عبارت بود از: بهداشت، گیاه‌شناسی، جانورشناسی، تشریح و فیزیولوژی جانوری و زمین‌شناسی. اما خصوصی‌سازی تولید کتاب‌های درسی که در آغاز با پای‌مردی بزرگانی چون بهزاد به شکوفایی رسیده بود، با به میدان آمدن گروه‌هایی سودجو در مدت کمتر از ۲۰ سال به انحطاط گرایید و دولت ناگزیر شد مجدداً تولید این کتاب‌ها را انحصاری کند.

اقتراح

 اقتراح نام مطلبی است که توسط استاد محمود بهزاد و خانم لیلی آهی در سال 1339 در مجله کتاب ماه منتشر شد. اساس این نوشته، نظرسنجی استاد در باره کتب درسی مدارس بود.این نظرسنجی در باره ی وظیفه ی کتاب های در سی، وضعیت آن ها در ایران و شرایطی که باید داشته باشند تا کم توانی های معلمان را هم پوشش دهند، می باشد. " محمود بهزاد " وظیفه ی کتاب های درسی را دادن اطلاعات لازم و اساسی می داند به صورتی که سبب کنجکاوی دانش آموزن نیز بشود. او اکثر کتاب های درسی موجود را فاقد چنین ویژگی دانسته و چند ویژگی کتاب درسی مناسب را برمی شمارد. " لیلی آهی (ایمن)" در زمینه ی وظیفه ی کتاب های درسی با "محمود بهزاد" هم نظر است و کتاب های درسی موجود را به هیچ وچه کتاب درسی مناسب نمی داند. سپس به بیان ویژگی هایی برای کتاب درسی مناسب می پردازد و در ضمن بیان می کند که کتاب درسی هر قدر مناسب باشد نمی تواند جای خالی معلم خوب را پرکند. وجود کتاب های راهنمای تدریس برای معلمان را راه حلی برای این مشکل می داند.

 این بود که بهزاد در سال ۱۳۴۱ از سوی دکتر پرویز خانلری، وزیر وقت آموزش و پرورش، مامور تاسیس «سازمان کتاب‌های درسی» شد و تا سال ۱۳۴۵ که به‌علت اختلاف با وزیر بعدی استعفا داد، ریاست این سازمان را به‌عهده داشت در این باره اینگونه نقل شده است:

در سال 1341 ( 2 سال پس از بازنشستگی ) وزیر وقت آموزش و پرورش ـ دکتر پرویز خانلری ـ طی حکمی‎‎‏ وی را مامور تاسیس سازمان کتاب درسی ایران نمود . وی با یک گروه 12 نفری برای بررسی کتابهای غربی به کشورهای امریکا ، فرانسه و انگلیس رفــت و طی سه ماه بـه بررسی کتاب های درسی آنان اقدام نمود و پس از بازگشت با سایر اساتید از جملــه دکتر علی زرگری ، دکتر صادق مبین و چهار نفر دیگر ، کتاب‌های درسی را از کلاس 7 تا 12 به سبک جدید و با تصاویر آموزنده تالیف کرد . در این باره دکتر بهزاد می‌گفت : « تمام کتابهای درسی را که در کشور منتشر می شد به متخصصان و معلمان آن رشته ها می‌دادم و آنها را هم از نظر علمی و هم از نظر غلط املایی و رسم الخط بررسی می‌کردیم » . کتاب های علوم دوره‌ی ابتدایی و راهنمایی همراه با راهنمای معلم وی و گروهش در تاریخ آموزش ایران کم نظیراست . دکترتا سال 1345 در سمت رییس این سازمان بود و سپس به دلیل اختلاف با وزیر وقت آموزش پرورش ( دکتر هدایتی ) استعفا داد و سالهای بعد بــا توجه به دعوت‌های دوباره هرگز به آن سازمان برنگشت . وی می‌گفت : « نمی‌خواستم با آن سیستم نابسامان کار کنم . گفته بودم به شرطی می‌آیم که هدف مشخص باشد » . 

 

در جای دیگر نیز ذکر شده است: وی در سال های دهه 40 به همراه استاد فرزانه توران میرهادی و مربی بزرگوار ثمینه باغچه بان و خانم ایمن کتاب های جدید علوم سوم و چهارم ابتدایی را همراه راهنمای معلم آنها تالیف کرد وی در سال های بعد به همراه استاد احمد خواجه نصیر طوسی و شادروان هوشنگ شریف زاده سه جلد کتاب علوم تجربی با سه جلد راهنمای معلم برای سه کلاس دوره راهنمایی تالیف نمود که در تاریخ آموزش ایران کم بدیل است.

مقابله با آموزش نظریه داروین در مدارس

آموزش نظریه داروین در مدارس خیلی زود با مخالفت مذهبیون و البته برخی روشنفکرهای مخالف این نظریه قرار گرفت. از مجموعه تلاشهای این افراد برخی اسناد باقی مانده که از میان آنها می تواند به سند درخ‍واس‍ت‌ ان‍ج‍م‍ن‌ اص‍ل‍اح‍ات‌ اج‍ت‍م‍اع‍ی‌ ب‍خ‍ش‌ ت‍ه‍ران‌ م‍ب‍ن‍ی‌ ب‍رع‍دم‌ ت‍دری‍س‌ ف‍رض‍ی‍ه‌داروی‍ن‌ درم‍دارس‌ م‍ت‍وس‍طه‌ که در سال 1332 در کتابخانه ملی ایران به ثبت رسیده اشاره کرد:

 

 

پس از انقلاب

بعد از سال 57 در زمان انقلاب فرهنگی ایشان به زادگاه خود شهرستان رشت باز گشت و از سال 59 انجمن داروسازان گیلان افتخار همکاری با ایشان را داشت.

در دی‌ماه ۶۰ او که اکنون بیکار و شاید در جوّ خاص انقلابی- مذهبی آن سال‌ها به‌عنوان مبلغ نظریات داروین به‌نوعی مغضوب شده بود، به فکر استفاده از مدرک داروسازی خود افتاد و تهران پرهیاهو را به‌قصد صومعه‌سرا در استان گیلان ترک گفت تا مسوول فنی داروخانه‌ی «شفا»ی این شهر شود. ولی این بار نوبت داروسازان گیلانی بود که از او برای راه‌اندازی نشریه‌ی انجمن تازه تاسیس خود دعوت کنند. این بود که پس از یکی دو سال رفت و آمد بین صومعه‌سرا و رشت، مسوولیت فنی داروخانه‌ی «شرق» را در رشت پذیرفت و تا پایان عمر در این شهر ماندگار شد. راه‌اندازی جلسات علمی ماهانه در انجمن داروسازان، علاوه بر عضویت در هیات تحریریه و ویراستاری مجله‌ی «حکمت گیل»، ارگان انجمن داروسازان گیلان، از دیگر خدمات پربار او به جامعه‌ی پزشکی این استان بود.
در طول این همه سال‌ها به همت ایشان و هیئت مدیره انجمن داروسازان گیلان اولاـ سلسله سخنرانی‌هائی از اساتید معتبر ایران در انجمن ترتیب یافت که از آن جمله چندین سخنرانی را ایشان ایراد فرمودند. ضمن اینکه اقدام به انتشار مطالب تازه علمی بصورت نشریه داخلی انجمن انجام کرد که در آغاز به صورت پلی کپی از طریق مجله حکمت گیل برای همکاران پزشک و داروساز و دندان پزشک ارسال می‌گردید. 

پس از آنکه مجله حکمت گیل در انجمن داروسازان گیلان اجازه انتشاریافت ایشان به عنوان عضو هیئت تحریریه و ویراستار افتخار همکاری را به انجمن داروسازان گیلان دادند.

انجمن داروسازان گیلان در پنج شهریور سال 1371 ایشان را به عنوان استاد داروساز نمونه خود مورد تقدیر قرار دادند.

در سال 1379 فرهنگستان علوم پزشکی ایران بپاس خدمات پزشکی و فرهنگی استاد بهزاد از ایشان تقدیر نمود و به واسطه بیش از ۶۰ سال تدریس در زمینه‌های مختلف زیست شناسی، فیزیولوژی و ژنتیک عنوان پدر زیست شناسی نوین ایران را به ایشان اعطا کرد.

شورای شهر رشت در زمانی که آقای مهندس شگفت شهردار بودند در سال 1381 بخاطر خدمات عالمانه اش از تندیس ایشان درپارک سبزه میدان رشت با حضور عده کثیری از مردم فرهنگ دوست گیلان پرده برداری کردند.


در تیرماه سال 86 جمعی از فارغ التحصیلان دبیرستان البرز با همکاری خانه فرهنگ گیلان و جمع کثیری از همکاران پزشک و داروساز و گروه‌های پزشکی و مردم فرهنگ دوست گیلان از ایشان بطور شایسته ای در سالن خاتم الانبیاء تجلیل نمودند. و با بیش از ۶۰ سال تدریس در زمینه‌های مختلف زیست شناسی، فیزیولوژی و ژنتیک به عنوان «پدر زیست شناسی نوین ایران» معروف شد. در شهریور سال 79 در مراسمی از سوی فرهنگستان علوم پزشکی کشور از مقام علمی دکتر محمود بهزاد و یک عمر تلاش او تجلیل شد . تندیس این دانشمند ایرانی به عنوان یکی از مفاخر گیلانی در سبزه میدان رشت قرار دارد . تا روزهای پایانی عمر نیز با همکاری انجمن داروسازان، مجلهٔ «حکمت» حاوی آخرین اطلاعات پزشکی و داروسازی را در رشت منتشر می‌کرد.

آخرین روزها:

دکتر بهزاد هشتم شهریور 1386در سن94 سالگی در رشت درگذشت. او تا آخرین روزهای زندگی و حتی گاه در بستر بیماری نیز از هر فرصتی برای ترجمه‌ی کتاب «ساعت‌ساز نابینا» (در زمینه‌ی تکامل) سود می‌برد. و سرانجام مرگ او نیز همچون زندگی‌اش زیبا و توام با آرامش بود.

دکترناصرجهانبخش دکتر،داروساز و  نائب رئیس جامعه داروسازان گیلان در باره آخرین روزهای حیات استاد محمود بهزاد می گوید:  دکتر بهزاد درطول عمرپر بارشان به حق شعار (زگهواره تا گور دانش بجوی) را نصب العین خود نمود و تا آخرین ماههای عمر خود هم در دانشکده ادبیات و علوم انسانی گیلان مشغول تدریس روانشناسی فیزیولوژیک وهم در انجمن داروسازان گیلان بطور مستمر از ساعت 10ـ 9 صبح بکار تدوین و ترجمه مقالات علمی می‌پرداخت.ایشان بحق انسانی سرزنده ـ شادـ منظم و عاشق زندگی و خدمت بودند روزی از این روزهای آخرین ماههای زندگی در گفتگوئی دوستانه که با ایشان داشتم قطعه کوتاهی از مقدمه کتاب زائران غریب اثر«گابریل گارسیا مارکز» را برایشان خواندم، خیلی خوشش آمد و با صدای بلند گفت عالیست شاهکار است! 

همسر و فرزندان

محمود بهزاد بعد از دیپلم در سال 1311 با دختر یک روحانی که مادرهایشان باهم دخترعمه - دختر دایی بودند ازدواج کرد. وی صاحب 4 فرزند است که یک فرزند او ، دکتر فرامرز بهزاد استاد کرسی دانشگاه بامبرگ آلمان ، با نوشته ها و ترجمه های بسیاری که در مورد آثار کافکا و برشت داشته ، در ایران کاملأ شناخته شده است. دختر او ، پریچهر در دانشگاه مونیخ ، بخش تحقیقات دستگاه عصبی کار می کند. پسر دیگرش ، هوشنگ ، آرشیتکت است و در شیراز کار آزاد می کند و پسر اولش ، منوچهر ، در آلمان تحصیل کرد و در امور چاپ متخصص شده بود که در یک تصادف در نزدیکی زالسبورگ اتریش کشته شد.

تالیفات 
بیولوژی برای همه
آیا به راستی انسان زاده میمون است؟ (چاپ ۴(
بدن من (چاپ ۲(
علوم سال سوم دبستان های کشور
علوم سال چهارم دبستان های کشور
نکاتی چند دربارهٔ ژنتیک (چاپ ۲(
نکاتی چند دربارهٔ فیزیولوژی عمومی
نکاتی چند دربارهٔ فیزیولوژی اعصاب و غدد داخلی (چاپ ۲(
نکاتی چند دربارهٔ زیست شناسی (چاپ ۲(
نکاتی چند دربارهٔ روانشناسی فیزیولوژیک
داروینیسم و تکامل (چاپ ۹(
گیاه شناسی برای سال ششم طبیعی
علم (چاپ ۴(
روانشناسی حیوانی
تئوری تکامل و روانشناسی (چاپ ۲(
مغز آدمی از دیدگاه روانشناسی، جانورشناسی (در ۱۶ جلد(
قانون جنگل
ابعاد انسانی نوع آدمی
بیوتکنولوژی

 

ترجمه ها

راز وراثت (چاپ ۲)،

قرن داروین (چاپ ۲) ،

اسرار مغز آدمی (چاپ ۲) ،

تن آدم (چاپ ۲(،

علم وراثت ،

رمز تکوین ،

اسرار بدن زندگی ما به چه موادی بسته است ،

حیات و انرژی،

بیوگرافی پیش از تولد (چاپ ۲) ،

فقط یک تریلیون ،

روانشناسی فیزیولوژیک (چاپ ۲(،

جهان از چه ساخته شده است ،

سرگذشت زمین (چاپ ۴) ،

جهان چگونه آغاز شد،

شناخت حیات ،زندگی گیاهی - سرچشمهٔ زندگی (چاپ ۲(

سرگذشت زیست شناسی ،

زیست شناسی BSCS

محدودیت های رشد (چاپ ۲(،

زمین در خطر (چاپ ۳) ،

تکامل (سری طلایی) ،

گیاه شناسی (سری طلایی(،


کانی های جهان (سری طلایی) ،

وراثت و طبیعت آدمی ،

پاولف ،

آلرژی (زیر چاپ(،

آیا به راستی مردان برتر از زنان اند؟،

جهان در سراشیبی سقوط  ،

آسم (زیر چاپ(،

دانشنامهٔ عمومی (جهان جانداران) ،

شور هستی زندگی نامه داروین ،

راز تندرستی،

درس نامه پزشکی پیشگیری و پزشکی اجتماعی ویرایش ۱۴ (ترجمه و ویرایش(،


زمینه روانشناسی هیلگارد(ویرایش ۱۴)-

«ساعت‌ساز نابینا» -ترجمه دکتر محمود بهزاد و شهلا باقری -این اثر آخرین کار ترجمهٔ دکتر بهزاد است که پس از مرگش چاپ شد.

اغلب آثار استاد بهزاد توسط ناشران معتبر همانند بنگاه ترجمه و نشر کتاب، شرکت سهامی کتاب های جیبی، امیرکبیر، خوارزمی، نیل، کتاب فروشی مرکزی و نیز انتشارات دانشگاه ها چاپ و منتشر شده است

آرا و گرایشهای خاص

محمود بهزاد که به عنوان « پدر زیست شناسی نوین ایران » یا « آسیموف ایران » شهرت دارد ، نخستین کسی است که رسم الخط ارقام صفر را تغییر داد. تا آن زمان به جای صفرهای جلوی اعداد ، نقطه می گذاشتند که با این پیشنهاد ، رسم الخط آن به صورت دایره های توخالی تغییر کرد. بالاتر از اینها باید او را مشهورترین تکامل گرای جامعه علمی ایران و به عبارت دیگر پدر فرگشت گرایی در ایران لقب داد.

خداپرستی:

 مرحوم دکتر محمود بهزاد مشهورترین طرفدار نظریه داروین در جامعه علمی ایران محسوب می شود و حداقل در سی سال اخیر کسی جای او را نگرفته است. نکته بسیار مهمی  که در آثار او به چشم می خورد این است که او از این نظریه برای رد وجود خدا استفاده ای نبرده و نمی توان او را یک ملحد یا آتئیست نامید بلکه بر عکس شواهدی در گفتار و نوشته های او وجود دارد که می توان اینگونه استناد کرد که او خدا را در وجوه مختلف و متفاوت دیگری می دید و یک خدا پرست بود و اعتقاد او به این نظریه ، هم ارز و معادل با رد وجود خدا نبود. به عنوان مثال می توان در میان انبوه خاطرات شاگردان و دوستان او به خاطره زیر اشاره کرد:

... در یکی از کتاب‌های دوره‌ی ابتدایی بعد از انقلاب، برای اثبات وجود خدا و توجیه خداشناسی، داستانی از «کبوتر و صیاد و مار» آورده شده بود که رفتارهای غریزی حیوانات را به حساب فرمان خدا گذاشته بودند. جالب بود که استاد در همان سال اول چاپ این کتاب ان را از نظر گذرانده و بسیار ناراحت شده بودند و طی نامه‌ی اعتراض‌آمیز و شدیداللحنی به وزیر آموزش و پرورش اعتراض کردند و تذکر دادند که با این همه واقعیت‌های علمی که برای اثبات وجود خدا در دست داریم چه لزومی دارد که از مسایل خرافی و غیرعلمی برای این کار استفاده شود. کتاب مذکور در سال بعد اصلاح و آن مطلب حذف شد.( دکتر غلامحسن مهدی‌زاده –داروساز- دوست نزدیک استاد)

این نکته را به این دلیل نوشتم که برخی از نویسندگان آتئیست در برخی وبلاگها و وب سایتها سعی می کنند تا از نظریات استاد سوء استفاده کرده و او را فردی هم عقیده با خود معرفی کنند در حالی که این عقیده صحیح نیست.

میهن پرستی:

استاد محمود بهزاد یک میهن پرست واقعی بود و علی رغم وجود امکانات رفاهی قابل توجه در خارج از کشور او هیچگاه زندگی در آن محیط پر از رفاه را به زندگی در کشور خویش ترجیح نداد:

روزی در سال‌ها پیش از او به‌علتی پرسیدم: «شما که همه‌ی امکانات برای‌تان در خارج از ایران فراهم بود، چرا به دیار علم و دانش نرفتید و زندگی مرفه‌تری را نخواستید؟» فرمود: «پسر! من پروریده در ایرانم و هیچ‌گاه حاضر نیستم از ایرانم چشم بپوشم و گیلانم را تنها بگذارم. هر گامی که برای زادگاهم بردارم بهترین خدمتی است که انجام داده‌ام زیرا از همین جایگاه همه‌ی پیروزی‌ها را فراچنگ آورده‌ام و چرا نباید نسل جوان و شایسته‌ی گیلان از این افتخار و پیروزی بهره داشته باشد؟»(خاطرات فریدون نوزاد- برگرفته از مجله پزشکان گیل -آبان 1388)

خاطراتی از استاد محمود بهزاد:

... همه به‌یاد داریم که اوگوست رودن (1840 تا 1917 م)، مجسمه‌ساز فرانسوی، مجسمه‌ی مفرغی مشهوری به نام «متفکر» ساخت که شهرت او را جهانی کرده است. برای من بسیار جالب بود که استاد بهزاد چه در منزل و چه در هر جایی که محل کاری داشت، عکس این مجسمه را روبه‌رو یا در کنار خود روی دیوار نصب می‌کردند. من کنجکاو شدم و علت این کار را از ایشان پرسیدم، گفتند: «این مجسمه در تمام طول زندگی‌ام الگو و رهنمای من بوده است، و باید در معرض دید من باشد تا من هر لحظه به‌یاد بیاورم که انسان هستم، قدرت تفکر دارم و می‌توانم با فکر خود محیط و اجتماع خودم، وطنم و حتی جهان را متحول کنم.» به‌راستی، او چنین کرد و بدون شک یکی از تاثیرگذارترین شخصیت‌های علمی و فرهنگی قرن حاضر ایران است که نسل کنونی و نسل‌های آینده‌ بسیاری از پیشرفت‌های خود را مدیون استاد بهزاد و بهزاد‌ها هستند وگرنه ...


مهر یزدان چون که بر جانی دمد
بر فلک اندیشه و رایش رسد
لطف حق تا عام را در کار شد
خاص را اکرام او بسیار شد
نعمت اندیشه بخشد مرد را
تا بَرَد بر عرش اعلی فرد را ( دکتر غلامحسن مهدی‌زاده –داروساز- دوست نزدیک استاد)

....روزپنجشنبه 86/6/8 جامعه علمی ایران، یکی ازبزرگترین آموزگاران علم و اندیشه را از دست داد.استاد دکتر محمود بهزاد از معدود دانشمندان ایران بود که طی 94 سال زندگی پر بار خویش بدون هیاهو به کار علمی پرداخت.او یکی ازبزرگترین پایه گذاران علوم جدید درایران بود و در پیشرفت علم و اندیشه در کشورمان چه از راه مستقیم و چه غیر مستقیم نقش بسزائی ایفا نمود. 
او آموزگاری توانا، مؤلفی دانا و مترجمی نام آشنا مسلط به زبانهای فارسی، فرانسه، آلمانی و مدیری لایق و انسانی فرهیخته و عاشق بود. او طی سالیان دراز نام آوران زیادی را در عرصه علم و دانش تربیت نمود که اینک وام دار او هستند. دکتر بهزاد در معاشرت و مصاحبت‌های دوستانه بسیار صمیمی و شاد و مهربان بود.لطف سخنانش چه درصحبت‌های دوستانه و چه در سخنرانی‌ها وچه در هنگام تدریس جذاب و خیره کننده می‌نمود. براستی او استثناء بود نه قاعده! (دکتر ناصر جهانبخش- داروساز)

…من و بهزاد با 6 سال اختلاف در یک محیط فرهنگی و آموزشی یکسان در رشت پرورش یافتیم.برای اینکه بدانید دکتر بهزاد در چه محیطی پرورش یافت توضیحاتی عرض می­کنم : درآن زمان 5دبستان دولتی و 2 تا 3 دبستان خصوصی وجود داشت . مدارس دولتی اسم و رسم داشتند و خوش­نام؛ و برخی مدارس ملی بدنام بودند.یک دبیرستان دولتی 6 کلاسه بود که سیکل اول و دوم داشت و چند دبیرستان غیر دولتی3 کلاسه بود. فقط یک رشته به نام رشته علمی بود و رشته ادبی نداشت. بعدها مدرسه­ای تاسیس شد به نام "اسلامی" که خیلی خوش نام نبود ولی رشته ادبی داشت ، که من خودم در سیکل دوم علاقه­مند شدم در دبیرستان اسلامی حضور پیدا کنم ولی پدرم اجازه نداد. آموزگاران آن موقع از نظر کیفی در سطح خیلی بالایی بودند و کسانی بودند که اهل قلم و دبیر بودند.... .


بهزاد هم در دوران جوانی و هم دوران پیری چست و چالاک بود و در هر کاری با وجدان کاری ،دقت و ظرافت کارش را انجام می­داد. او در درجه اول و بیش از هرچیز معلم بود و تا آخر عمرش معلم باقی ماند.حتی کارهای تالیف و ترجمه­اش نیز با انگیزه­ی تعلیم بود.بیشتر کارهایش علم به زبان ساده بود.این یک رشته­ای است در دنیا که نیازبه مهارت و استعداد خاص خودش را دارد.
یکی از ویژگی­های ایشان شوخ طبعی­اش بود.زمانی که بازنشسته شد زندگی­اش بارورتر شد، زیرا بیشتر آثارش مربوط به همین دوران است.وی یک زندگی یک بعدی نداشت؛ هم حیات عاطفی داشت هم جسمی و مواظب سلامت خودش بود.زمانی که در شمال تهران ساکن بودند همیشه از محل کارش تا کلک­چال را پیاده می­رفت و عضو گروه کوهنوردی کلک­چال بود. در هیچ شرایطی ورزش را ترک نمی­کرد. به نظر من ایشان 94 سال عمر نکرد بلکه 200 سال زندگی کرد؛ زیرا از تمام لحظات زندگی­اش استفاده نمود. او همان­طور زندگی می­کرد که فکر می­کرد؛ کاری که دیگران نمی­کنند. وی بی­ریا بود و هیچ تعارفی با دیگران نداشت.... او همواره در عمل الگو و معلم برای دیگران ­بود».(استاد احمد سمیعی ،عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی )

... معتقدم بهزاد مثل هیچ­کس نبود و هیچ­کس هم مثل بهزاد نمی­شود.کارهایش به هیچ­کس شبیه نبود؛ وقتی می­خواست شمارش کند از 100 به پایین را می­شمرد؛ می­گفت مغز را باید ورزش داد. در ورزش­کردن ، نرمش­های غیرمعمول انجام می­داد و در توجیح آن می­گفت باید عضلاتی را که طی روز از آن کار نمی­گیریم ،نرمش دهیم.

خودش اعتقاد نداشت که پدر زیست­شناسی نوین است ولی معتقد بود مطالب علمی زیست­شناسی را وارد کتاب­های درسی کرده­است. در خصوص استدلال علمی درجایی بحث کرد و سپس در آن خصوص تقاضای رای­­گیری نمود و سپس گفت خیر، هیچکدام درست نیست زیرا استدلال علمی نیاز به اخذ رای ندارد وگرنه انیشتین و دیگران استدلالی نمی­کردند.

بهزاد با همه اطلاعاتی که داشت از افراد متخصص دیگر نظرخواهی می­کرد و تعصبی به دانش علمی خود نداشت و درکارهای ترجمه­اش گاهی از دیگران سوال می­نمود. مرگ و زندگی را دو روی یک سکه می­دانست»....(دکتر خیابانی- رادیولوزیست)

... استاد بهزاد در مورد عنوان‌های «مجلس شورای اسلامی» و «حقوق بشر اسلامی» ایراد داشتند و استدلال می‌کردند که این عنوان‌ها از نظر دستوری و واژگانی اشتباه در کنار هم قرار گرفته‌اند و در این مورد نامه‌هایی به روسای مجلس و قوه‌ی قضائیه نوشتند، که هیچ‌یک پاسخ ندادند، به‌استثنای آقای حداد عادل که مساله را تایید کردند ولی گفتند چون در قانون اساسی به همین شکل آمده است، بنابراین چاره‌ای جز پذیرش آن نیست.( دکتر غلامحسین مهدی زاده- داروساز)

... دکتر بهزاد که مردی بود بلندقد حدود 40 ساله که موی سیاهش همیشه روغن‌زده و شانه‌زده و بسیار مرتب بود. دکتر بهزاد برخلاف معلمین دیگر به کلاس‌ها نمی‌رفت بلکه شاگردان به کلاس ایشان می‌رفتند که سالن بزرگی بود و با تخته سیاهی بزرگ که اشکال زیست‌شناسی را با گچ رنگی روی تخته می‌کشید تا همه‌ی شاگردان از آن استفاده کنند.

روش خاصی داشت. بعضی نکات را طوری تشریح می‌کرد که شاگردان هرگز فراموش نمی‌کردند. مثلاً دو نمونه را که بعد از 59 سال به‌دقت یادم هست چنین بود:سلول عصبی را روی تخته می‌کشید و دست خود را نشان می‌داد. کف دست «جسم سلول»، انگشتان دست «دندریت» و ساعد «آکسون» بود. یا رنگ‌های طیف نور را برحسب حرف اول رنگ تنظیم کرده بود به نام «بناسزنق» (بنفش، نیلی، آبی، سبز، زرد، نارنجی و قرمز) و از این قبیل زیاد داشت. قرارش این بود که درس‌های هفته‌ی قبل را این هفته و درس‌های ماه قبل را این ماه باید جواب بدهیم. یادم هست قسمت زیادی از کتاب زیست‌شناسی را حدود 54 بار تکرار کرده بودم.( دکتر هدایت‌ یزدانی- متخصص ریه)

... پروفسور محمود بهزاد، بیانگر اندیشه و نظریه <داروینیسم> در ایران است و همین امر از او چهره‌ای منحصر به فرد و استثنایی، ارایه می‌دهد. یادم هست در سال‌های دهه پنجاه، کتاب <داروینیسم> به چاپ هشتم رسیده بود که ظاهراً انتشارات خوارزمی ناشر آن بود و من نخستین بار نام محمود بهزاد را بر روی جلد همین کتاب دیده بودم(شنبه 17 شهریور 1386-هفته نامه تابان)

   
   

 

منابع:

 

شرح زندگی آقای دکتر بهزاد از زبان خودش و بخشهایی از ترجمه های آن مرحوم

سایت دبیرستان شهید بهشتی رشت 

سایت شفا نیوز

زندگینامه استاد محمود بهزاد به قلم دکتر ناصر جهانبخش

سایت ویکی پدیا

وبلاگ آقای دکتر محمود بهزاد

سایت پزشکان گیل

  

 

 

 

 

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۱/٧ | ۱۱:٠٩ ‎ق.ظ | نویسنده : دکتر سید محمود میرافضلی سریزدی | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.