مقدمه:مطلبی که در اینجا منتشر می شود یکی از مقالات منتشر شده در کتاب اطلس آفرینش نوشته آقای هارون یحیی محقق خلقت گرای ترک مسلمان است. زمینه اصلی او هنر و فلسفه است ولی در این کتاب او فرگشت را از جنبه های مختلف مورد توجه قرار داده و به لحاظ وسعت علمی مطالب به نظر می رسد در این مسیر همفکرانی از علوم دیگر او را یاری کرده باشند.برای نمایش بهتر نوشته ایشان تصاویری از سایتهای دیگر بآن اضافه شده و برخی از بخشها نیز مختصرا ویراستاری شده است

قوانین ترمو دینامیک نظریه تکامل را رد می کند

قانون دوم ترمودینامیک نظریه تکامل را رد می کند.

قانون دوم ترمودینامیک که از قوانین مهم فیزیکی به حساب می آید اقتضا می کند که همه سیستم ها به مرور زمان بدون دخالت خارجی درشرایط طبیعی مختل و خراب می گردند. مقدار خرابی و خلل هم بسته به مقدار زمانی دارد که بر آن  می گذرد. همه موجودات زنده و غیر زنده به مرور تلف شده و ازبین می روند. بر اساس این قانون این پایانی حتمی است که همه موجودات به طریقی با آن  مواجهند و راه گریزی ازآن ندارند. 


این حقیقتی است که همه ما به طور پیوسته مشاهده می کنیم. مثلا اگر ماشینی را به بیابان برده و در آنجا رها کنی و سالها بعد به آن  سربزنیم انتظار نداریم آن  را بهتر از حالت اولش بیابیم بلکه برعکس شیشه های آن  شکسته و لاستیک هایش بیرون آمده  و بر زمین افتاده اند و بدنه آن  در اثر هوا دچار خردگی وموتور آن  نیز فرسوده شده است. این پدیده در موجودات زنده سریعتر انجام می گیرد. با استفاده از قانون دوم ترمودینامیک میتوان از راه عدد و فرمول این روند طبیعی را حساب کرد.

این قانون معروف فیزیک را قانون آنتروپی (Entropy) نیز می نامند. آنتروپی یک عامل ریاضی و وسیله ای برای اندازه گیری انرژیست و در ترمودینامیک از آن  استفاده نمی شود به تعبیر دیگربه معنای میزان خللیست که دریک سیستم فیزیکی وارد می شود هر چه سیستم فرسوده تر و بی نظم تر و مضطرب تر شود این شاخص بالاتر می رود. بر اساس قانون دوم ترمودینامیک کل جهان به سمت و سوی خلل،بی نظمی واضطراب در حرکت است.

این قانون از لحاظ عملی ونظری ثابت شده است. مشهورترین دانشمندان عصر ما معتقدند که در دوره آتی تاریخ قانون دوم ترمودینامیک قانون بارز حاکم بر جهان خواهد بود. آلبرت انیشتاین این قانون را قانون کل جهان توصیف کرده است.1

نظریه تکامل به بی اعتنایی به این قانون معروف است. بلکه مکانیزمی برای طبیعت مطرح می کند که درست برخلاف این قانون است. این نظریه ادعا می کند که ذرات ومولکول های پراکنده و نامنظم و بی جان به مرور زمان به طور خود به خود دور هم جمع شده اند تا مولکولهایی بسیار پیچیده مانند اسیدآمینه ها و پروتئین ها ،RNAوDNA و آنگاه میلیون ها گونه از موجودات زنده را به وجود آورند. بر اساس این نظریه در هر مرحله از زمان موجودات زنده پیچیده تراز مرحله قبل می گردند اما قانون آنتروپی نشان می دهد که این فرایند موهوم برخلاف قوانین فیزیک است.

حتی دانشمندانی که به نظریه اعتقاد دارند به این امر اقرار می کنند. دانشمندی به نام رس می گوید: مراحل پیچیده که حیات در طول تکامل پشت سر می گذارد به شدت با نتایج قانون دوم ترمودینامیک در تضادند. این قانون می گوید که یک رویکرد دائمی وبرگشت ناپذیر به سوی خلل،اضطراب و بی نظمی وجود دارد در حالیکه نظریه تکامل می گوید که حیات به مرور زمان اشکال پیشرفته تر و منظم تری به خود می گیرد. 2

دانشمند دیگری که به این نظریه ایمان دارد از بحرانی که به دلیل تضاد با قانون دوم ترمودینامیک گریبانگیر آن  شده است می گوید: یکی از مشکلات اساسی که زیست شناسان با آن روبه رو شده اند آن  است که تکامل و قانون دوم ترمودینامیک با یکدیگردر تضادند. زیرا سیستم های زنده وغیرزنده به مرور زمان فرسوده و از پیچیدگی ونظم آنها کاسته می شود و آنگونه که تکامل می گوید پیچیده تر نمی شوند.3

این دانشمند راجر لیوین است و درمقاله ای که در مجله Science چاپ شد این را تصریح کرد.

دانشمند دیگری که به این نظریه ایمان دارد جورج استرافروپولوس است وی گفته است که بنابه قانون دوم ترمودینامیک امکان ندارد حیات به طور خودبه خود به وجود بیاید و این امکان وجود ندارد در شرایط طبیعی اشکال پیچیده موجودات زنده ایجاد شوند او در یکی از مقاله های منتشر شده در مجله American scientist که به دفاع ازنظریه تکامل معروف است نوشته است:در شرایط طبیعی امکان ندارد هیچ مولکول آلی پیچیده ای به طور خود به خود به وجود بیاید. بلکه بنا به قانون دوم ترمودینامیک باید منحل شود و درواقع هرچه مولکول پیچیده ترباشد تمایل کمتری به استقرار دارد و دیر یا زود متلاشی می شود. عملیات فتوسنتزوسایر عملیات های مربوط به حیات و حتی خود حیات را نمی توان بر اساس داده های قانون دوم ترمودینامیک و یا هر شاخه دیگری ازعلوم توجیه کرد.هرچند تلاش های خطای عمدی و غیرعمدی فراوانی برای تفسیر آن  صورت گرفته است.4

همانطور که دیدیم قانون دوم ترمودینامیک از لحاظ علمی و منطقی سد راه فرضیه تکامل است. تکامل نمی تواند هیچ تفسیر غلمی ای برای آن  بیاورد داعیان تکامل هم فقط  فکر می کنند می توانند آن  را توجیه کنند مثلا یکی از آنها که جیرمی رفکین نام دارد معتقد است که این نظریه به طرزی جادویی بر قانون آنتروپی چیره شده است:

قانون آنتروپی می گوید تکامل زندگی در این سیاره انرژی کلی را نابود می کند و ازبین می برد ولی برداشت ما از تکامل چیزی کاملا برخلاف این است. ما می بینیم که فرایند تکامل انرژی بزرگتری ایجاد می کند و به طریقی سحرآمیز بر نظم زمین می افزاید.5

آیا این عبارات می تواند معنایی غیراز این داشته باشد که تکامل صرفا یک اعتقاد کورکورانه است؟

خرافات سیستم باز

داعیان تکامل در مواجهه با این حقیقت ها برای دفاع از نظریه خود سعی کردند قانون آنتروپی را تحریف کنند. آنها گفتند که این قانون تنها در مورد سیستم های بسته (Closed Systems) صادق است و در سیستم های باز(Open Systems) صدق نمی کند.

سیستم باز یک سیستم ترمودینامیکی است که حرارت به آن  وارد و ازآن خارج می شود. اما در سیستم بسته هیچ حرارتی رد وبدل نمی گردد.داعیان تکامل گمان می کنند که دنیا یک سیستم باز است زیرا همیشه در معرض تابش خورشید قرار دارد بنابراین قانون آنتروپی در مورد کل کره زمین صادق نیست و جانداران ساده می توانند به مرور زمان به موجودات پیچیده ای تبدیل شوند.

تنها ورود انرژی به سیستمی  به معنای تامین انرژی آن  نیست. برای استفاده از این انرژی فرایند های زیادی لازم است. به عنوان مثال ماشین برای تبدیل انرژی شیمیایی بنزین به حرکت به موتور،وسیله انتقال نیرو ازموتور به چرخ ها ومکانیزم کنترول مناسب احتیاج دارد.موجودات زنده هم به همین صورت هستند.

نظریه بی نظمی(Chaos Theory)

دانشمند بلژیکی ایلیا پریگو جین به دلیل کارهایی که برای وفق دادن نظریه تکامل با قانون دوم ترمودینامیک کرده است شهرت پیدا کرده است. او نظریه بی نظمی(Chaos Theory) را نقطه آغاز خود قرار داد وفرضیاتی وضع کرد که  می گویند این جهان امکان دارد از بی نظمی به وجود آمده  باشد. ولی با وجودتلاش های فراوان نتوانست بین قانون دوم ترمودینامیک وتکامل آشتی برقرار کند. او معتقد است که در برخی از سیستم های باز در اثر ورود انرژی درجه آنتروپی یا همان بی نظمی می تواند کاهش یابد بنابراین ماده می تواند خود و حرکت خود را سامان بخشد. از آن  زمان به بعد مفهوم تنظیم خود به خود در ماده بین داعیان تکامل و دانشمندان ماتریالیست رواج پیدا کرد. آنها طوری رفتار می کنند که گوئی اصلی را که باعث این همه پیچیدگی حیات شده کشف کرده اند یا توانسته اند منشا حیات را از منظر مادی توجیه کنند.

در حالیکه اگر به بررسی این فرضیه بپردازیم متوجه می شویم که فقط در حد حرف است و هیچ حقیقتی علمی پشت آن  نیست و فقط آرزویی است که داعیان تکامل دوست دارند متحقق شود.از این فراتر شاید یک نیرنگ کودکانه باشد که در جابه جا کردن دو مفهوم معین "تنظیم خود به خود"و "ترتیب خود به خود" نمود پیدا می کند.6

"تنظیم خود به خود"و "ترتیب خود به خود"

ما از طریق مثال زیر می توانیم توضیح دهیم. ساحلی را تصور کنید که انواع گوناگون سنگ در آن  وجود دارد و به خوبی در هم آمیخته اند ازسنگ های بسیار کوچک گرفته تا سنگ های بزرگ و بزرگتر.

وقتی موج در یا به این سنگ ها برخورد می کند به هر سنگ نیرویی متناسب با حجم آن  وارد می کند به این ترتیب به مرور در اثربرخورد موج های بیشتر سنگ ها به ترتیب اندازه  از کوچک به بزرگ رو به د ریا چیده می شوند. این پدیده ترتیب خود به خود است. ساحل یک سیستم باز است و انرژی امواج با عث این طبقه بندی می شود. واضح است که نیروی این  امواج نمی تواند باعث به وجود آمدن قلعه ای از شن در ساحل شود به این دلیل همه ما با دیدن یک قلعه شنی در ساحل یقین داریم که آن  را فردی ساخته است. فرق بین ساختن یک قلعه شنی و مرتب کردن سنگ ها آن  است که اولی فرایند بسیار پیچیده ایست در حالیکه دومی فقط فرایند تکرار است. مانند این است که دستگاه تایپ فقط حرف ااااااا... را صدها بار بنویسد دلیل این می تواند متمرکز شدن انرژی ای بر روی حرف "ا" باشد و واضح است که تکرار این حرف  هیچ اطلاعاتی دربرنخواهد داشت بنابراین پیچیدگی هم ندارد و چیده شدن حرف ها در کنار یکدیگر به نحوی که معنایی داشته باشد محتاج درک و شعور است.

این پدیده در اتاقی که پر از گرد وخاک است با وزش باد هم روی می دهد . قبل از وزش باد گرد وخاک در همه جای اتاق پراکنده بود ولی بعد از آن  همه آنها در گوشه ای جمع می شوند این امر ترتیب خود به خود است. اما این گرد و خاک ها تنها با وزش باد نمی توانند تصویرچهره انسان را به وجود بیاورند.

داعیان تکامل هم می گویند ماده می تواند به خود سامان و نظم ببخشد و بعد مثال هایی از ترتیب خود به خود می آورند تا این دو مفهوم را در هم بیامیزند.. پریگو جین هم مثال هایی از ترتیب خود به خود آورده  است.

در کتاب (The Mystery of Life’s Origin) تاکستون، برادلی واولیسین که سه دانشمند آمریکایی و مولفین این کتاب هستند این حقیقت را توضیح داده اند: در هریک از حالت های حرکت بی نظم مولکول ها درمایعات رفتاری جایگزین می شود که به مرتب شدن این مولکول ها می انجامد. پریگو جین، ایجین و... فکر می کنند که امکان وجود رفتاری شبیه به تنظیم خود به خود در شیمی آلی وجود داشته باشد و این امر سبب اصلی پیچیدگی شدید مولکول های بزرگی است که وجود آنها برای حیات الزامی است. اما مثال هایی که دانشمندان ذکر کرده اند ارتباط ضعیفی با منشا حیات دارد. یکی از دلایل این امر این است که آنها نتوانسته اند بین دو مفهوم ترتیب خود به خود وپیچیدگی خود به خود تمایز قایل شوند. ترتیب خود به خود نمی تواند به انباشته شدن حجم زیادی ازاطلاعاتی که برای سیستم های زنده لازم است بیانجامد. سیستم های زنده به هماهنگی دقیق بین اجزا نیازدارند نه چینش منظم آنها. خلط این دو مبحث در مثال هایی که آورده  اند عیب بزرگ و خطرناکیست و رابطه ای بین ترتیب خود به خودی که در اثر ورود انرژی به وجود می آید وکاری که برای هماهنگ ساختن این مولکول های بزرگ انجام می شود وجود ندارد. آن  هم مولکول هایی که حاوی اطلاعات زیاد اما فشرده هستند مانند پروتئین ها و DNA.7

در حقیقت پریگوجین خود ناچارشد بپذیرد که آنجه را وی مورد بحث و بررسی قرارداده بود نمی تواند سببی برای منشا حیات باشد و می گوید: برای حیات لازم است فعالیت مولکول ها به ترتیبی پیشرفته تر برسد که عبارت است از ترتیب سلول.  اما این مشکل پیچیده ترازان است که بتوان با این فرض ها آن  را حل کرد.8

بنابراین چرا داعیان تکامل هنوز هم می کوشند تفسیرات و سناریوهای غیر علمی از قبیل تنظیم خود به خود ماده را تصدیق کنند.

شاپریو، استاد دانشگاه نیویورک و کارشناس اسید های آمینه ایمان داعیان تکامل به این نظریه و ماتریالیسمی که پشت آن  مخفی است را این گونه توضیح می دهد: برای  آنکه برروی شکاف بزرگ بین ترکیب شدن مواد شیمیایی و اولین عملیات های فعال تکرار پل بزنیم باید به یکی از اصول تکامل برسیم. البته این اصل تا کنون نه اثبات شده و نه توضیح داده شده است بلکه فقط انتظار می رود و به آن  اسم هایی مانند تکامل شیمیایی وتنظیم خود به خود ماده داده اند.در فلسفه ماتریالیسم دیالکتیک این را یک امر مسلم تلقی کرده اند. الکساندر اوبرین آن  را بر اصل حیات  تطبیق داده است.9

این موضع به  روشنی نشان می دهد که تکامل در تضاد با علم و روش تجربی قرار دارد. وجود جانداران را فقط با نیروهای ماوراء الطبیعه می توان توجیه کرد. این نیروها همان قدرت خداوند  می باشند که کل جهان را از نیستی آفرید. علم ثابت کرده است که نظریه تکامل از نظر قوانین ترمودینامیکی کاملا مردود است و حیات تفسیری به جز آفرینش خداوند نمی تواند داشته باشد.

.1 Jeremy Rifkin, Entropy: A New World View, New York, Viking Press,1980, p.6

2. J. H. Rush, the Dawn of Life, New York, Signet, 1962, p 35

3. Roger Lewin, “A Downward Slope to Greater Diversity”, Science, vol.217, 24.9.1982, p. 1239

4. George P. Stravropoulos, “The Frontiers and Limits of Science”, American Scientist, vol. 65, November-December 1977, p.674

5. Jeremy Rifkin, Entropy: A New World View, p.55

6. For further info, see: Stephen C. Meyer, “The Origin of Life and the Death of Materialism”, 1. Jeremy Rifkin, Entropy: A New World View,New York, Viking Press, 1980, p.6

2. J. H. Rush, The Dawn of Life, New York, Signet, 1962, p 35

3. Roger Lewin, “A Downward Slope to Greater Diversity”, Science, vol.217, 24.9.1982, p. 1239

4. George P. Stravropoulos, “The Frontiers and Limits of Science”, AmericanScientist, vol. 65, November-December 1977, p.674

5. Jeremy Rifkin, Entropy: A New World View, p.55

6. For further info, see: Stephen C. Meyer, “The Origin of Life and the Death of Materialism”, The Intercollegiate Review, 32, No. 2, Spring 1996

7. Charles B. Thaxton, Walter L. Bradley & Roger L. Olsen, The Mystery of Life’s Origin: Reassessing Current Theories, 4. edition, Dallas, 1992. Chapter 9, p. 134

8. Ilya Prigogine, Isabelle Stengers, Order Out of Chaos, New York, Bantam Books, 1984, p. 175

9. Robert Shapiro, Origins: A Sceptics Guide to the Creation of Life on Earth, Summit Books, New York: 1986, p. 207The Intercollegiate Review, 32, No. 2, Spring 1996

7. Charles B. Thaxton, Walter L. Bradley & Roger L. Olsen, The Mystery of Life’s Origin: Reassessing Current Theories, 4. edition, Dallas, 1992. Chapter 9, p. 134

8. Ilya Prigogine, Isabelle Stengers, Order Out of Chaos, New York, Bantam Books, 1984, p. 175

9. Robert Shapiro, Origins: A Sceptics Guide to the Creation of Life on Earth, Summit Books, New York: 1986, p. 207

 

منابع دیگر:

مقاله بسیار جالب Entropy Versus Evolution – A Philosophical Conundrum که در آن موضوع تقابل نظریه تکامل با آنتروپی به زبانی بسیار ساده مورد توجه قرار گرفته است



تاريخ : ۱۳٩۳/۱/۱٠ | ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ | نویسنده : دکتر سید محمود میرافضلی سریزدی | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.