مناظره داوکینز و شلدراک

برنامه جنجالی دو بخشی او در اگوست 2007 تحت عنوان دشمنان حقیقت Enemies of Reason تداوم برنامه ضد مذهب دیگری تحت عنوان  ریشه همه بدیها؟ The Root of All Evil? بود  .درست قبل از ساخته شدن فیلم دشمنان حقیقت از تلویزیون به من گفته شد که داوکینز مایل است با من در باره توانمندیهای غیر قابل توضیح انسانها و حیوانات بحث کند.  من مایل به شرکت نبودم ولی نماینده تلویزیون من را مطمئن ساخت که این مستند به طور کلی متعادل تر از مجموعه مستند ریشه تمامی بدیها؟ است. او گفت ما خیلی مایلیم مناظره بین دو دانشمند در باره شیوه های تحقیق را ببینیم. موافقت کردم ....هنوز نمی دانستم چه پیش می آید...آیا داوکینز کماکان در ذهنش یک دیوار آتش متعصبانه و دگماتیک برای ورد هر گونه استدلال در دهنش بر علیه باورهایش ایجاد خواهد کرد؟ و یا اینکه او با دهنی باز امکان یک مناظره لذت بخش را فراهم خواهد کرد؟

در مناطره داوکینز گفت احتمالا ما در باره خیلی نکات با یکدیگر موافقیم ولی آنچیزی که مرا نگران می کند این است که احتمالا شما همه چیز را قبول داری . دانش باید بر پایه حداقل باورها و اعتقادات برپا شود. Science should be based on the minimum number of beliefs.”
من به او پاسخ دادم : بله ، موافقم ولی من نگرانم که شما با تعصب برخورد کنی و باعث ایجاد حسی بد از دانش در ذهن مردم شوی.

او گفت: اگر روانتیک به قضیه نگاه کنیم ، من به تله پاتی اعتقاد دارم ولی هیچ دلیل متقنی برای اثبات آن وجود ندارد. او تمامی تحقیقات صورت گرفته را ندیده گرفت. او سپس با اشاره به یک واقعه تاریخی گفت اگر واقع تله پاتی رخ داده باشد باید بگوئیم که علم فیزیک سرنگون شده است. او افزود ادعاهای فوق العاده، نیاز به شواهد فوق العاده دارند  “Extraordinary claims require extraordinary evidence.”

 به او گفتم بستگی به آن دارد که شما چه چیزی را فوق العاده می دانید . به عنوان مثال بسیاری از مردم می گویند که تله پاتی را تجربه کرده اند بخصوص در مورد تماسهای تلفنی . در این مورد تله پاتی یک موضوع عای است و این که همه مردم دچار توهم شده اند یک ادعای فوق العاده و غیر عادی است.

در ادامه بحث ما به این توافق رسیدیم که برای اثبات یک ادعا نیاز به مطالعات کنترل شده است(مطالعاتی که دارای گروه کنترل و شاهد است و اصولا تحقیقاتی که من انجام می دهم از همین سنخ است.

هفته قبل یک نسخه از مقالات خویش را برای او ارسال کردم. او خرسند نبود و گفت من نمی خواهم در باره شواهد صحبت کنم!!!. پرسیدم چرا؟ گفت وقت کافی ندارد و مطالب ارسالی خیلی پیچیده است !!!

ادامه مطلب خیلی مفصل است و از خوانندگان محترم دعوت می کنم اصل مقاله را در سایت آقای شلدراک مطالعه فرمایند.

تحلیل: آقای داوکینز بزرگترین بیولوژیست فرگشت گرا  یک نقطه ضعف بزرگ دارد و آن این است تمامی تخیلات خود در باره اجداد انسان را مستند و واقعی و عین علم می داند ولی استدلالات مخالفین خود را بدون سند، غیر واقعی و غیر منطقی می داند. او وقتی با یک دانشمند اهل فن و زبر دست مثل اقای شلدراک روبرو می شود خیلی زود به حاشیه می رود و مغلوب می شود.کاملا واضح است که انسان در پشت این ظاهر ساده و پیکره مادی دارای یک باطن و روح بزرگ و بسیار پیچیده است. هیچ انسان عاقلی این بعد غیر مادی را انکار نمی کند ولی داوکینز متعصبانه و بدون توجه به مقالات متعدد دانشمندان و علمای علوم مختلف تمامی این استدلالات را رد می کند.

ما در مقالات متعددی که در این وبلاگ منتشر شده سعی کرده ایم به بی اساس بودن تفکرات آتئیستها و بالاخص بی پایه بودن موضوع فرگشت اشاره کنیم. تفکر فرگشت توسط دانشمندان متعصب و بی منطقی همچون داوکینز تبلیغ می شود و سراسر کتب او مملو از این تعصبات و مطالب بی پایه است.او خداپرستان و پیروان متافیزیک را بدون منطق و دشمنان حقیقت می داند ولی وقتی خود با انبوهی از استدلالات فنی از یک دانشمند زبر دست  روبرو می شود می گوید اینها پیچیده است و وقت بررسی آنها را ندارد. او علم و دانش را بزرگترین دشمن دین می داند و ادعا می کند می توان با استدلال و دلیل، دین و متافیزیک و خدا را به کلی رد کرد ولی خود از استدلالهای دیگران می می گریزد.واقعا دشمن حقیقت و دلیل کیست؟

/ 10 نظر / 143 بازدید
خسرو

سلام خسته نباشید.جری فودور فیلسوق آمزیکایی است که بیشتر در حوزه فلسفه ذهن و ربان کار می کند.اما کتابی در مورد نظریه داروین تالیف نموده که انتفاداتی فلسفی به این نظریه دارد.در لینک زیر مصاحبه ای با وی موجود است: http://doran.persianblog.ir/

خسرو

http://doran.persianblog.ir/post/140/

احسان

سلام ممنون بابت نظری که توی وبلاگم گذاشته بودیت، چون تمایل به بحث داشتید بهتون یه ایمیل زدم در مورد دشمنی داوکینز با دین باید بگم که خودش به این دشمنی معترفه ولی من توی چند تا کتابی که ازش خوندم احساس نکردم این دشمنی روی بحثای علمیش تاثیری گذاشته باشه، بحثای علمیش کاملا ساده، قابل فهم و بدیهی ان و دنیای جدیدی جلوی چشم آدم باز میکنن، در وجدان علمیش هم همین بس که حاضر نشد وجود خدا رو صد در صد انکار کنه و شاید این ما باشیم که به خاطر اعتقاداتمون با دید مغرضانه به این مسائل علمی نگاه میکنیم

سمیه

خاک تو سرت آقای دکتر! تو واقعا خودت رو یه آدم علمی می دونی؟

علیرضا

با سلام من فکر نمی کنم دیگه بحثی بین علم و دین وجود داشته باشه . علم دین را با خاک یکسان کرده . قرآن و انجیل کاملا در تعارض با علم هستند . البته در مورد اینکه آفریدگاری وجود دارد یا نه می توان بحث عقلی انجام داد اما کار مذاهب دیگه تموم شده خودم فصل پیدایش انجیل رو خوندم خداییش از خنده مردم . خدای قرآن و انجیل عقده ای و بی سواد است شعور علمی اش از مردم عادی هم کمتر است چه برسد به دانشمندان . خدای قرآن و انجیل جهانی را آفریده که خودش قوانینش را نمی داند . توجه شما را به این جمله علمی و عقلانی از قرآن جلب می کنم : سوره حجر آیه 18 : خداوند از شهابسنگ ها برای جلوگیری از استراق سمع شیاطین استفاده میکند .

علیرضا

آقای دکتر شما یک انسان تحصیل کرده هستید چطور می تونید چنین تفکر خامی داشته باشید . اگر خدایی باشد مگر در آسمان زندگی می کند که کسی بخواهد به سخنان او در اتمسفر گوش کند و بعد با شهاب سنگ زده شود . چطور می توانید به این راحتی چنین جمله خنده دار و مضحک در قرآن را بپذیرید .

ف ف

جناب دکتر واقعا پاسخهای شما بسیار سطحیه. نکات آقای علیرضا بسیار دقیقه و متاسفانه شما هم هیچ پاسخی ندارید. کجا علم از دین نشات گرفته؟ دین غیر از خرافه چه مبحث علمی داشته؟ دین چه کمکی به بشریت انجام داده؟ دین کاملا در مقابل علم قرار گرفته در طول تاریخ. و اصلا با فرمایش شما که اسا دین علم است اصلا صحیح نیست. دین کاملا در تضاد آشکار و ضدیت با علم است و به هیچ عنوان نمیتوان استدلالی علمی برای مقوله های مذهبی پیدا کرد. مثلا همین خرافات در مورد فرشتگان و شیطان را. باعث تاسفه

سینا

سلام اول باید بگم ما از نظر اعتقادی با هم فاصله ی بسیاری داریم من به هیچ عنوان به موجود یا مفهمومی به نام خدا اعتقاد ندارم اصلا با خرد جور در نمیاد علم صد ها قبل جوا دین را داده از اقای هیوم گرفته تا آقای هاوکینگ و داروین و..... یک چیز که باید در باره ی خدا و علم بگم اینکه علم نمیتونه خدا رو رد ویا اثبات کند البته این نظر من نیست این رو هم عالمان گفتند و هم دین مداران و هم خداپرستان آن ها گفتند که خدا در عالم غیب هست و ربطی به این دنیای مادی نداره و علم برای این دنیاست خب ابته من مخالفم خب ولی اگر علم خدا رو رد و یا اثبات نمیکنه ولی اثبات خدا رو رد میکنه میتونه این کارو انجام بده پس اول اینکه با علم هیچ وقت نباید خدا رو اثبات کرد خب این از علم و خدا به نظر من شما اولا در حدی نیستید که بخواهید با آقای داوکینز در بیفتید چون اگر اینجا مناظره ای بود قائدتا شکست میخوردید این مصاحبه هایی که مذهبیون حالا با داوکینز میکنند م یک مستند هم در باره اش دارم محیط و طرز سوال پرسیدن هارو به گونه ای میکنند که اون فرد رو (داوکینز) رو گناه کار و بی جواب جلوه دند در آخر میخواستم بگم که این پست از نظر محتوایی به قدر 0 میباشد مر

پرنیان هوشمند

دشمن حقیقت شمایید که همه چیز رو سانسور می کنید بذارید آدما خودشون تصمیم بگیرن خداتون گفته

sophie seiadat

سلام خسته نباشین،مسیله ی وجود خدا ی مبحث جدا ست ولی تکامل احتمال وجودش رو کم میکنه ولی کاملا نمیتونه رد کنه شاید استاد داوکینز از لحاظای دیگر رد میکنند من خودم طی ی پروژه ای داشتم نهج البلاغه و قرآن رو مورد بررسی قرار میدادم ک ببینم با فرگشت تطابق دارند یا خیر...متاسفانه نداشت و سراب ذهن من بود بعدها با اشتباه و دروغین بودن دین پی بردم ولی خدارو کاملا رد نمیکنم...از نظر من چیزهایی تحت عنوان روح متافیزیک وجود نداره و سراب ذهن ماست...اگرچه حلقه های حد واسط بین انسان و میمون تاکنون پیدا نشده ولی مگه برای بستن ی موضوع ب چنتا مدرک نیاز هست؟خیلیها در معرض فسیل نبودن...اونم شبه انسان ها و انسانها ک درمکان هایی ک احتمال فسیل شدنشان خیلی کم بود زنگی میکردند...ما نمیتونیم ب عقب برگردیم و ذقیق ببینیم ولی کافیه ب جانوران دیگر و دایناسورها نگاه کنیم اصلا ب آغازیان نگاه کنیم...حلقه های حد فاصل ب طور واضح در جانوران دیگر هست...اینکه حلقه ی نزدیک رو پیدا نمیکنیم ب این دلیل نیست ک تکامل رخ نداده...نمیگم تکامل کاملا درسته ولی فعلا منطقی ترینه...نظریه خلقت ناگهانی خیلی دور از عقل و غیرمنطقیه...و همون خلق الساعه رو نشون میداد که